پنج‌شنبه 14/ 1 / 1404

بررسی تحولات افغانستان

مهاجرین افغان مقیم ایران و دیگر کشورها در معرض پدیده انگ اجتماعی قرار دارند که یکی از پیامدهای عمده‌ی تفاوت نژادی، ملیتی و قومیتی در جوامع ناهمگون است. این پدیده گروه‌های خاصی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و نگاهی به وضعیت مهاجرین افغان در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که این پدیده در مورد آنان مشهود است.

اروین گافمن دانشمند علوم اجتماعی انگ اجتماعی را به 3 دسته تقسیم می‌کند که یک دسته از آن ناشی از شاخصه‌های ملیتی هستند. در تشریح بیشتر این مفهوم باید گفت که انسان‌ها از طریق مشاهده چگونگی تعامل دیگران با خود و برچسب زدن دیگران، درکی درباره خود به دست می‌آورند و عکس‌العمل نشان می‌دهند.
این یادداشت به بررسی پیامدهای انگ اجتماعی بر هویت اجتماعی مهاجرین افغان مقیم ایران و رفتارهای مقابله‌ای آنان می‌پردازد.

انگ اجتماعی و طرد اجتماعی
انگ اجتماعی به عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی، فرآیندی است که طی آن یک فرد یا گروه به دلیل ویژگی‌های خاص، از سوی جامعه به عنوان «نامطلوب» تلقی می‌شود و در نتیجه از دسترسی به فرصت‌های برابر محروم می‌گردد. گافمن میان هویت اجتماعی بالقوه (آنچه فرد باید باشد) و هویت اجتماعی بالفعل (آنچه فرد واقعاً هست) تمایز قائل می‌شود.

انگ اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که میان این دو سطح از هویت، شکاف ایجاد شود. بر اساس این اندیشه، افراد در برخوردها و روابط خود با دیگران تلاش می‌کنند چهره‌ای آرمانی و دلخواه از خود به نمایش بگذارند و زمانی که میان این تصویر آرمانی و واقعیت‌ها شکاف بیفتد، فرد دچار انگ اجتماعی می‌شود. مهمترین دغدغه فرد با انگ اجتماعی، دغدغه پذیرفته شدن از سوی دیگران است، آنچه در مقام عمل چندان دست‌یافتنی نیست، چرا که انتظار برخورد طبیعی دیگران با این افراد تنها زمانی برآوردنی است که یا دیگری خود واجد آن انگ باشد یا این دیگری جز گروه “آگاهان” بوده و در صدد همدردی با فرد انگ ‌خورده برآید.

در این میان، یکی از اشکال اّنگ‌ها، انگ اجتماعی قومی و ملیتی است که در جوامع میزبان، به‌ویژه در مواجهه با مهاجرین و اقلیت‌ها بروز می‌یابد. برای مهاجرین افغان مقیم ایران، این انگ اجتماعی نه‌تنها در حوزه‌ی تعاملات اجتماعی بلکه در برخی نگاه‌های سیاسی نیز بازتاب داشته و منجر به شکل‌گیری تجربه‌ی دیگری‌سازی و طرد اجتماعی شده است.

با توجه به پیشینه تاریخی و شرایط اجتماعی مهاجرین افغان مقیم ایران، برچسب‌های اجتماعی و پیش‌داوری‌های عمومی، منجر به ایجاد احساس «دیگری بودن» و بحران هویتی در میان این گروه می‌شود. انگ اجتماعی به‌عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی، سبب گردیده که مهاجرین افغان مقیم ایران، به دلیل ویژگی‌های خاص فرهنگی، قومیتی و ملیتی مورد پذیرش عموم جامعه قرار نگیرند و در نتیجه از دسترسی به فرصت‌های برابر محروم گردند به طوری که در بسیاری از حوزه‌های زندگی، همچون اشتغال، آموزش، و تعاملات اجتماعی، محدودیت‌های قابل‌توجهی را تجربه می‌کنند.

پیامدهای انگ اجتماعی بر هویت اجتماعی مهاجرین افغان مقیم ایران
طبق پژوهش‌های صورت پذیرفته در باب شکل‌گیری تصور مهاجرین از خود در تعاملات با جامعه ایران، این امر ثابت شده که نپذیرفتن آنها از سوی جامعه ایران از یک‌سو سبب فاصله‌گیری از ایرانیان و و تمایل نداشتن به برقراری رابطه با جامعه مبدا شده و ترجیح آنها بر معاشرت با شبکه‌ روابطی می‌گردد که با مهاجرین می‌سازند و از دیگر سو سبب تشدید محرومیت این افراد از جریان اصلی فرصت‌های ارائه شده در جامعه شده است.

برخی از متفکران معتقدند کنش متقابل زمانی شکل صحیح و کامل خود را پیدا می‌کند که کنشگران بتوانند بر سر هنجارها و ارزش‌های مشترک به “توافق” برسند، در غیر این صورت، جدایی یک گروه از جامعه و توافق نداشتن در هنجارهای جامعه سبب شکل‌گیری گتوها و خرده‌فرهنگ‌هایی می‌شود که اعضای آنها خود را از سایر افراد جامعه جدا و متفاوت می‌دانند. ت

تجربه زیسته مهاجرین افغان مقیم ایران نشان می‌دهد تعاملات روزمره با ایرانیان سبب شکل‌گیری فهم متقابل میان آنان نشده است و آنها حائلی را میان خود و ایرانیان می‌بینند. در حقیقت میان این کنش‌های متقابل نسبت به ایرانیان هم تصوری در برابر مهاجرین افغان مقیم ایران شکل می‌گیرد که اهمیت آن به این دلیل است که این تصورات موجب شکل‌گیری نحوه کنش‌ها و واکنش‌ها و جهت‌دهی به رفتارهای طرفین می‌شود.

انگ اجتماعی در موضوع مهاجرین افغان مقیم ایران، دو پیامد عمده بر هویت اجتماعی آن‌ها دارد:
۱. پنهان‌سازی هویت: بسیاری از مهاجرین افغان مقیم ایران، به‌ویژه نسل‌های دوم و سوم (متولدین ایران)، سعی می‌کنند افغان بودن خانواده و والدین خود را پنهان کنند تا از برچسب‌های اجتماعی منفی در امان بمانند. این پنهان‌سازی می‌تواند از تغییر لهجه و نام گرفته تا عدم اظهار هویت قومی در محیط‌های اجتماعی را شامل شود.
دلیل اینکه این پنهان‌سازی در میان نسل دوم و سوم مشاهده می‌شود این امر است که متولدین ایران مراحل اجتماعی شدن و رشد را در جامعه ایرانی از شروع مدرسه تا بزرگسالی گذرانده‌اند، اکثرا این دسته از افراد خود را جدا از فرهنگ ایرانی نمی‌بینند، مفاهیم ارزشی مشترک، شبکه ارتباطی دوستان، گویش و لهجه ایرانی، سبک زندگی، نوع پوشش، نوع تفریحات و … همگی در اشتراک با فرهنگ ایرانی برای آنها شکل گرفته، بنابراین به دلیل اشتراک با جامعه میزبان و هویت‌یابی در این جامعه، برای جلوگیری از برچسب مهاجر و طرد اجتماعی تلاش بر عدم ابراز هویت والدین خود دارند تا مبادا چنین انگ اجتماعی را متحمل گردند، در حقیقت شکافی که این گروه از نظر هویتی احساس می‌کنند سبب پنهان‌سازی هویت می‌گردد.

مهاجرین افغان مقیم ایران، به‌ویژه نسل‌های دوم و سوم (متولدین ایران)، سعی می‌کنند افغان بودن خانواده و والدین خود را پنهان کنند.

۲. دوگانگی هویتی: دسته‌ای دیگر از مهاجرین مقیم ایران در تلاش‌ هستند که خود را با جامعه‌ی میزبان تطبیق دهند و از طرفی دیگر، احساس تعلق به فرهنگ و هویت ملی خود را با شبکه‎سازی میان مهاجرین دیگر نیز حفظ کنند. این وضعیت باعث ایجاد نوعی «بحران ‌هویتی» در میان مهاجرین افغان مقیم ایران شده که بر روابط اجتماعی و وضعیت روانی آن‌ها تأثیرگذار است.

رفتارهای مقابله‌ای مهاجرین مقیم ایران در برابر انگ اجتماعی
در مواجهه با انگ اجتماعی، مهاجرین افغان رفتارهای مختلفی را اتخاذ کرده‌اند:
– همسان‌سازی با جامعه‌ی میزبان: برخی مهاجرین تلاش می‌کنند با تغییر رفتار، پوشش و لهجه‌ی خود، در جامعه‌ی میزبان جذب شوند.
– ایجاد شبکه‌های اجتماعی مستقل: به دلیل طرد اجتماعی، مهاجرین افغان مقیم ایران تمایل بیشتری به ایجاد و حفظ روابط درون‌گروهی دارند و اغلب در شبکه‌های اجتماعی‌ فعالیت می‌کنند که متشکل از هم‌تبارانشان است. این وضعیت منجر به تشدید انزوای اجتماعی آنان و کاهش تعاملات میان‌فرهنگی شده است.
– مقاومت فرهنگی: گروهی از مهاجرین افغان مقیم ایران به جای پذیرش انگ اجتماعی، با تأکید بر ارزش‌های فرهنگی و تاریخی خود، هویت قومی‌ خود را تقویت می‌کنند.
– فاصله‌گیری: برخی مهاجرین، در واکنش به برچسب‌زنی و تبعیض‌های اجتماعی، استراتژی فاصله‌گیری را اتخاذ می‌کنند که به تشدید احساس بیگانگی و جدایی از جامعه‌ی میزبان منجر می‌شود.

نتیجه‌گیری
انگ اجتماعی ملیتی و قومی به عنوان یکی از موانع اصلی پذیرش اجتماعی مهاجرین افغان مقیم ایران، تأثیر عمیقی بر هویت اجتماعی، تعاملات روزمره و فرصت‌های آنان داشته است. این مسئله نه‌تنها باعث شکل‌گیری احساس بیگانگی و بحران هویت در میان آنان شده، بلکه بر میزان مشارکت اجتماعی و توسعه‌ی فرصت‌هایشان نیز تأثیرگذار بوده است.

یکی از ابعاد مهم انگ اجتماعی، تاثیر آن بر خودپنداره فردی است. زمانی که یک گروه اجتماعی به طور مداوم با انگ‌های منفی مواجه شود، ممکن است برخی از اعضای آن گروه این برچسب‌ها را بپذیرند و درونی‌سازی کنند، این پدیده سبب می‌گردد تا احساساتی چون: شرم، کم‌ارزشی، کاهش اعتماد‌ به ‌نفس و انزوا در میان مهاجرین صورت گیرد.

محدودیت‌های قانونی و پیش‌داوری‌های اجتماعی منجر به کاهش احساس تعلق مهاجرین افغان مقیم ایران به جامعه‌ی میزبان شده است. عدم سیاست‌گذاری دقیق و مدون، فعالیت برخی رسانه‌ها که با ترویج تصویر منفی از مهاجرین حضورشان را با جرم و ناامنی پیوند داده‌اند و گفتمان روزمره و غالب در سطح جامعه این انگ اجتماعی را عادی‌سازی نموده و به این امر که گروه مهاجرین فرودست هستند نیز مهرتاییدی زده که خود سبب چالش‌هایی در حوزه اشتغال، آموزش و خدمات اجتماعی برای آنها گردیده است.

این چرخه به دلایل فوق خود را بازتولید می‌نماید و اقداماتی از قبیل اصلاح گفتمان رسانه‌ای، اصلاح سیاست‌های قانونی برای مهاجرین قانونی و دارای مدرک بخصوص نسل دوم و سوم مهاجرین که متولد و بزرگ شده ایران هستند و آموزش عمومی و بین‌فرهنگی ضروری به نظر می‌رسد. زمانی انگ اجتماعی قدرت خود را از دست می‌دهد که جامعه میزبان و مهاجرین آن را به چالش بکشند و پذیرش اجتماعی افراد دارای انگ اجتماعی و ادغام اجتماعی آنها افزایش یابد،
این گزاره صحیح است که عده‌ای از مهاجرین غیرقانونی و بدون مدرک می‌توانند چالش‌های امنیتی ایجاد نمایند که رفع این معضل خود مستلزم مدیریت و سیاست‌گذاری توسط نظام‌های سیاسی است، اما حضور این دسته از مهاجرین نباید ما را از خیل عظیم نیروی انسانی مهاجر بالقوه‌ای که در صورت ادغام اجتماعی و پذیرش از سوی جامعه می‌توانند در جهت توسعه کشور میزبان نیز گام‌های اثرگذار بردارند غافل نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *