بررسی تحولات افغانستان
از زمان تشکیل کشوری به نام پاکستان، به دلیل اختلافات ارضی و تضاد منافع، همواره سطحی از تشنج در روابط افغانستان و پاکستان حکمفرما بوده است. در این بین، افغانستان محصور در خشکی، برای دسترسی به آبهای آزاد عمدتا به مسیرهای ترانزیتی پاکستان از جمله بندر کراچی وابسته بوده و همین وابستگی یکی از مهمترین ابزارهای فشار اسلام آباد بر کابل بوده است.
انسداد مرز به ویژه در مقاطع حساس به بخشی از رویه روز مره پاکستان تبدیل شده است. حتی در زمان حضور آمریکا در افغانستان، بهخصوص در زمان اشرف غنی، پاکستان به طور مکرر اقدام به انسداد مرزهای تورخم و اسپین بولدک میکرد. در زمان حاکمیت طالبان نیز که روابط دو کشور بیش از قبل متشنج شده است، پاکستان بارها مرزهای خود با افغانستان را به دلایل مختلفی مسدود ساخته است تا کابل را تحت فشار اقتصادی و سیاسی قرار دهد. آخرین مورد انسداد مرز در ابتدای اسفند / حوت 1403 رخ داد و مقامات پاکستانی مرز تورخم را به مدت یک ماه به روی مسافران و اموال تجاری بستند.
رویکردهای 3 گانه افغانستان برای رفع مشکل ترانزیتی
افغانستان با درک استفاده ابزاری پاکستان از این مسیر ترانزیتی و به منظور رهایی از وابستگی به پاکستان، 3 رویکرد را در دستور قرار داده است.
نخست حاکمان افغانستان بندر چابهار را به عنوان آلترناتیوی برای بندر کراچی در نظر گرفتند. سابقه مذاکره دولتهای افغانستان با ایران برای استفاده از ظرفیت بنادر ایرانی به چند دهه پیش بازمیگردد. حتی گفته میشود که شعار «آب در برابر بندر» مربوط به زمان مذاکرات ایران و افغانستان در سال 1350 است که توسط محمد موسی شفیق صدراعظم افغانستان و امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت ایران انجام شد. در آن زمان دولت افغانستان بر آن بود که به ازای توافقنامه آب، امتیاز استفاده از بنادر ایرانی را اخذ کند.
راه آهن خواف – هرات، امید جدیدی برای افغانستان است تا بتواند از طریق این راه آهن، بخشی از تجارت خود را با کشورهای دیگر رونق بخشد. بازار ترکیه و اروپا یکی از اهداف افغانستان است که از طریق راه آهن خواف – هرات با هزینه کم در دسترس خواهد بود. به همین دلیل، حکومت طالبان با عزم جدی در پی احداث فاز چهارم این راه آهن است تا بتواند این پروژه ترانزیتی را تکمیل کند.
دومین تلاش افغانستان برای رهایی از وابستگی به مسیر ترانزیتی پاکستان مربوط به سالهای اخیر است. در این طرح تلاش شده است که با تقویت مناسبات سیاسی و تجاری با کشورهای آسیای مرکزی، بخشی از حجم تجارت و ترانزیت به همسایگان شمالی سوق داده شود. در زمان اشرف غنی تلاش ویژهای برای رونق بخشیدن به تجارت با آسیای مرکزی و نیز ایجاد مسیرهای ترانزیتی جدید از مسیر شمال صورت گرفت اما به سرانجام نرسید.
با روی کار آمدن حکومت طالبان و تثبیت امنیت نسبی در شمال افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی که از محصوریت در خشکی رنج میبرند، به منظور دستیابی به آبهای آزاد از طرحهای ترانزیتی افغانستان استقبال کرده و به تعامل با افغانستان روی آوردند. در نتیجه این سیاست دوجانبه، اکنون حجم تجارت افغانستان با پنج کشور آسیای مرکزی نزدیک به 3 میلیارد دلار رسیده است.
سومین تلاش افغانستان برای رهایی از وابستگی به مسیر ترانزیتی پاکستان، پروژه رویایی کریدور واخان و اتصال به چین است. افغانستان بهواسطه موقعیت ژئواکونومیک خود، میتواند از طریق کریدور واخان، مستقیما به چین وصل شود. هر چند این طرح در زمان حکومت اشرف غنی طراحی شد اما به دلیل ناامنی و وابستگی کابل به آمریکا، امکان زیادی برای اجرایی شدن این پروژه نبود. بعد از حاکم شدن طالبان و بروز چالشهای پیچیده در روابط کابل – اسلام آباد، این پروژه از سوی حکومت طالبان با جدیت پیگیری میشود و بخشی از زیرسازی جادهای در کریدور واخان توسط حکومت طالبان انجام شده است.
این پروژه در صورت عملیاتی شدن، نیاز به واردات محصولات چینی را از طریق پاکستان از بین میبرد و علاوه بر آن، به لحاظ منافع ژئوپلتیکی، یک مسیر ترانزیتی راهبردی برای اتصال ایران به چین خواهد شد.
چالشهای فراروی 3 طرح ترانزیتی افغانستان
بندر چابهار که امید اول افغانستان برای رهایی از وابستگی به بنادر پاکستان است، به دلیل بدعهدی هندیها تا رسیدن به ظرفیت لازم فاصله زیادی دارد. توسعه بندر چابهار در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما، جو بایدن و همچنین دوره قبلی حکومت دونالد ترامپ از تحریمهای آمریکا معاف شد و شرکت «ایندیا پورتس گلوبال» هند قرار بود ۸۵ میلیون دلار در این بندر سرمایهگذاری کند اما اظهارات اخیر مقامات ایرانی نشان میدهد که این شرکت هندی اقدام خاصی در این زمینه نکرده است. با روی کار آمدن مجدد دونالد ترامپ، معافیت بندر چابهار از تحریمها نیز لغو شد و احتمالا هندیها بیش از گذشته از این پروژه رویگردان خواهند شد.
طرح دوم که انتقال بخشی از تجارت و ترانزیت به سمت کشورهای آسیای مرکزی است، با ظرفیت محدود کشورهای آسیای مرکزی مواجه است و از سوی دیگر، مسیرهای جادهای شمال افغانستان به سمت مرکز و جنوب جوابگو نیست. تونل سالنگ به عنوان تنها گلوگاه شمال به مرکز چندین ماه از سال به دلیل برفگیری برای تردد وسایط نقلیه سنگین مناسب نیست. همچنین کشورهای آسیای مرکزی از امتیاز مجاورت جغرافیایی پاکستان برخوردار نیستند. بنابراین اتکای ترانزیتی به همسایگان شمالی تا زمان اجرای کامل طرحهای مشترک افغانستان و آسیای مرکزی در حد فعلی باقی خواهد ماند.
طرح سوم که احداث جاده از کریدور واخان به سمت چین است، تا اجرایی شدن فاصله بسیار دارد. هر چند که سرپرست وزارت فواید عامه (راه) حکومت طالبان، در دیدار با سفیر چین اعلام کرد که بررسی دهلیز واخان تکمیل شده و سفیر چین نیز گفته است که در صورت رفع نگرانیهای امنیتی، پکن با گشایش دهلیز واخان مشکل ندارد اما عدم تمایل چین به بحث و گفتگو با کابل در این زمینه نشان میدهد نگرانیهای امنیتی چین به قوت خود باقی است. به نظر میرسد، چین به دلیل تهدیدات امنیتی از افغانستان نگران است که بازگشایی این کریدور ترانزیتی، ناامنی را به ایالت حساس سین کیانگ تسری دهد و به همین دلیل هنوز در این باره مردد است.

در مجموع احتمالا حکومت طالبان به دلیل آگاهی از چالشهای 3 طرح یاد شده است که در قبال پاکستان کرنش میکند و به رغم تمام رفتارهای خارج از عرف اسلام آباد در قبال بستن مسیرهای ترانزیتی، بر مذاکره اصرار دارد.