جمعه 24/ 11 / 1404

بررسی تحولات افغانستان

معافیت شش‌ماهه آمریکا به هند برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار در ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ (ششم اردیبهشت/ثور 1405) به پایان می‌رسد و از سویی هیچ بودجه توسعه برای این پروژه در لایحه مالی ۲۰۲۶–۲۰۲۷ هند پیش‌بینی نشده است. این در حالی است که ایران و هند توافقنامه ۱۰ ساله‌ای را برای تجهیز و بهره‌برداری از ترمینال شهید بهشتی بندر استراتژیک چابهار امضا کرده‌اند.

عدم تخصصی بودجه برای بندر چابهار در سال مالی پیش روی هند، نشانگر آن است که احتمالا دهلی در مذاکراتی که با آمریکا برای متقاعد ساختن دولت ترامپ داشته، ناکام بوده است. مجموعه این تحولات این پرسش محوری را مطرح می‌سازدکه آیا هند از بندر چابهار دست خواهد کشید؟ و پرسش متعاقب آن است که سرنوشت افغانستان که بعد از تنش با پاکستان به بندر چابهار امید بسته بود، چه خواهد شد؟ پاسخ به این دو پرسش، ما را به قلب یک موازنه پیچیده ژئوپلیتیکی میان ایران، هند، افغانستان و تحریم‌های آمریکا می‌برد؛ جایی که سرنوشت بندر چابهار به نقطه تلاقی رقابت قدرت‌ها، فشار اقتصادی و معادلات اتصال منطقه‌ای تبدیل شده است.

بندر چابهار؛ دارایی ژئوپلیتیکی هند

چابهار برای هند یک پروژه صرفاً بندری یا تجاری نیست، بلکه بخشی از منطق راهبردی بلندمدت این کشور در جنوب و مرکز آسیاست. این بندر تنها مسیر هند برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از پاکستان محسوب می‌شود. از زمان آغاز پروژه در سال ۲۰۱۶ با مشارکت ایران و افغانستان، چابهار به عنوان حلقه‌ای حیاتی در سیاست اتصال منطقه‌ای هند تعریف شد؛ سیاستی که هدف آن ایجاد عمق ژئوپلیتیکی، کاهش وابستگی به مسیرهای تحت کنترل پاکستان و تثبیت حضور در آسیای مرکزی است.

بر این اساس، چابهار برای هند بیشتر از آن که یک سرمایه‌گذاری اقتصادی باشد، یک ابزار ژئوپلیتیکی است. کنار گذاشتن این بندر به معنای از دست دادن تنها مسیر مستقل به آسیای مرکزی و در عین زمان، واگذاری فضای راهبردی به رقبایی مانند چین خواهد بود. از همین رو، حتی در دوره‌های تشدید تحریم‌های آمریکا، دهلی‌نو هرگز پروژه را به طور کامل ترک نکرد و همواره تلاش کرده حضور خود را هرچند محدود حفظ کند.

دوراهی تحریم‌های آمریکا و سیاست موازنه‌گری هند

با وجود اهمیت راهبردی چابهار، تحریم‌های آمریکا همواره مانع اصلی پیشرفت پروژه بوده است. تعرفه ۲۵ درصدی جدید واشنگتن علیه کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی کنند، هزینه‌های حضور هند را افزایش و دهلی‌نو را در موقعیتی دشوار قرار خواهد داد. از یک سو، ادامه حضور در چابهار به معنای حفظ دسترسی به افغانستان، جلوگیری از تقویت نفوذ چین و حفظ اعتبار هند به عنوان شریک بلندمدت است. از سوی دیگر، نادیده گرفتن تحریم‌های آمریکا می‌تواند روابط راهبردی هند و آمریکا را تضعیف کند؛ روابطی که برای دهلی‌نو در حوزه‌های فناوری، امنیتی و اقتصادی حیاتی است.

به همین دلیل، می‌توان وضعیت هند را گام نهادن بر لبه ژئوپلیتیک توصیف کرد؛ موقعیتی که هر تصمیم می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد. هند نه می‌تواند چابهار را به‌راحتی رها کند و نه قادر است فشارهای آمریکا را نادیده بگیرد. نتیجه این وضعیت، حرکت به سوی یک راهبرد میانه و محتاطانه است.

آیا هند از چابهار خارج می‌شود؟

چند عامل اساسی احتمال خروج کامل هند از بندر چابهار را کاهش می‌دهد. نخست، منطق ژئوپلیتیکی پروژه همچنان پابرجاست. بدون چابهار، هند دسترسی مستقل به افغانستان را از دست می‌دهد و ناچار به وابستگی به مسیرهای تحت کنترل پاکستان می‌شود؛ گزینه‌ای که دهلی‌نو از نظر راهبردی غیرقابل قبول می‌داند. دوم، عقب‌نشینی هند می‌تواند فضای بیشتری برای چین ایجاد کند. خلأ هند در منطقه احتمالا توسط پکن پر خواهد شد و موازنه قدرت منطقه‌ای را به ضرر هند تغییر خواهد داد.
سوم، دست کشیدن از پروژه چابهار برای دولت هند هزینه سیاسی داخلی دارد. چنین اقدامی ممکن است به عنوان تسلیم در برابر فشار آمریکا تلقی شود، به‌ویژه در شرایطی که هند در موضوعاتی مانند نفت روسیه و ونزوئلا نیز تحت فشار واشنگتن بوده است. افزون بر این، هند پیش‌تر در چابهار سرمایه‌گذاری کرده و ترک پروژه به معنای از دست دادن نفوذ و سرمایه است.

راهبرد احتمالی هند در قبال چابهار: حفظ حداقلی و تطابق با تحریم‌ها

شواهد نشان می‌دهند که هند احتمالا مسیر حفظ حداقلی را انتخاب خواهد کرد. این راهبرد به معنای ادامه فعالیت در سطحی محدود، تلاش برای تمدید معافیت تحریمی، استفاده از سازوکارهای مالی غیرمستقیم و کاهش حضور مستقیم دولت است. برخی گزارش‌ها از بررسی ایجاد نهاد عملیاتی مستقل یا سرمایه‌گذاری از طریق طرف ثالث حکایت دارد تا ریسک تحریم‌ها کاهش یابد. چنین رویکردی نوعی مدیریت ریسک ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود؛ یعنی حفظ پروژه بدون ورود به رویارویی مستقیم با واشنگتن. در این سناریو، چابهار از یک پروژه بزرگ اتصال منطقه‌ای به یک دارایی راهبردی با فعالیت محدود تبدیل می‌شود.

نقش ایران در سرنوشت بندر چابهار

ایران چابهار را به عنوان محور تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه تعریف کرده و حضور هند برای تحقق این هدف اهمیت دارد. بدون سرمایه‌گذاری خارجی، توسعه زیرساختی بندر کُند خواهد شد و ظرفیت‌های آن به طور کامل فعال نمی‌شود. علاوه بر این، حضور هند نوعی موازنه در برابر نفوذ چین ایجاد می‌کند. با این حال، تحریم‌های آمریکا توان ایران برای جذب سرمایه را محدود کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند اگر هند حضور خود را کاهش دهد، ایران ممکن است به سمت همکاری گسترده‌تر با چین حرکت کند؛ مسیری که می‌تواند معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر دهد.

سرنوشت افغانستان چه خواهد شد؟

چابهار برای افغانستان اهمیتی حیاتی دارد زیرا تنها مسیر دسترسی این کشور به آب‌های آزاد بدون عبور از پاکستان است. بعد از بروز تنش‌ها و قطع ارتباط تجاری افغانستان و پاکستان، این بندر به کابل امکان داده تجارت خارجی خود را متنوع کرده و وابستگی به بنادر پاکستان را کاهش دهد. همچنین، چابهار مسیر ارتباط اقتصادی افغانستان با هند و آسیای مرکزی را تقویت کرده است. از این رو، بقای چابهار برای ثبات اقتصادی افغانستان اهمیت راهبردی دارد.

آینده اقتصاد سیاسی افغانستان تا حد زیادی به سرنوشت بندر چابهار گره خورده است، زیرا این بندر تنها مسیر این کشور برای دسترسی به آب‌های آزاد بدون عبور از خاک پاکستان به شمار می‌رود. در سناریوی اول، اگر پروژه چابهار حتی در سطحی محدود ادامه یابد، افغانستان می‌تواند بخشی از تجارت خارجی خود، به‌ویژه صادرات محصولات کشاورزی را از طریق این مسیر انجام دهد و از وابستگی کامل به بنادر کراچی و گوادر فاصله بگیرد؛ وضعیتی که به کابل امکان می‌دهد در تعاملات اقتصادی و حتی سیاسی با پاکستان از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردار باشد. با این حال، محدود بودن ظرفیت و سرمایه‌گذاری به معنای آن است که چابهار در چنین سناریویی بیشتر نقش مسیر تنفسی را ایفا می‌کند تا موتور واقعی توسعه اقتصادی.

در سناریوی دوم، اگر هند حضور خود را به طور قابل توجهی کاهش دهد یا پروژه عملاً متوقف شود، افغانستان ناگزیر دوباره به مسیرهای ترانزیتی پاکستان وابسته می‌شود؛ وابستگی‌ای که نه‌تنها هزینه‌های تجاری و ریسک‌های سیاسی را افزایش می‌دهد، بلکه قدرت مانور کابل در روابط منطقه‌ای را نیز محدود می‌سازد و این کشور را در موقعیتی آسیب‌پذیرتر قرار می‌دهد.

در سناریوی سوم، ممکن است چین برای جلوگیری از خلأ ژئوپلیتیکی و امنیتی، نقش فعال‌تری ایفا کند و افغانستان را بیشتر به شبکه‌های ترانزیتی و اقتصادی خود—به‌ویژه در چارچوب پیوندهای فرعی ابتکار کمربند و راه متصل سازد؛ رویکردی که اگرچه می‌تواند حداقلی از ثبات زیرساختی و تجاری ایجاد کند، اما احتمالاً افغانستان را در مدار وابستگی اقتصادی جدیدی قرار خواهد داد و جهت‌گیری ژئوپلیتیکی آن را به‌تدریج به سوی شرق تغییر می‌دهد.

سرنوشت بندر چابهار

سرنوشت بندر چابهار؛ ترسیم 3 سناریو

در افق پیش رو، سه سناریوی اصلی قابل تصور است. سناریوی نخست و محتمل‌ترین، تداوم محدود پروژه است؛ هند چابهار را ترک نمی‌کند اما حضور خود را کاهش می‌دهد و پروژه در سطحی کنترل‌شده ادامه می‌یابد. سناریوی دوم، تشدید فشار تحریمی و کاهش جدی حضور هند است که می‌تواند توسعه بندر را کند کرده و نفوذ چین را افزایش دهد. سناریوی سوم، احیای نسبی پروژه در صورت دستیابی هند و آمریکا به نوعی تفاهم تحریمی است؛ سناریویی که احتمال آن کمتر است اما می‌تواند چابهار را دوباره به کریدور منطقه‌ای فعال تبدیل کند.

مطالب مرتبط
دلایل افزایش اهمیت چابهار برای دهلی و کابل
مزایای راهبردی کریدور شمال- جنوب برای افغانستان

جمع‌بندی

سرنوشت بندر چابهار در یک تصمیم ساده خلاصه نمی‌شود، بلکه در موازنه‌ای پیچیده میان منافع ژئوپلیتیکی، فشار تحریم‌ها و رقابت قدرت‌ها شکل می‌گیرد. هند به احتمال زیاد از چابهار دست نخواهد کشید، زیرا اهمیت راهبردی آن همچنان پابرجاست، اما حضور خود را با احتیاط و در سطحی محدود ادامه خواهد داد. در این میان، سرنوشت افغانستان نیز به بقای این بندر گره خورده است؛ بقایی که می‌تواند مسیر مستقل این کشور به جهان را حفظ کند و توازن ژئوپلیتیکی منطقه را شکل دهد. چابهار امروز بیش از آنکه یک بندر باشد، نماد رقابت قدرت‌ها، فشار تحریم‌ها و آینده اتصال منطقه‌ای است؛ پروژه‌ای که احتمالاً ادامه خواهد یافت، اما با رؤیایی کوچک‌تر و واقع‌گرایانه‌تر از گذشته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات