حملات اخیر رژیم صهیونیستی به ایران، قواعد جنگ را تغییر داد. حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران و هدف قرار دادن کارخانههای فولاد مبارکه و خوزستان، نیروگاه برق مبارکه، نیروگاه اتمی بوشهر، تأسیسات کیک زرد اردکان و آب سنگین اراک، باید یک پیچش راهبردی حسابشده در جنگ تلقی شوند. در پشت این حملات، یک محاسبه سرد اما خطرناک نهفته است؛ نتانیاهو به خوبی میداند که خروج زودهنگام آمریکا از جنگ، اسرائیل را در باتلاقی تنها رها خواهد کرد. ادعاهای ترامپ مبنی بر مذاکرات قریبالوقوع با ایران، حاکی از آن هستند که واشنگتن قصد دارد خود را از این بحران نجات دهد؛ بحرانی که انرژی و اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داده است. در این میان، حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران، ابزار نتانیاهو برای به دام انداختن ترامپ در یک باتلاق استراتژیک است.
چرا حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران خطوط قرمز ترامپ را شکست؟
حمله رژیم صهیونیستی به زیرساختهای صنعتی و انرژی ایران از جمله دو کارخانهای که ستون فقرات صنایع فولاد ایران محسوب میشوند، در حالی رخ داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، صراحتا گفته بود: «به او گفتم، این کار را نکن. و او دیگر این کار را نخواهد کرد.» اما نتانیاهو با حمله به زیرساختهای صنعتی و برق ایران، عملاً تعهدات امنیتی واشنگتن را نادیده گرفت. این اقدام نتانیاهو، در علم روابط بینالملل به «باتلاق استراتژیک» تعبیر میشود که در آن یک بازیگر کوچکتر با اقدامات پیشدستانه، بازیگر بزرگتر را در موقعیتی قرار میدهد که ناگزیر به ادامه مسیری شود که بازیگر کوچکتر میخواهد.
جوئل روبین، مقام اسبق وزارت خارجه آمریکا در دولت اوباما، در این باره به اشریت پرس گفته است که نتانیاهو دههها تلاش کرده است تا حمایت آمریکا را برای حمله به ایران جلب کند و ترامپ اولین رئیسجمهوری است که تن به این خواسته اسرائیل داد. این مقام اسبق آمریکایی هشدار میدهد که هرچه جنگ طولانیتر شود، فشار بر ترامپ افزایش مییابد و «شکافهای بیشتری شکل خواهد گرفت.» همین شکافها هستند که هسته اصلی باتلاق استراتژیک را تشکیل میدهند. حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران عملا آمریکا در باتلاقی گرفتار کرد که راه خروج از آن بسیار مشکل است.
جان فاینر، معاون پیشین مشاور امنیت ملی دولت بایدن نیز در مصاحبهای با اشاره به دشواریهای پیشروی ائتلاف آمریکا-اسرائیل تأکید کرده است که توسعه جنگ میتواند به سرعت معادلات را به ضرر واشنگتن تغییر دهد. حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران دقیقاً به دنبال همین توسعه جنگ است؛ چراکه هر چه دامنه درگیری گستردهتر شود، ترامپ و آمریکا بیشتر در این باتلاق فرو میروند و فشار بر ترامپ دوچندان میشود.
عجله ترامپ برای پایان جنگ در برابر اصرار نتانیاهو بر ادامه بحران
در حالی که حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران تلاش میکند جنگ را به درازا بکشاند، کاخ سفید نشانههای آشکاری از عجله برای خروج از بحران بروز داده است. مارک روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به تازگی اعلام کرد که جنگ ۲ تا ۴ هفته دیگر به پایان میرسد. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا نیز از مذاکرات غیرمستقیم با ایران از طریق میانجیها خبر داده و از ارائه یک طرح ۱۵ مادهای به تهران سخن گفته است. این اظهارات نشان میدهد که ترامپ به دنبال پایان سریع جنگی است که هزینههای آن روزنامه یک میلیارد دلار است و بحران انرژی حاصل از این جنگ نه تنها جامعه آمریکا بلکه متحدان آسیایی و اروپایی واشنگتن را هم تحت تاثیر قرار داده است.
اما نتانیاهو محاسبه دیگری دارد. تالس گبارد، رئیس اطلاعات ملی آمریکا، در جلسه استماع کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان صراحتاً اذعان کرد: «اهدافی که رئیسجمهور تعیین کرده با اهدافی که دولت اسرائیل تعیین کرده متفاوت است.» این اختلاف راهبردی در حالی آشکار میشود که حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران عملاً جنگ را پیچیدهتر خواهد کرد. نتانیاهو تلاش میکند متحد بزرگتر خود یعنی آمریکا را به مسیری بکشاند که با منافع راهبردی واشنگتن همخوانی ندارد و این همان باتلاق استراتژیک است.
به تازگی بانک توسعه اروپا هشدار داده است که تداوم قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار، رشد جهانی را حداقل ۰.۴ درصد کاهش داده و تورم را بیش از ۱.۵ درصد افزایش خواهد داد. این بحران انرژی و فشارهای اقتصادی، ترامپ را که خود را «رئیسجمهور اقتصاد» معرفی میکند، به شدت تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران نه تنها بحران انرژی را تشدید میکند، بلکه ترامپ را در باتلاقی میاندازد که خروج از آن بدون پرداخت هزینههای سنگین سیاسی ممکن نیست.
پاسخی فراتر از انتظار
بلافاصله بعد از حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران، مقامات ایران واکنش نشان دادند. در بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از حملات زیرساختی منتشر شد، آمده است: «دنیا دوباره دید خودتان بازی با آتش و حمله به زیرساخت را شروع کردید. اینبار معادله دیگر چشم در برابر چشم نخواهد بود.» این پیام آشکارا نشان میدهد که ایران قصد دارد پاسخ را به سطحی فراتر از انتظارات ببرد.
متن منتشر شده از سوی سپاه پاسداران نشان میدهد که علاوه بر زیرساختهای رژیم صهیونیستی، شرکتهای صنعتی منطقه که سهامدار آمریکایی دارند و صنایع سنگین همپیمان رژیم صهیونیستی اهداف حملات ایران خواهند بود. این رویکرد، جنگ را از سطح «برابر» به سطحی «نامتقارن» ارتقا میبخشد. کارشناسان غربی پیشتر هشدار داده بودند که زیرساختهای رژیم صهیونیستی در برابر توان موشکی ایران بسیار آسیبپذیر هستند و در صورتی که جنگ به سمت هدف قرار دادن زیرساختها برود، اسرائیل، بازنده این قاعده جدید جنگی خواهد بود.
در این میان، احتملا برخی شرکتهای آمریکایی مستقر در کشورهای عربی هم به عنوان اهداف ایران، هدف حملات موشکی و پهپادی قرار خواهند گرفت. قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل تأکید میکند که کشورهای ثالثی که اجازه استفاده از خاک خود را برای حمله به کشور دیگر میدهند، از «تماشاچی بیطرف» به «شریک جرم» تبدیل میشوند. کشورهای عربی خلیج فارس که پایگاههای نظامی آمریکا را در اختیار دارند، عملاً در این دسته قرار میگیرند. ایران پیش از این هشدارهای اولیه را داده بود و از این کشورها خواسته بود که زمین و آسمان خود را در اختیار آمریکا قرار ندهند اما بر اساس اسناد متقن، این کشورها نه به این هشدارها و نه به قطعنامه 3314 سازمان ملل توجهی نکردند.
نتانیاهو به خوبی میدانست که حمله به زیرساختهای ایران، جنگ را وارد فاز جدیدی خواهد کرد و آمریکا ناچار خواهد شد به جای مذاکره، بر تداوم جنگ تمرکز کند از همین رو با اقدامی پیش دستانه سناریوی باتلاق استراتژیک را در پیش گرفت. بنابراین حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه یک محاسبه راهبردی برای کشاندن آمریکا و شاید برخی کشورهای عربی منطقه به یک باتلاق است.

مطلب مرتبط
تحلیل حمله آمریکا و اسرائیل به ایران
جمعبندی
حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران صرفاً یک اقدام ماجراجویانه از سوی نتانیاهو نیست، بلکه محور اصلی یک راهبرد حسابشده برای به دام انداختن آمریکا در باتلاق استراتژیک است. در حالی که نشانههای عجله ترامپ برای پایان جنگ آشکار است، نتانیاهو با این حملات تلاش میکند تا جنگ را چنان پیچیده کند که حتی میانجیگران کاخ سفید نتوانند به سرعت از بحران خارج شوند. فشارهای اقتصادی ناشی از این جنگ که کارشناسان و نهادهای بینالمللی از آن به عنوان تهدیدی برای بحران انرژی جهانی یاد کردهاند، ترامپ را در موقعیتی دشوار قرار خواهد داد.
ترامپ و تیم وی با پیروزی از نتانیاهو در باتلاقی گرفتار شدند که روسای جمهور سابق آمریکا با پیشبینی عمیق از آن اجتناب کردند. ترامپ که روی جنگ چند روزه حساب باز کرده بود و با طولانی شدن جنگ به دنبال راه فرار بود، اکنون با باتلاق استراتژیکی مواجه شده که نتانیاهو طراح و مجری آن است.














