بررسی تحولات افغانستان
زلمی خلیلزاد، دیپلمات کهنهکار افغان-آمریکایی و نماینده سابق آمریکا در امور افغانستان بهطور مکرر پیامهایی در شبکه ایکس درباره آزادی عمران خان، نخست وزیر سابق پاکستان که در زندان به سر میبرد منتشر میکند به گونهای که این مطالبه، حالت روند را به خود گرفته است. وی در آخرین پیام در این زمینه نوشته است که عمران خان باید آزاد شود و میان حزب تحریک انصاف (که عمران خان حاکمیت آن را بر عهده داشت)، حاکمیت و نقش آفرینان کلیدی دولت فعلی، مذاکره و توافقی بر سر یک نقشه راه همراه با زمانبندی برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه صورت گیرد.
در نگاه نخست، این موضع خلیلزاد ممکن است ژست دموکراتیک وی را نشان دهد و دفاع از اصول دموکراتیک تلقی شود. اما چرا خلیلزاد از بین این همه کشور در دنیا بر پاکستان و آن هم آزادی عمران خان متمرکز شده است؟ این یادداشت در پی پاسخ به این سئوال است.
نقشه راه خلیلزاد
زلمی خلیلزاد از زمان کنفرانس بن در سال 2001 که بنیان جمهوریت در افغانستان بنا نهاده شد تا زمان فروپاشی جمهوریت، و حتی در دولت جدید آمریکا با وجود آن که سمت رسمی ندارد، در سیاستگذاری آمریکا در افغانستان نقش مستقیم یا غیر مستقم داشته است. وی به خوبی با تار و پود سیاست این منطقه آشنا است.
در طول دو دهه جنگ آمریکا در افغانستان، خلیلزاد به خوبی نقش دوگانه پاکستان را درک کرد؛ پاکستان از یک سو به عنوان همکار استراتژیک آمریکا عمل میکرد و از سویی با پناه دادن به طالبان نقش مهمی در تقویت دشمنان آمریکا و دولت تحت حمایت آن ایفا میکرد. محور این سیاست پاکستان با ارتش این کشور و سازمان آی اس آی (ISI) بود. به همین دلیل خلیلزاد، ریشه مشکلات را در این دو نهاد پاکستان میداند.
کینه و نفرت وی را از این دو نهاد پاکستانی، میتوان در پیامهای متعدد وی مشاهده کرد. از جمله در پیام آخر که پاکستان را در آستانه سقوط اقتصادی و سیاسی توصیف میکند و بهطور ضمنی نظامیان را مقصر این امر میداند.
با تمرکز بر پیامهای خلیلزاد و با توجه به بافتار امنیتی پاکستان با ذهنیتخوانی این دیپلمات آمریکایی میتوان گفت که نقشه راه وی آزادی عمران خان از زندان است تا این سیاستمدار پاکستانی که منتقد جدی وضعیت فعلی است، محرکی برای انتقال قدرت از ژنرالها به رهبری سیاسی پاکستان باشد. این نقشه راه خلیلزاد مبتنی بر برخی مطالبات در دورن پاکستان نیز میباشد.
نقش عمران خان در نقشه راه خلیلزاد
عمران خان نخست وزیر سابق پاکستان و رهبر حزب تحریک انصاف که از حمایتهای گستردهای برخوردار میباشد، در نقشه راه خلیلزاد جایگاه و نقش ویژهای دارد. خان منتقد سرسخت ارتش است و در قبال افغانستان هم دیدگاهی متضاد با ژنرالهای ارتش پاکستان دارد. وی در دوران نخست وزیری خود، معتقد به خروج آمریکا از افغاستان و گفتگو با حکومت طالبان بود.
بخشهای دیگری از ابعاد شخصیتی عمران خان نیز برای خلیلزاد جذابیت دارد. پشتون بودن خان و دیدگاه مثبت وی در زمینه طالبان افغانستان، میتواند او را به عاملی برای بهبود روابط متشنج دو کشور افغانستان و پاکستان تبدیل کند. خلیلزاد که به دینامیکهای قومی منطقه اشراف دارد، احتمالا روی این بخش از شخصیت عمران خان حساب ویژه باز کرده است.
تضعیف ارتش پاکستان
از زمان تاسیس پاکستان، نظامیان همواره فصلالخطاب سیاست داخلی و خارجی این کشور بودهاند و با کودتاهای متعدد و حمایت پشت پرده در سقوط دولتها از جمله عزل عمران خان از طریق رأی عدم اعتماد پارلمان، حرف اول و آخر را در بازی قدرت زدهاند. ضدیت خلیلزاد با نظامیان پاکستانی و حمایت صریح وی از آزادی عمران خان که در پیامهای تویتری بهطور مکرر قابل مشاهده است، حکایت از تئوری وی برای به چالش کشیدن این نقش و جایگاه ارتش پاکستان دارد.

از بین احزاب پاکستان، هیچ کدام مانند عمران خان با تغییر جایگاه نهادها یا به عبارتی سر جای خود نشاندن ارتش و تقویت حاکمیت سیاسی همسو با خلیلزاد نیست. هر چند دیگر احزاب سیاسی مانند حزب نواز یا حزب مردم هم چنین تمایلی دارند اما هیچ کدام مانند عمران خان جسارت لازم را نداشتهاند. لازم به ذکر است که حزب تحریک انصاف پاکستان به رهبری خان، پایگاه گستردهای بهویژه در میان جوانان پاکستان دارد و مطالبه این قشر از مردم پاکستان هم تغییر در وضعیت است. این حزب تهدید جدی برای اقتدار نظامیان است.
لذا در دیدگاه خلیلزاد، اگر عمران خان آزاد شود و به قدرت بازگردد، تغییراتی در دینامیک قدرت پاکستان رخ خواهد داد که برآیند آن احتمالا تضعیف نقش ارتش در سیاست خارجی پاکستان خواهد بود.
قومیت عمران خان؛ عامل پیوند با حکومت طالبان
چنانچه ذکر شد در نقشه راه خلیلزاد، قومیت پشتونی عمران خان نقش مهمی دارد. حکومت طالبان در افغانستان ممکن است که با فردی هم تبار خود در راس حکومت پاکستان، حس و فرصت بهتری برای تعامل داشته باشد. به ویژه این که عمران خان از جمله کسانی بود که طالبان را واقعیت سیاسی افغانستان میدانست و معتقد به تعامل و همکاری با حکومت طالبان بود.
خلیلزاد که از مدافعان حکومت طالبان است، برای رفع چالش بنیادی بین پاکستان و افغانستان که روز به روز در حال عمیقتر شدن است، به قدرت رسیدن عمران خان را راهی به سوی صلح بین دو کشور میداند. وی نگران است که چالش بین کابل و اسلام آباد، سرانجام منجر به آن شود که پاکستان همانند نیم قرن گذشته متوسل به راهکار براندازی حاکمیت غیر همسو با خود در افغانستان شود.

چالشها و ریسکهای فرا روی نقشه راه خلیلزاد
به رغم این که خلیلزاد از نفوذ نسبی در حاکمیتهای آمریکا برخوردار است و از سویی طرح آن حامیانی در درون پاکستان دارد، اما ارتش پاکستان به گونهای قدرت خود را در درون این کشور نهادینه ساخته است که تغییر نقش و جایگاه آن کار سادهای نیست. از سوی دیگر، آزادی عمران خان با مقاومت شدید نهادهایی رو به رو خواهد شد که حکم به زندانی شدن وی دادهاند. احزاب رقیب مانند حزب نواز و حزب مردم هم که نفوذ زیادی در ارکان قدرت دارند، از آزادی عمران خان حمایت نخواهند کرد. حتی در صورت آزادی، بازگشت عمران خان به قدرت دور از تصور است.
افزون بر این، تضعیف ساختار نظامی پاکستان میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و این کشور هستهای را به آشوب بکشاند. فروپاشی یا حتی تضعیف ارتش ممکن است پاکستان را به سرنوشت مصبیتباری سوق دهد که بر خلاف میل خلیلزاد، افغانستان را هم تحت پیامدهای خود قرار دهد.
گمانهزنی درباره نقشه راه خلیلزاد
حمایت ترامپ و وزارت خارجه آمریکا از این طرح به عوامل مختلف بستگی دارد از جمله روابط هند – آمریکا، تبعیتپذیری پاکستان از راهبردهای آمریکا، چگونگی تعامل حکومت طالبان با آمریکا.
اگر نظامیان پاکستانی بتوانند مسیر تعامل با دولت آمریکا را در پیش گیرند، بعید است که تغییر ساختار قدرت در پاکستان ایجاد شود. در حال حاضر نظامیان پاکستانی سخت در تلاش هستند تا با لابیگری، حمایت آمریکا را جلب کنند و حتی به عنوان همکار منطقهای واشنگتن در منطقه انتخاب شوند.
در صورتی که دولت ترامپ، نقش ارتش پاکستان را مخرب سیاستهای خود تشخیص دهد، ممکن است که به فشار بر این کشور متوسل شود و نقشه راه خلیلزاد را در دستور کار قرار دهد.
جمعبندی
مطالبات و فشارهای خلیلزاد برای آزادی عمران خان فراتر از درخواستی انساندوستانه یا دموکراتیک است. پیامهای وی در شبکه ایکس، حرکتی حساب شده برای برهم زدن ساختار قدرت نظامی محور پاکستان و به قدرت رساندن عمران خان است. به عقیده خلیلزاد، با به قدرت رسیدن عمران خان با هویتی پشتونی و دیدگاه وی درباره حکومت طالبان، روابط کابل و اسلام آباد تغییر خواهد کرد و به تقویت حکومت طالبان منجر خواهد شد.
موفقیت یا شکست نقشه راه خلیلزاد به به عواملی مختلفی بستگی دارد که چند بعدی است. با این وجود ممکن است دولت ترامپ بعد از تعیین راهبرد منطقهای خود، در صورتی که ارتش پاکستان با آن همراهی نکند، نقشه راه خلیلزاد را در دستور کار قرار دهد.