پنج‌شنبه 21/ 12 / 1404

بررسی تحولات افغانستان

با تشدید درگیری‌ میان افغانستان و پاکستان، نشانه‌هایی از تغییر رویکرد اسلام‌آباد در مدیریت بحران با حکومت طالبان دیده می‌شود. اعزام هیئت سه نفره از علمای پاکستانی به کابل را می‌توان «دیپلماسی جهادی» پاکستان در قبال حکومت طالبان نامید که روی آوردن اسلام آباد به شبکه‌های مذهبی و جهادی برای مدیریت روابط با حکومت طالبان است.

بر اساس گزارش‌ها، اعضای این هیئت مولانا فضل‌الرحمن خلیل، مولانا عبدالله شاه مظهر و مولانا ساجد عثمان هستند؛ چهره‌هایی که سابقه فعالیت جهادی داشته و ارتباط نزدیکی با ساختارهای امنیتی و نظامی پاکستان دارند. گفته می‌شود این هیئت در کابل با مقام‌های حکومت طالبان دیدار کرده و تلاش داشته راهی برای کاهش تنش میان دو کشور بیابد.

این اقدام در شرایطی رخ می‌دهد که روابط کابل و اسلام‌آباد طی ماه‌های اخیر به شدت متشنج شده و درگیری‌های مرزی، حملات هوایی و اتهام‌های متقابل درباره حضور گروه‌های مسلح به بحران میان دو همسایه دامن زده است. پاکستان بارها طالبان افغانستان را متهم کرده که به تحریک طالبان پاکستان (TTP) اجازه فعالیت در خاک افغانستان می‌دهد؛ اتهامی که طالبان آن را رد کرده است.

در چنین فضایی، اعزام هیئت علمای نزدیک به ارتش پاکستان به کابل را می‌توان تلاشی برای آزمودن مسیر جدیدی از تعامل دانست؛ مسیری که بیش از آنکه دیپلماسی رسمی باشد، نوعی دیپلماسی جهادی است. این یادداشت تلاش می‌کند ابعاد این رویکرد و پیامدهای آن را بررسی کند.

شکست راهبرد فشار؛ چرا پاکستان به «دیپلماسی جهادی» روی آورد؟

در ماه‌های اخیر، روابط افغانستان و پاکستان وارد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود شده است. درگیری‌های مرزی، بسته شدن گذرگاه‌های اصلی و حتی حملات هوایی پاکستان به مناطقی در خاک افغانستان نشان داد که اسلام‌آباد ابتدا تلاش کرد از راهبرد فشار برای وادار کردن طالبان به مهار گروه‌های مسلح استفاده کند.

پاکستان در مواضع رسمی خود بارها اعلام کرده بود که تا زمانی که حکومت طالبان علیه تحریک طالبان پاکستان اقدام نکند، هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود. حتی مقامات این کشور تأکید داشتند که گفت‌وگو با کابل مشروط به اقدام عملی طالبان علیه این گروه است.

با این حال، تحولات امنیتی اخیر از جمله حملات متقابل افغانستان به پاکستان با پهپادهای انتحاری نشان می‌دهد که این راهبرد نتوانسته است اهداف مورد نظر اسلام‌آباد را تأمین کند. نه حملات مرزی و هوایی و نه فشارهای سیاسی هیچ کدام باعث نشدند حکومت طالبان موضع خود را در قبال پاکستان تغییر دهد. در نتیجه، پاکستان به تدریج به این نتیجه رسیده است که برای مدیریت بحران باید از کانال‌های غیررسمی استفاده کند.

در این چارچوب، دیپلماسی جهادی پاکستان به عنوان یک ابزار سنتی اما مؤثر دوباره فعال شده است. اسلام‌آباد در طول دهه‌های گذشته بارها از شبکه‌های مذهبی، رهبران جهادی و علمای دینی برای ایجاد ارتباط با گروه‌های مسلح یا دولت‌های همسو استفاده کرده است. حکومت طالبان نیز به دلیل ریشه‌های مشترک با جریان‌های جهادی پاکستان، یکی از مخاطبان طبیعی چنین رویکردی به شمار می‌رود.

اعزام هیئت سه نفره علما به کابل دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است. هر سه عضو این هیئت سابقه حضور در جریان‌های جهادی را در کارنامهه خود دارند و از چهره‌های مورد اعتماد نهادهای امنیتی پاکستان محسوب می‌شوند. چنین ترکیبی نشان می‌دهد که اسلام‌آباد به دنبال گفت‌وگویی است که نه صرفاً سیاسی، بلکه ایدئولوژیک و مذهبی نیز باشد.

دیپلماسی جهادی پاکستان
در دیپلماسی جهادی پاکستان در قبال حکومت طالبان، مولانا فضل‌الرحمن خلیل که ارتباط نزدیکی با نظامیان پاکستان دارد، رئیس هیئت مذاکره کننده می‌باشد.

ترکیب هیئت اعزامی؛ پیام پنهان اسلام‌آباد به طالبان

هیئت اعزامی پاکستان به کابل متشکل از سه شخصیت مذهبی با پیشینه جهادی است. مولانا فضل‌الرحمن خلیل، در سابق رهبر گروه شبه‌نظامی کشمیری حرکت المجاهدین بود. مولانا عبدالله شاه مظهر، در سابق رهبر تحریک غلبه اسلام و از چهره‌های جهادی مورد حمایت ارتش پاکستان است. مولانا ساجد عثمان، از مجاهدان سابق جنگ افغانستان علیه شوروی و از چهره‌های نزدیک به فضل‌الرحمن خلیل می‌باشد.

هر سه نفر از چهره‌هایی هستند که در گذشته با شبکه‌های جهادی ارتباط داشته‌اند و برخی از آنان حتی در جنگ افغانستان علیه شوروی حضور داشته‌اند. همین پیشینه باعث می‌شود که آنان در میان رهبران طالبان از نوعی اعتبار تاریخی و ایدئولوژیک برخوردار باشند.

نکته مهم این است که چنین هیئتی نمی‌تواند بدون تأیید ارتش پاکستان وارد افغانستان شود. ساختار تصمیم‌گیری در سیاست افغانستانِ پاکستان به طور سنتی در اختیار نهادهای امنیتی و به ویژه ارتش این کشور قرار دارد. بنابراین حضور این افراد در کابل به احتمال زیاد بخشی از یک ابتکار امنیتی ـ سیاسی می‌باشد.

با این حال، دولت پاکستان به طور رسمی اعزام چنین هیئتی را تأیید نکرده است و حتی در برخی مواضع اولیه آن را رد کرده است. مقام‌های پاکستانی اعلام کرده‌اند که هیچ هیئت رسمی برای مذاکره با طالبان به کابل اعزام نشده است.

این موضع‌گیری دوگانه می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. نخست این که موضع رسمی قبلی مبنی بر عدم مذاکره با حکومت طالبان حفظ شود. دوم، پرهیز از هزینه سیاسی داخلی است که در صورت شکست مذاکرات، دولت از سوی جناح‌های داخلی سرزنش نشود. سوم عدم اطمینان به سرنوشت مذاکرات است و نتیجه کار این کانال غیررسمی برای گفت‌وگو با طالبان هنوز مشخص نیست.

به همین دلیل، در روایت‌های مختلفی که از سوی محافل پاکستانی منتشر شده، چندین توضیح متفاوت درباره این سفر ارائه شده است. ابتدا گفته شد این سفر کاملاً شخصی بوده است. سپس ادعا شد که علما برای تبلیغ دینی به افغانستان رفته‌اند. در نهایت برخی منابع دولتی اعلام کردند که این هیئت به درخواست طالبان اعزام شده و قرار بوده این موضوع محرمانه باقی بماند.
این تغییر مداوم روایت‌ها نشان می‌دهد که اسلام‌آباد هنوز درباره نحوه مدیریت این ابتکار دیپلماتیک به اجماع نرسیده است.

نگاه طالبان؛ بی‌اعتمادی به دیپلماسی جهادی پاکستان

در حالی که پاکستان تلاش می‌کند از طریق شبکه‌های مذهبی تنش با کابل را کاهش دهد، واکنش طالبان چندان مثبت به نظر نمی‌رسد. برخی چهره‌های نزدیک به حکومت طالبان، از جمله قاری سعید خوستی که به سراج‌الدین حقانی نزدیک دانسته می‌شود، نسبت به این مذاکرات ابراز تردید کرده‌اند. وی در پیامی اعلام کرده است که حکومت طالبان علاقه‌ای به گفت‌وگوهای بی‌فایده و اتلاف وقت ندارد؛ اظهاراتی که نشان می‌دهد کابل نسبت به انگیزه‌های اسلام‌آباد چندان خوش‌بین نیست.

این بی‌اعتمادی ریشه‌های عمیقی دارد. هر چند طالبان افغانستان روابط تاریخی با شبکه‌های جهادی پاکستان دارد، اما در عین حال رهبران حکومت طالبان بر این باورند که پاکستان مطالباتی از افغانستان دارد که زیاده‌خواهی است و قابل تحقق نیستند. به تازگی سراج‌الدین حقانی وزیر داخله حکومت طالبان فاش کرد که پاکستان در مذاکرات قطر و استانبول درخواست به رسمیت شناختن مرز دیورند را مطرح کرده بود. همچنین تروریستی اعلام کردن تحریک طالبان پاکستان از دیگر خواسته‌های پاکستان بوده است که کابل به دلیل مسائل ایدئولوژیک، قاعده پشتونوالی و مسائل امنیتی هرگز چنین اقدامی نمی‌تواند.

در نتیجه، دیپلماسی جهادی پاکستان ممکن است از نگاه طالبان بیشتر به عنوان تلاشی برای اعمال نفوذ در سیاست داخلی افغانستان تلقی شود تا یک ابتکار واقعی برای حل بحران. در چنین شرایطی، حتی اگر گفت‌وگوهای هیئت علمای پاکستانی با طالبان انجام شده باشد، احتمال دستیابی به توافق سریع چندان بالا به نظر نمی‌رسد.

مطالب مرتبط:
توان پهپادی طالبان و تاثیر آن بر درگیری افغانستان و پاکستان
گزارش جامع از درگیری افغانستان و پاکستان؛ عبور از خطوط قرمز

جمع‌بندی

اعزام هیئت علمای پاکستانی به کابل را می‌توان نشانه‌ای از چرخش تاکتیکی اسلام‌آباد در مدیریت بحران با طالبان دانست. پس از ناکامی راهبرد فشار نظامی و دیپلماتیک، پاکستان اکنون تلاش می‌کند از شبکه‌های مذهبی و جهادی برای باز کردن کانال‌های جدید ارتباطی استفاده کند.

با این حال، موفقیت دیپلماسی جهادی پاکستان با چند چالش جدی روبه‌رو است. نخست، بی‌اعتمادی عمیق طالبان نسبت به سیاست‌های پاکستان، دوم، تضاد منافع در موضوع تحریک طالبان پاکستان و سوم، پیچیدگی‌های امنیتی در مرز افغانستان و پاکستان

در نتیجه، این ابتکار بیش از آنکه نشانه آغاز یک روند جدید صلح باشد، احتمالاً تلاشی آزمایشی برای سنجش امکان گفت‌وگو میان دو طرف است. اگر این مسیر به نتیجه نرسد، ممکن است روابط کابل و اسلام‌آباد بار دیگر وارد چرخه‌ای از تنش و درگیری شود.

قدر مسلم، بحران میان افغانستان و پاکستان دیگر صرفا یک تنش ساده نیست، بلکه به رقابت‌های امنیتی، ایدئولوژیک و منطقه‌ای گره خورده است. در چنین فضایی، دیپلماسی جهادی پاکستان حتی با اگر موفق شود، شاید بتواند در کوتاه‌مدت کانالی برای ارتباط ایجاد کند اما بعید است به تنهایی بتواند گره پیچیده روابط دو کشور را باز کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات