سه‌شنبه 19/ 12 / 1404

آمریکا و رژیم صهیونیستی با این تصور که حذف رهبر انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در معادلات سیاسی ایران به نفع آنها خواهد شد، اقدام به ترور آیت‌الله سید علی خامنه‌ای زدند. دونالد ترامپ و نتانیاهو بر این باور بودند که حذف رهبر ایران می‌تواند ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را دچار بحران کند و حتی مسیر فروپاشی از درون را هموار سازد. اما تحولات پس از آن و به‌ویژه انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید ایران نشان داد که این محاسبه تا چه اندازه با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی ایران فاصله دارد.

انتخاب سریع سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران بسیاری از فرضیات درباره شکنندگی ساختار سیاسی ایران را باطل ساخت. در حالی که ترامپ انتظار داشت با حذف رهبر ایران موجی از بی‌ثباتی سیاسی در ایران شکل خواهد گرفت، روند تعیین جانشینی رهبر نشان داد که نظام سیاسی جمهوری اسلامی از سازوکاری برخوردار است که انتقال قدرت را حتی در شرایط بحران مدیریت می‌کند.

مجموعه اقدامات آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که مقامات این دو کشور در درک ماهیت نظام سیاسی و اجتماعی ایران دچار یک خطای راهبردی بوده‌اند. بررسی این خطا می‌تواند نشان دهد چرا مقام اول جمهوری اسلامی نه تنها به فروپاشی منجر نشد بلکه به تقویت انسجام داخلی در ایران انجامید.

چرا ترور رهبر ایران یک خطای راهبردی بود؟

در تحلیل‌های ژئوپلیتیکی، یکی از اشتباهات رایج قدرت‌های خارجی، تقلیل یک نظام سیاسی به فرد است. در چنین تحلیلی تصور می‌شود که با حذف یک رهبر، کل ساختار قدرت دچار فروپاشی می‌شود. اما تجربه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که چنین برداشتی یک خطای راهبردی است. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی وابسته به فرد نیست، بلکه ترکیبی از نهادهای مذهبی، سیاسی و امنیتی است که در طول چند دهه شکل گرفته‌اند و در کنار آن حمایت مردمی هم نقش بسزایی در تداوم این ساختار دارد. در چنین سیستمی، حتی اگر رهبر حذف شود، سازوکارهای نهادی برای تداوم اندیشه از جمله اندیشه ضد استکباری وجود دارد.

از این منظر، اقدام مشترک آمریکا و اسرائیل برای حذف رهبر انقلاب اسلامی ایران را می‌توان نمونه‌ای از خطای محاسباتی در شناخت ساختارهای سیاسی مبتنی بر دین اسلام و مکتب تشیع دانست. این خطا پیش‌تر نیز در مداخلات آمریکا دیده شده است؛ جایی که آمریکا تصور می‌کرد با حذف یک شخصیت کلیدی می‌تواند روندهای کلان را تغییر دهد.

مکتب اسلام و تداوم رهبری فراتر از فرد

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در تحلیل این رویداد باید در نظر گرفت، ماهیت نظام سیاسی ایران است. در این نظام، رهبری فقط یک مقام نیست بلکه نماد یک مکتب فکری محسوب می‌شود. مفهوم رهبری در جمهوری اسلامی ریشه در نظریه ولایت فقیه دارد. در این چارچوب، رهبری به عنوان استمرار یک باور و اعتقاد تلقی می‌شود و مختص به فرد نیست.

از همین رو، حذف رهبر در نظام جمهوری اسلامی به پایان این اعتقاد منجر نمی‌شود بلکه نظام تلاش می‌کند با انتخاب رهبر جدید، همان مسیر را با عزم بیشتری ادامه دهد. این ویژگی باعث می‌شود نظام‌های مبتنی بر مکتب اسلام نسبت به حذف فیزیکی رهبران خود مقاومت بیشتری داشته باشند. انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای که تربیت یافته دست پدر شهیدش می‌باشد، نشان می‌دهد که نظام سیاسی ایران عزم بر تداوم راه رهبر شهید خود را دارد.

اثر اتحاد ملی در برابر تهدید خارجی

یکی دیگر از پیامدهای پیش‌بینی‌نشده شهادت رهبر ایران، شکل‌گیری نوعی همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی بود. در علوم سیاسی پدیده‌ای وجود دارد که از آن با عنوان «حرکت حول پرچم» یاد می‌شود. بر اساس این نظریه، هنگامی که یک کشور با تهدید خارجی مواجه می‌شود، حتی جوامعی که دارای شکاف‌های سیاسی هستند، متحد و منسجم می‌شوند.

در ایران نیز پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر انقلاب اسلامی آیت‌الله خامنه‌ای، شهرهای مختلف شاهد برگزاری تجمع‌ها و تظاهرات گسترده‌ای هستند که در آن مواضع ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی به شکل برجسته‌ای عنوان می‌شوند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که در شرایط تهدید خارجی، جامعه ایران می‌تواند نارضایتی‌ها را کنار گذاشته و در برابر تجاوز خارجی موضعی مشترک اتخاذ کند.
این واقعیت دقیقا برخلاف انتظارات ترامپ و به ویژه نتانیاهو بود که تصور می‌کردند حذف رهبر انقلاب اسلامی ایران می‌تواند به تشدید شکاف‌های داخلی منجر شود.

انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای و شکست سناریوی فروپاشی

انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران نقطه عطفی در تحولات پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران محسوب می‌شود. برخی از مقامات غربی انتظار داشتند روند تعیین جانشینی رهبر با بحران داخلی و حتی فروپاشی نظام همراه باشد. اما روند انتخاب رهبر جدید ایران نشان داد که این نظریه غلط بوده و بر اساس عدم شناخت از جامعه ایران شکل گرفته است.

از سوی دیگر، انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای باعث شد برخی از برداشت‌های مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی درباره آینده رهبری ایران از جمله این که فشار خارجی ممکن است روند انتخاب رهبر جدید را تحت تأثیر قرار دهد، باطل شود. مبتنی بر همین برداشت‌های غلط، ترامپ گفته بود که باید در انتخاب رهبر جدید ایران نقش داشته باشد! این برداشت نیز ناشی از خطای راهبردی ترامپ درباره نظام سیاسی و مردم ایران بوده است.

چرا آمریکا و اسرائیل در فهم جامعه ایران دچار خطا شدند؟

یکی از عوامل اصلی این خطای راهبردی را می‌توان در برداشت نادرست از جامعه ایران جست‌وجو کرد. در برخی تحلیل‌های غربی، جامعه ایران به عنوان جامعه‌ای به شدت متزلزل تصویر می‌شود که با یک شوک سیاسی ممکن است به سرعت دچار فروپاشی شود.

اما واقعیت اجتماعی ایران پیچیده‌تر از این خیال خام است. حتی در شرایطی که برخی نارضایتی‌های اقتصادی در ایران وجود دارد، تجاوز بیگانگان باعث تقویت احساسات مذهبی و ملی‌گرایانه شد. نگاهی به تجمعات برگزار شده در تمام ایران و شعارهای مردم عزادار ایران نشان می‌دهد که مردم ایران تجاوز و مداخله خارجی را به هیچ شکلی تحمل نمی‌کنند.

تقویت گفتمان مقاومت در ایران

پیامد دیگر تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر ایران، تقویت گفتمان مقاومت در سیاست داخلی ایران است. پس از اقدامات خصمانه آمریکا و اسرائیل که به شهادت رهبر ایران و جمعی از غیرنظامیان به ویژه دختران دانش‌آموز منجر شد، بسیج مردمی و چهره‌های سیاسی که بر تقابل با آمریکا و اسرائیل تأکید دارند، بیش از پیش نمود یافته است.

از این منظر، شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران نه تنها به تضعیف گفتمان مقاومت منجر نشد بلکه آن را تقویت کرد. انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران نیز در چنین فضایی به عنوان نمادی از تداوم همان مسیر انقلابی قابل تفسیر است.

پیامدهای منطقه‌ای برای آمریکا و اسرائیل

شهادت رهبر ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران دارد. در بسیاری از جوامع خاورمیانه و جنوب آسیا، این اقدام به افزایش احساسات ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی منجر شده است. نگاهی به اعتراضات شکل گرفته در عراق، پاکستان، هند، کشمیر و یمن به وضوح نشان می‌دهد که اشتباه ترامپ هزینه‌های سنگینی برای واشنگتن داشته است.

رهبر جدید ایران
تجمعات مردمی بعد از حمله آمریکا و شهادت رهبر ایران در انتخاب رهبر جدید ایران نقش بسزایی داشت.

فتواهای مجتهدین مبنی بر اعلام جهاد در قبال آمریکا و اسرائیل از قم گرفته تا نجف همه پیش‌درآمدهایی برای بسیج مردم در قبال آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و مقلدین این مراجع این وجیبه را در ذهن و عمل خود خواهند داشت.

به نظر می‌رسد برای درک میزان احساسات ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی هنوز زود است و بخش اعظم این احساسات به مرور زمان خود را نشان خواهند داد. بدون شک گفتمان‌های ضد غربی در کوتاه و میان مدت خود را در منطقه افزایش خواهد یافت و این مسئله می‌تواند معادلات امنیتی خاورمیانه را پیچیده‌تر کند.

مطلب مرتبط
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ خون 115 دانش‌آموز و پایان دستکش مخملین
مذاکرات ایران و آمریکا؛ آیا ترامپ سناریوی افغانستان را تکرار می‌کند؟

جمع‌بندی

تحولات پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران نشان می‌دهد که تحلیل سیاست در نظام‌های مبتنی بر اندیشه اسلامی نیازمند درک عمیق‌تری است. آنچه برخی تصمیم‌گیران در آمریکا، اسرائیل و حلقه نزدیک به ترامپ به عنوان راهی برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران تصور می‌کردند، در عمل به نتیجه‌ای متفاوت انجامیده است.

انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران نشان داد که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، توانایی بازتولید قدرت را دارد و حذف یک فرد لزوما به فروپاشی یک نظام منجر نمی‌شود. در واقع، حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و به شهادت رساندن رهبر این کشور به تقویت انسجام داخلی و تداوم گفتمان مقاومت انجامید که قرار بود متوقف شود.
از این منظر، می‌توان گفت بزرگ‌ترین خطای راهبردی ترامپ در حمله به ایران، نادیده گرفتن این واقعیت بود که در نظام‌های اسلامی، افراد می‌روند اما ایده‌ها باقی می‌مانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات