بررسی تحولات افغانستان
نوروز در افغانستان، مانند بسیاری از کشورها نهتنها یک جشن ملی و فرهنگی است بلکه نمادی از هویت، پیوستگی تاریخی و انسجام اجتماعی به شمار میآید. این عید، با وجود تحولات سیاسی و اجتماعی مختلف، همچنان جایگاه خود را در میان مردم افغانستان حفظ کرده است.
نوروز از دوران باستان در مناطق مختلف افغانستان جشن گرفته میشد. این کشور که از نظر جغرافیایی در مرکز تمدن ایرانی – خراسانی قرار دارد، بخشی از سنتهای نوروزی را در خود حفظ کرده است و در تمام افغانستان بهویژه در برخی از شهرها، مردم همچنان نوروز را به شیوههای سنتی جشن میگیرند.
در کشوری که سالها با جنگ، درگیریهای قومی و ناپایداری سیاسی روبهرو بوده است، نوروز بهعنوان یک پدیده وحدتبخش عمل میکند. این جشن فراتر از تفاوتهای قومی و مذهبی، پیوندی بین پشتونها، تاجیکها، هزارهها، ازبکها و سایر اقوام ایجاد کرده است. چنین مناسبتهایی تحت عنوان لحظات همبستگی جمعی تعریف میشوند، زیرا باعث ایجاد احساس تعلق و بازسازی پیوندهای اجتماعی میشوند.
سنتهای نوروزی در افغانستان و نقش آن در هویت فرهنگی
نوروز در افغانستان تنها یک رویداد تقویمی نیست، بلکه نمادی از مقاومت فرهنگی، پیوستگی اجتماعی و انتقال ارزشهای تاریخی است. برخی از مهمترین سنتهای نوروز در این کشور شامل موارد زیر هستند:
جشن نوروز در مزار شریف و دیگر شهرها
یکی از مهمترین آیینهای نوروزی در افغانستان، برگزاری جشن بزرگ در روضه سخی در شهر مزار شریف است. این مکان که یکی از زیارتگاههای مورد اجماع اهل سنت و شیعه دانسته میشود، در روز اول نوروز میعادگاه هزاران نفر از سراسر افغانستان است؛ مسافران و زائرانی که برای تبرک و توسل به این زیارتگاه، دیدار مراسم نوروزی و تماشای دشتهای مملو از گل سرخ در مزار شریف جمع میشوند.
برافراشتن علمی منسوب به حضرت علی علیهالسلام در این مکان نماد آغاز سال نو است و اعتقاد بر این است که اگر این پرچم بسیار مرتفع و سنگین، آسانتر بلند شود، سالی پررونقتر در پیش خواهد بود. همین امر حکایت از پیوندهای بین نوروز و اسلام در افغانستان دارد.
یکی از دلایل سفر به بلخ باستان در ایام نوروزی، دیدن دشتهای مملو از گل سرخ است. به دلایل طبیعی و جغرافیایی، دشتهای این خطه از افغانستان مملو از گلهای سرخ شقایق است که صحنه چشمنوازی را به مسافران نوروزی این دیار عرضه میکند و برخی آن را میله (جشن) گل سرخ میگویند.
مراسم مشابهی مانند مزار شریف در شهر کابل هم برگزار میشود. هر ساله صدها تن با حضور در زیارتگاه سخی شهر کابل، نوروز را با برافراشتن علم منسوب به حضرت علی آغاز میکنند. در افغانستان برخی بر این عقیده هستند که نوروز مصادف است با آغاز خلافت حضرت علی علیهالسلام و به همین دلیل پیوندی بین نوروز و علی علیهالسلام برقرار است.
در دیگر شهرهای افغانستان فارغ از این که در کدام جغرافیا واقع شده و ساکنان آن از کدام قوم هستند، جشن نوروز به دلیل همزمانی آن با رستاخیز طبیعت، به طرق مختلف تجلیل میشود.
رسوم پذیرایی و غذاهای مخصوص نوروز
رسم غالب مردم افغانستان به ویژه مردم شهر کابل در جشن نوروز این است که از مهمانان خود با هفت میوه پذیرایی میکنند. هفت میوه، ترکیبی از میوه خشکشده و مغزیات مانند کشمش، سنجد، پسته، بادام و زردآلو است که از چند روز قبل آنها را در آب میگذارند تا برای تناول در نوروز آماده شود.
اما رسم مشترک تمام افغانستان این است که در ایام جشن نوروز همانند جشن اعیاد فطر و قربان، سفرهای پهن میکنند که در آن انواع خوراکیهای برای پذیرایی چیده شده است؛ از شیرینی گرفته تا میوههای تازه و خشک و چای. دیدن این سفرهها، صحنه چشمنوازی است که برخاسته از سنت مهمان نوازی مردم افغانستان است.
غذاهای ویژه ایام نوروز معمولا سبزی پلو با ماهی و همچنین سمنو است. زنان افغان در شب نوروز به صورت دسته جمعی سمنو میپزند تا در روز عید سفرههایشان مزین به این غذای سنتی باشد که از رسوم قدیمی نوروز در افغانستان است.

نوروز در میان مهاجران افغان
مهاجران افغان مقیم کشورهای منطقه یا دیگر کشورهای دور دست اروپا، آمریکا و استرالیا تلاش کردهاند سنتهای فرهنگی و اجتماعی خود از جمله نوروز را حفظ کنند. نوروز برای مهاجران افغان نهتنها یک جشن، بلکه نشانهای از هویت، پیوند با سرزمین مادری و مقاومت در برابر ذوب شدن در فرهنگ میزبان است و معنایی فراتر از یک جشن دارد.
تجربه چند دههای نشان میدهد که مناسبت نوروز اثرات فرهنگی مهمی در میان مهاجران دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
نوروز؛ پیوندی با گذشته و زندهنگهداشتن خاطرات جمعی
مهاجران افغان، بهویژه نسل اول، نوروز را فرصتی برای بازسازی پیوند خود با سرزمین مادری میدانند. برای آنها، نوروز صرفاً یک جشن نیست، بلکه نوعی نوستالژی جمعی است که با خاطرات کودکی، زندگی در محلههای قدیمی و آیینهای سنتی گره خورده است. برخی مهاجران حتی در کشورهای میزبان به سبک افغانستان سفره میچینند، هفتمیوه درست میکنند، لباس سنتی میپوشند و با همزبانان خود گرد هم میآیند تا حس تعلق خود را تقویت کنند.
این رفتارها نشاندهندهی نیاز انسان به حفظ ریشههای فرهنگی خود، حتی در شرایطی که از خانه دور است، میباشد. مهاجران از طریق این جشن، خاطرات جمعی خود را زنده نگه داشته و از خطر فراموشی فرهنگ خود جلوگیری میکنند.
نوروز و انسجام اجتماعی در میان مهاجران
برگزاری جشن نوروز در میان مهاجران افغان، بهویژه در خانوادههای مهاجر، میتواند به تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی کمک کند. این جشن فرصتی برای گردهمایی اعضای خانواده و دوستان است که میتواند در تقویت احساس حمایت اجتماعی و آرامش روانی تاثیرگذار باشد. بهویژه برای افرادی که در جامعهای دیگر زندگی میکنند، نوروز میتواند بهعنوان عامل روانی مثبت عمل کند.
نوروز بهعنوان نمادی از همبستگی جمعی، فرصتی برای ارتباط مجدد با شبکههای اجتماعی هموطنان فراهم میکند. برخی از مهاجران افغان نوروز را در بوستانها یا خانههای یکدیگر جشن میگیرند. آنان با برپایی برنامههایی مانند شعرخوانی، نواختن موسیقی سنتی و پخت غذاهای مخصوص نوروز را بهانهای برای گرد هم بودن قرار میدهند.
چرا این مسئله برای مهاجران اهمیت دارد؟
– در مهاجرت، فرد با جامعه جدیدی مواجه میشود که همیشه پذیرای او نیست. حفظ سنتهای مشترک، مانند نوروز، به او کمک میکند احساس بیگانگی و انزوا را کاهش دهد.
– نوروز میتواند پلی میان نسل اول و نسلهای بعدی مهاجران باشد. والدینی که در افغانستان بزرگ شدهاند، از طریق این جشن، فرزندانشان را با فرهنگ اصیل خود آشنا میکنند.
نوروز برای نسل دوم و سوم مهاجران
یکی از چالشهای مهم مهاجران افغان، بهویژه در کشورهای غربی، حفظ هویت در میان نسلهای بعدی است. فرزندان مهاجران که در کشور میزبان متولد شدهاند، اغلب با دوگانگی هویتی مواجهاند: از یکسو تحت تأثیر فرهنگ میزبان قرار دارند و از سوی دیگر، خانواده سعی دارد فرهنگ اصلی را به آنها منتقل کند. نوروز یکی از ابزارهای مهم در انتقال هویت فرهنگی به نسلهای بعدی است. مهاجران افغان، حتی اگر در طول سال نتوانند بسیاری از سنتهای خود را حفظ کنند، تلاش میکنند نوروز را با سبک فرهنگی خودشان به فرزندانشان معرفی کنند و از طریق این جشن، زبان، موسیقی، غذا و ارزشهای فرهنگی افغانستان منتقل میشود.
به رغم این تلاشها، نشانههایی از تغییر در جشن نوروز میان مهاجران افغان دیده میشود. برخی مهاجران که سالها در کشورهای میزبان زندگی کردهاند، عناصر جدیدی از فرهنگ آن کشورها را وارد جشن نوروز کردهاند. مثلاً در اروپا، نوروز بیشتر به یک مهمانی خانوادگی تبدیل شده و دیگر از برگزاری مراسم سنتی خاصی که در کشور مالوف خود انجام میدادند خبری نیست. یا در ایران، برخی از خانوادههای مهاجر نوروز را ترکیبی از سنتهای ایرانی و افغانستانی برگزار میکنند، مثلاً هفتسین میچینند و در کنار آن هفتمیوه نیز تهیه میکنند.
نوروز راهی برای تقویت ارتباطات میانفرهنگی مهاجران افغان و ایرانیان
مهاجران افغان، با برگزاری جشن نوروز در ایران، نه تنها فرهنگ خود را حفظ میکنند بلکه فرصتی برای تعامل با جامعه ایرانی و تقویت هویت فرهنگی خود پیدا میکنند. این جشن، بهعنوان نماد همبستگی فرهنگی میان اقوام مختلف ایرانی و افغانها، میتواند به تقویت ارتباطات میان فرهنگی کمک کند. جشن نوروز به عنوان یک آیین فرهنگی مشترک، به تقویت احساس تعلق به یک تاریخ و فرهنگ مشترک میانجامد و بهویژه در میان نسلهای جدید افغانها در ایران، احساس هویت فرهنگی را تقویت میکند.
از مدخل این جشن و برگزاری آن دو ملت به یکدیگر نزدیکتر و تفاوتها و تضادها کمرنگتر میگردد که خود میتواند فارغ از ملیت و قومیت به همدیگرپذیری بیشتر منجر گردد. برگزاری نوروز در میان مهاجران افغان میتواند بهعنوان یک کانال برای مشارکت در جامعه ایرانی و فرآیند همگرایی اجتماعی عمل کند. این جشن فرصتی برای به اشتراک گذاشتن سنتها، آداب و رسوم مختلف است، از این منظر، نوروز بهعنوان یک فرصت اجتماعی برای ارتقای همبستگی اجتماعی و کاهش تنشهای میان دو ملت تلقی میشود که این فرهنگ و سنت دیرینه را ورای مرزها نیز تقویت مینماید.