دوشنبه 13/ 11 / 1404

بررسی تحولات افغانستان

عبدالهادی داوی، مشهور به «پریشان»، از برجسته‌ترین شاعران پشتو زبان و چهره‌های اثرگذار افغان در عرصه ملی‌گرایی و استعمارستیزی است. او در سال ۱۲۷۴ خورشیدی در کابل متولد شد و با اشعار و تألیفات عمیق خود، به نمادی بیدارگر در برابر استعمار و بیگانگان تبدیل گردید. داوی که به چندین زبان مسلط بود، افکار آزادی‌خواهانه و مدرن خود را از طریق مقاله‌نویسی در نشریاتی مانند سراج‌الاخبار و نیز اشعار پرشورش با مضامین بیگانه‌ستیزی و هویت‌جویی ملی، به طیف وسیعی از مخاطبان انتقال داد. فعالیت‌های ادبی و سیاسی این شاعر افغان، همواره در جهت بیداری جامعه و مقابله با استبداد و نفوذ خارجی بود.

زندگی‌نامه و آغاز فعالیت عبدالهادی داوی، شاعر افغان

عبدالهادی داوی، مشهور به «پریشان» از شاعران پشتو زبان افغانستان، در سال ۱۲۷۴ خورشیدی، در کابل متولد شد. خانوادهٔ داوی از طبقه‌ای فرهنگی و اهل علم بود؛ پدرش به طبابت گیاهی در قندهار اشتغال داشت و توسط امیر عبدالرحمن خان از قندهار به کابل منتقل و به عنوان طبیب دربار مشغول به کار شد. داوی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در لیسه حبیبیه شهر کابل گذراند و از همان دوران با افکار آزادمنشانه و نگاهی مدرن نسبت به جامعه آشنا شد. وی علاوه بر زبان‌های دری و پشتو، به زبان‌های اردو و ترکی نیز تسلط داشت و عربی و انگلیسی را تا حد ترجمه و نگارش می‌دانست. این توانایی زبانی سبب شد که آثار و اشعار او بر طیف گسترده‌ای از مخاطبان تأثیرگذار باشد و پیام فکری و اجتماعی خود را به گروه‌های مختلف انتقال دهد.

فعالیت‌های ادبی و سیاسی شاعر پشتو، پریشان

در سال ۱۲۹۰ ش، عبدالهادی داوی به همراه چهره ادبی و سیاسی دیگر روزگارش؛ عبدالرحمن لودین در ادارهٔ نشریه سراج‌الاخبار زیر نظر محمود طرزی، به عنوان شاگرد و محرر مشغول شد و بعدها با حضور این دو چهره، نشریه سراج الاخبار نه تنها در افغانستان بلکه در برخی کشورهای منطقه هم دارای نام و نشان شد. محمود طرزی در وصف لودین و داوی گفته بود که آنان «دو شهبال» من هستند و معتقد بود که این دو جوان، آیندهٔ روشن فرهنگی افغانستان را شکل خواهند داد. داوی در سراج‌الاخبار مقالات سیاسی، اجتماعی و شعرهای انتقادی منتشر می‌کرد و به یکی از چهره‌های فعال نهضت مشروطه در افغانستان تبدیل شد. وی در نهضت ادبی و فکری جدید، پس از استاد خود محمود طرزی، نقش برجسته‌ای داشت و علاقهٔ خاصی به آثار و اشعار علامه اقبال لاهوری شاعر و استعمارستیز شبه قاره هند نشان می‌داد. داوی در این دوره، حلقات روشنفکری و مکاتب فکری جوانان را در کابل دنبال می‌کرد و وارد فعالیت‌های سیاسی و استعمارستیزانه علیه انگلیس گردید.

دستگیری و زندان عبدالهادی داوی، بیدارگر ملی

در سال ۱۲۹۷ ش، هنگامی که عبدالرحمن لودین مورد خشم امیر حبیب‌الله خان پادشاه افغانستان قرار گرفت، عبدالهادی داوی نیز به اتهام ارتباط با لودین و فعالیت‌های مشروطه‌خواهانه‌اش دستگیر و به زندان افتاد. وی مدت هفت ماه در غل و زنجیر بود و یکی از همکارانش، میر یار بیگ خان بدخشی، در آن دوران شعری سرود که بیانگر رنج و فشار زندان بود:
بند‌ی را، بس بود زولانه‌ای
این همه زنجیر در زنجیر چیست؟

در منابع تاریخی آمده است که علی‌رغم فشار درباریان برای اعدام داوی و لودین، امیر حبیب‌الله خان پادشاه افغانستان، از صدور حکم قتل آنان خودداری کرد. پس از کشته شدن امیر حبیب الله خان و جلوس شاه امان‌الله خان بر تخت سلطنت، تمامی زندانیان مشروطه‌خواه آزاد شدند و داوی به عنوان اولین سردبیر جریدۀ نو بنیاد «امان افغان» منصوب شد.

فعالیت‌های دولتی و دیپلماتیک شاعر افغان

عبدالهادی داوی در موازات فعالیت‌های ادبی و مبارزاتی‌اش، پس از آزادی از زندان سمت‌های مهم سیاسی و دیپلماتیک را نیز در کارنامه خود دارد. او عضو هیأت‌های سیاسی افغانستان در خارج از کشور بود و به‌عنوان سفیر افغانستان در کشورهای بخارا، آلمان، مصر و اندونزی ایفای وظیفه کرد. داوی همچنین به‌عنوان وزیر مختار افغانستان در لندن، مأمور افتتاح سفارت افغانستان در آن کشور شد و پیش از آن مدیریت بخش اروپا و هند در وزارت امور خارجه را بر عهده داشت. علاوه بر این، وی در حکومت به‌عنوان وزیر تجارت، رئیس گماشتهٔ مشرانو جرگه، سرمنشی دربار شاهی و وکیل کابل خدمت کرد و در تدوین قانون اساسی و فعالیت‌های پارلمانی نقش مؤثری داشت.

عبدالهادی داوی
تصویری از عبدالهادی داوی شاعر پشتو زبان افغان که به عنوان سفیر افغانستان در لندن منصوب شد.

استعمارستیزی و ملی‌گرایی در اندیشه داوی

برای شاعرانی مبارز مانند داوی، شعر و ادبیات، ابزاری برای بیداری مردم و مبارزه با استکبار و استعمار بود. یکی از جنبه‌های برجستهٔ زندگی عبدالهادی داوی، مبارزهٔ فکری و ادبی او با استعمار انگلیس و نفوذ فرهنگی و سیاسی بیگانگان بود. وی به همراه جمعی از روشنفکران و مشروطه‌خواهان، از طریق مقاله، شعر و ترجمه تلاش می‌کرد تا نسل جوان را نسبت به اهمیت استقلال، استعمارستیزی و هویت ملی آگاه سازد.

در طول جنگ جهانی اول، داوی و همفکرانش، مقارن با جریان مشروطه‌خواهی، صدای استقلال‌طلبی افغانستان را برافرداشتند و از طریق اشعار و مقالات خود، به مقابله با سلطهٔ سیاسی و اقتصادی خارجی پرداختند. آثار او در این دوره، پیام‌هایی از مقاومت، استقلال و خودباوری برای مردم داشت و توجه بریتانیایی‌ها و سایر مقامات استعمارگر را نیز جلب کرده بود. نمونه‌ای از شعر داوی که روح مبارزه و استقلال‌طلبی او را نشان می‌دهد:
«بلبل گرفتار به دام ظلم افتاده
خروش دلش از زنجیر آزاده
ای مرغان وطن، آواز برآرید
که نغمهٔ آزادگی بر باد افتاده»

این ابیات بیانگر اعتراض به سلطه و دخالت استعمار بریتانیایی بر افغانستان و توجه به آزادی ملت افغانستان است. در این زمینه، داوی همانند علامه اقبال لاهوری، شعر را وسیله‌ای برای بیداری ملی و تربیت سیاسی نسل جوان می‌دانست.

تألیفات و آثار عبدالهادی داودی

عبدالهادی داوی افزون بر فعالیت‌های گستردهٔ سیاسی، اداری و دیپلماتیک، شاعری پرتلاش و نویسنده‌ای مسئول و متعهد به سرنوشت فکری و اجتماعی جامعهٔ افغانستان بود. آثار او دامنه‌ای متنوع از شعرهای سیاسی، اجتماعی و ملی، ترجمه‌های ادبی و دینی، رساله‌های تحلیلی و نوشته‌های تاریخی را در بر می‌گیرد و بازتاب‌دهندهٔ اندیشهٔ آزادی‌خواهانه، اصلاح‌طلبانه و هویت‌جوی اوست.

مهم‌ترین تألیفات و آثار عبدالهادی داوی عبارت‌اند از:
– نشر سلسله مقالات سیاسی، ادبی و اجتماعی همراه با اشعار انتقادی و بیدارگر در جریدهٔ سراج‌الاخبار
– «زما رسول پاک»؛ ترجمهٔ کتاب اردو «پیغمبر اسلام» تألیف عبدالمجید قرشی به زبان پشتو
-«تجارت ما با اتحاد جماهیر شوروی»؛ رساله‌ای به زبان فارسی دربارهٔ روابط تجاری افغانستان و شوروی
-«غیاصه»؛ مجموعه‌ای منظوم به زبان پشتو
– «لالی ریخته»؛ ترجمهٔ منظوم اشعار علامه محمد اقبال لاهوری از اردو به زبان دری
-«نغمات»؛ مجموعهٔ اشعار عبدالهادی داوی که بخش مهمی از اندیشه‌ها و احساسات ملی، اجتماعی و سیاسی او را بازتاب می‌دهد.
-«رجال وطن»؛ شرح احوال و آثار شماری از شخصیت‌ها و مشاهیر افغانستان
– «زیست‌نامه»؛ مشتمل بر شرح زندگی، تجربه‌های فکری، سیاسی و فرهنگی خود داوی
افزون بر این آثار، مطابق بر گزارش‌ها، داوی جزوه‌ها و نوشته‌های متعددی نیز تألیف کرده است که از جمله می‌توان به «عبرت‌نامه»، «سفرنامهٔ منصوری»، «حافظ شیراز»، «مقالات و خطابات»، «حیات در مصر و اندونزی»، «سفرالاخبار»، «گلخانهٔ غیاصه»، «اشعار پشتو و سوانح زندگی داوی» اشاره کرد. این مجموعه آثار، جایگاه عبدالهادی داوی را به‌عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار ادبی، فکری و فرهنگی افغانستان در قرن چهاردهم خورشیدی تثبیت می‌کند.

سبک شعری و اشعار ماندگار داوی

شعر داوی دربردارندهٔ مضامین سیاسی، اجتماعی و ملی است و با زبانی ساده، روان و تاثیرگذار، جوانان و مردم را به بیداری، مقاومت و رشد فکری فرا می‌خواند. سبک او با تأثیرپذیری از استادان پیشین و فرهنگ مشروطه‌خواهی، از نوعی سادگی و رسایی بهره‌مند است که پیام‌های اخلاقی و اجتماعی را به سرعت منتقل می‌کند.

یکی از نمونه‌های مشهور شعر او که بیش از یک قرن پس از انتشار همچنان مورد توجه است:
در وطن گر معرفت بسـیار می‌شـــد بد نبود
چــاره‌ای ایــن ملـت بیـمار می‌شـــد بد نبود
این شب غفلت که تار و مار می‌شد بد نبود
چشـم پر خوابـت اگر بیدار می‌شـــد بد نبود!

بلبل گرفتار

یکی از مشهورترین آثار داوی، منظومۀ حماسی و سیاسی «بلبل گرفتار» است که در شمارۀ ۱۲ سراج‌الاخبار، ۵ دلو ۱۲۹۵ ش منتشر شد و سپس ترجمهٔ پشتوی آن توسط مولوی صالح‌محمد قندهاری منتشر شد. این اثر، بازتاب‌دهندهٔ مبارزات مردم افغانستان علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی است و در همان زمان موجی از شور و شعف در میان جوانان ایجاد کرد.
نمونه‌ای از سروده‌های انگیزندهٔ تحت عنوان «بلبل گرفتار» که در این شعر به مثابه استعاره‌ای از افغانستان گرفتار در بند استعمار استفاده شده است:
«فتاده بی خود و خونش به جوش می‌آمد
دل تپیده به خون در خروش می‌آمد
گهی گهی که به حال و به هوش می‌آمد
همین حدیث حزین رو به گوش می‌آمد
شکست بال پرم در هوای آزادی
هزار شکر که گشتم فدای آزادی»
داوی با بهره‌گیری از شعر به عنوان وسیلهٔ اجتماعی و سیاسی، تلاش می‌کرد نسل جوان را نسبت به وطن‌دوستی، عدالت اجتماعی و مقابله با جهل و استعمار آگاه سازد.

بازتاب اشعار استعمارستیزانه پریشان

روایت‌هایی وجود دارد چون قصیده بلند بلبل گرفتار با نام مستعار «پریشان» در سراج الاخبار به نشر رسید، افکار عمومی افغانستان را به شدت تحت تأثیر قرار داد و شور عجیبی در دل آزادیخواهان انداخت. خبرچینان موضوع را به اطلاع مقامات هند بریتانیایی رساندند و آنان این مسئله به امیر حبیبالله خان شاه افغانستان گوش زد شد. نقل است که امیر این نسخه‌ای سراج الاخبار را خواست و پس از خواندن آن بر حاشیه نشریه نوشت: « پریشان کیست؟ باید معلوم شود!».

عبدالهادی داوی در قصیده بلند تحت عنوان «بد نبود» مستقیما سلطنت افغانستان را به دلیل وابستگی به استعمار مورد نکوهش قرار داد که به نمونه آن اشاره می‌شود:
«روز و شب چون لنگ و شل در آشیان بنشسته‌ای
یا دماغ و فکر را بیهوده بی‌جا خسته‌ای
دور از احباب رفته با عدو پیوسته‌ای
بر امید کارهای دیگران دل بسته‌ای
گر ترا حمیت ممد کار می‌‌‌شد بد نبود»

به هر صورت، قصیده‌های بلند «بلبلِ گرفتار» و شعر «بد نبود» و دیگر سروده‌های این شاعر بیدارگر و بیگانه‌ستیز، نه‌تنها در شعر مقاومت دوران مشروطیت جایگاهی بلند و تحسین‌برانگیز دارند، بلکه برای نسل امروز نیز الگویی الهام‌بخش به‌شمار می‌آیند.

وفات و میراث عبدالهادی داوی

عبدالهادی داوی در ۲۷ اسد ۱۳۶۱ ش در سن ۸۸ سالگی در کابل درگذشت. دولت وقت افغانستان مدرسه‌ای در منطقه مکروریان سوم شهر کابل را به نام وی نام‌گذاری کرد. آثار و تألیفات داوی، نه تنها سند تاریخ ادبی و فکری افغانستان، بلکه میراث فکری، استعمارستیزی و استقلال‌طلبی برای نسل‌های آینده به شمار می‌آید.

مطالب مرتبط
رحمان بابا؛ شاعر اخلاق و عرفان در زبان پشتو
صالح‌ محمد خلیق؛ نگاهی به زندگی و آثار شاعر بلخی

جمع‌بندی

عبدالهادی داوی «پریشان» شاعری است که با زبانی ساده، تأثیرگذار و ملی، پیام فکری، اجتماعی و سیاسی خود را به مردم انتقال داد. او نماد مقاومت فرهنگی و سیاسی علیه جهل، استبداد و استعمار، و الگویی برای پرورش نسلی آگاه، وطن‌دوست و اندیشه‌ور است. آثار شعری و تألیفی او، از «بلبل گرفتار» گرفته تا «نغمات» و «رجال وطن»، با محوریت تربیت اجتماعی، انسانی و ملی، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ ادبیات و سیاست افغانستان دارد. اشعار داوی همچنان الهام‌بخش اندیشه و شعر معاصر افغان‌ها و پژوهشگران ادبی و سیاسی است و نشان می‌دهد که هنر و اندیشه، می‌تواند ابزار رهایی و بیداری ملت‌ها باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات