بررسی تحولات افغانستان
نابودی تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان با بمباران هوایی پاکستان، دیدگاهی است که هر چند در حد گزارشهای غیررسمی مطرح میباشد اما حکایت از هماهنگی منافع مشترک اسلامآباد و واشنگتن را نشان میدهد. این اقدام پاکستان نه تنها میتواند نقطه عطفی در بحران افغانستان و پاکستان بلکه در کل منطقه تلقی شود. پاکستان در موج جدید حملات به افغانستان، به بهانه «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) در حال بمباران مراکزی است که گمان میرود تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان در آنجا قرار دارند. این اقدام، اگر عملی شود، هم خواسته دونالد ترامپ برای خارج شدن تسلیحات باقی مانده از دست طالبان فراهم میشود و هم به زعم پاکستان، حکومت طالبان قدرت مانور کمتری در برابر پاکستان خواهد داشت.
بمباران تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که بحران میان پاکستان و طالبان افغانستان از یک تنش مرزی ساده فراتر رفته و به معادلهای پیچیده با ابعاد بینالمللی تبدیل شده است. در مرکز این معادله، تسلیحات پیشرفته و سنگینی قرار دارد که نیروهای آمریکایی پس از خروج شتابان خود در سال 1400، در افغانستان بر جای گذاشتند و ارزش آنها هفت میلیارد دلار تخمین زده میشود. تجهیزاتی که بخشی از آن به دست طالبان افتاد و اکنون به نگرانی راهبردی برای آمریکا و پاکستان تبدیل شده است.
در دور جدید درگیری افغانستان و پاکستان، برای نخستین بار نیروی هوایی پاکستان پایگاههای نظامی افغانستان در شهرهای مختلف از جمله بگرام و فرودگاه قندهار را بمباران کرد. نقاط هدف قرار داده شده در شهرهای مختلف دقیقا پایگاههای نظامی بهجا مانده از نیروهای آمریکایی و حکومت جمهوریت هستند که اکنون حکومت طالبان از آنها استفاده میکنند. مراکز بمباران شده تناسبی با پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان ندارند و به طور یقین پاکستان به دنبال اهداف دیگری است.
پاکستان که سالها است با معضل تحریک طالبان پاکستان (TTP) دست و پنجه نرم میکند، به خوبی میداند که بسیاری از حملات TTP ناشی از بحرانی است که خود خلق کرده و اکنون طالبان که حاکمیت افغانستان را به دست گرفته است از همکاری برای سرکوب این گروه به دلایل متعددی امتناع میکند. مشکل دیگر این است که حکومت طالبان در پاسخ به حملات هوایی پاکستان، با تسلیحات بجا مانده از آمریکا پاسخ پاکستان را در مرز میدهد. لذا از منظر مقامات راولپندی، نابودی تسلیحات آمریکایی باقی مانده در افغانستان یک ضرورت امنیتی محسوب میشود. آنچه این ضرورت را به یک فرصت راهبردی تبدیل میکند، همپوشانی آن با خواستههای آمریکا است.
واشنگتن و دغدغه بازپسگیری یا نابودی
دونالد ترامپ و تیم امنیتی او هرگز نتوانستند خروج پرهرجومرج افغانستان و برجای ماندن میلیاردها دلار تسلیحات آمریکایی در افغانستان را هضم کنند. بازگرداندن این تجهیزات از طریق مذاکره با طالبان غیرممکن است چرا که مقامات طالبان با جدیت دست رد بر سینه آمریکا زدهاند. در چنین شرایطی، نابودی تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان توسط پاکستان میتواند یک گزینه کم هزینه و در عین حال بی درد سر باشد چرا که هم تسلیحات از دست طالبان خارج میشود، هم واشنگتن نیازی به بمباران افغانستان یا مذاکره مستقیم با طالبان ندارد.
اگر پاکستان با بمباران هوایی خود، تأسیسات نظامی و انبارهای تسلیحاتی طالبان را هدف قرار دهد، در عمل بخشی از خواسته آمریکا را عملی کرده است. این همسویی منافع میتواند در بلندمدت روابط اسلامآباد و واشنگتن را بهبود بخشد و اهرم فشاری علیه طالبان باشد.
جاهد جلال یکی از اینفلوئنسرهای حامی حکومت طالبان بعد از آغاز حملات هوایی پاکستان به پایگاههای نظامی افغانستان از جمله بگرام، در حساب شبکه ایکس خود نوشت: ما از پروژهای که عاصم منیر از ترامپ گرفته بود تا تسلیحات غنیمت گرفته شده از آمریکا را از بین ببرد، آگاه بودیم. به همین دلیل تمام تسلیحات و وسایط به مکانهای امن انتقال داده شدند.

تضعیف طالبان؛ هدف مشترک اما با روشی متفاوت
پاکستان به خوبی دریافته که طالبان افغانستان برخلاف انتظار اولیه، نه تنها به متحدی مطیع تبدیل نشده است بلکه به حامی گروههای ضدپاکستانی بدل شده است. حملات مرزی، پناهدهی به TTP و حتی ادعاهای ارضی طالبان درباره خط دیورند، پاکستان را به این نتیجه رسانده که باید رویکرد خود را تغییر دهد.
نابودی تسلیحات استراتژیک طالبان، این گروه را از نظر نظامی تضعیف کرده و توانایی آن را برای حمایت از TTP یا درگیریهای مرزی کاهش میدهد. از سوی دیگر، بمباران هوایی تأسیسات نظامی، پیام روشنی به کابل میفرستد که پاکستان دیگر قصد ندارد صرفا به جنگ سایه و حملات محدود اکتفا کند بلکه آماده است با ابزارهای سنگینتر وارد میدان شود.
چین در میان دو آتش؛ منافع اقتصادی در برابر واقعیتهای امنیتی
اما در این میان، چین به عنوان بازیگر اصلی اقتصادی منطقه، عمیقا نگران است. پکن به خوبی میداند که یک درگیری طولانیمدت میان پاکستان و افغانستان، پروژههای عظیم اقتصادی آن را با خطر مواجه میکند. کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و طرحهای اتصال افغانستان به آسیای مرکزی، همگی به ثبات منطقهای وابسته هستند.
دیدار سفیر چین با امیرخان متقی در کابل و بر اساس برخی گزارشها سفر قریبالوقوع هیئت چینی به اسلامآباد، نشاندهنده تلاش دیپلماتیک فشرده پکن برای جلوگیری از تشدید بحران است. چین نگرانیهای امنیتی پاکستان درباره TTP را درک میکند، اما از اینکه اسلامآباد به جای گفتگو، مسیر نظامی را انتخاب کرده، ناراضی است. نابودی تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان و تأسیسات نظامی حکومت طالبان توسط پاکستان، مورد رضایت چین نیست چرا که در صورت تضعیف حکومت طالبان، ممکن است هرجومرج بیشتری در افغانستان ایجاد شود.
علاوه بر دلایل یاد شده، پاکستان منافع دیگری نیز از بمباران تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان دارد؛ نخست، پیام غیرمستقیم به هند است تا نشان دهد اسلامآباد توانایی مداخله مؤثر در تحولات افغانستان را دارد و اجازه نخواهد داد دهلینو از خاک این کشور علیه پاکستان استفاده کند. دوم، در داخل پاکستان، ارتش و دولت میتوانند این اقدام را به عنوان یک پیروزی بزرگ و نمایش قدرت به افکار عمومی ارائه دهند و وجهه خود را در میان گروههای ملیگرا و مذهبی تقویت کنند.
مطالب مرتبط
سیاست آمریکا در قبال افغانستان طالبان؛ مدیریت ریسک یا تعامل؟
گزارش جامع از درگیری افغانستان و پاکستان؛ عبور از خطوط قرمز
جمعبندی
آنچه روشن است، پاکستان به نقطهای رسیده است که دیگر نمیتواند حملات TTP و تسلیحات بجا مانده آمریکا در افغانستان را که ابزار قدرت حکومت طالبان شدهاند، نادیده بگیرد. بمباران هوایی و نابودی تأسیسات نظامی افغانستان، یک گزینه جدی روی میز است اما چنین اقدامی بدون واکنش طالبان باقی نخواهد ماند و میتواند منطقه را وارد یک درگیری تمامعیار کند.
حملات پهپادی حکومت طالبان به عمق خاک پاکستان در واکنش به حملات هوایی پاکستان که این هم تازگی دارد، از ورود درگیری افغانستان و پاکستان به فاز جدیدی حکایت میکند و ممکن است در صورت تداوم روند، اقدامات دو طرف خصمانهتر شود.
گرم شدن روابط پاکستان و ترامپ و تعریف و تمجیدهای مکرر ترامپ از نخست وزیر و فرمانده ارتش پاکستان حکایت از آن دارد که دو طرف نوعی روابط را در پیش گرفتهاند که از یکدیگر راضی هستند. با توجه به این که افغانستان مهمترین دغدغه امنیتی و سیاست خارجی پاکستان است، با احتمال بالا میتوان گفت که یکی از محوریترین توافقات مقامات پاکستانی و ترامپ، موضوع افغانستان بوده است.
چین با تمام توان تلاش میکند بحران پاکستان و افغانستان را مدیریت و طرفین را پای میز مذاکره بنشاند. اما اگر پاکستان به این نتیجه برسد که نابودی تسلیحات طالبان، هم خواسته آمریکا را برآورده میکند، هم امنیت ملی این کشور را تأمین میکند و هم طالبان را برای همیشه تضعیف میکند، شاید دیگر به توصیههای دیپلماتیک چین گوش ندهد. در آن صورت، جنوب آسیا با شعلهورترین درگیری خود از زمان خروج آمریکا مواجه خواهد شد؛ درگیریای که نابودی تسلیحات باقی مانده از آمریکا در دست طالبان، هم هدف و هم ابزار آن است.














