پنج‌شنبه 27/ 1 / 1405

بررسی تحولات افغانستان

تأثیر جنگ آمریکا و ایران بر اقتصاد افغانستان در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های ژئوپلیتیکی منطقه است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تأثیرات منفی گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی بر جای گذاشته و در آینده تاثیرات این جنگ بیشتر نمایان خواهد شد. تاثیرپذیری اقتصاد افغانستان از جنگ ایران و آمریکا از یک سو از روند جهانی مستثنی نیست اما از سوی دیگر دلایلی وجود دارند که سبب تاب‌آوری اقتصاد افغانستان از این جنگ می‌شود. این یادداشت در پی بررسی نقاط آسیب‌پذیر اقتصاد افغانستان از جنگ آمریکا و ایران و دلایل تاب‌آوری است.

تاثیرپذیری مسیرهای ترانزیتی از جنگ آمریکا و ایران

در بخش ترانزیت، افغانستان به‌عنوان یک کشور محصور در خشکی به‌شدت وابسته به مسیرهای عبوری از پاکستان و ایران برای دسترسی به بنادر دریایی است. مسیر پاکستان که به‌طور سنتی شریان اصلی تجارت خارجی افغانستان محسوب می‌شود، در نتیجه تنش‌های سیاسی میان کابل و اسلام‌آباد عملاً با محدودیت‌های جدی مواجه شده و در کوتاه‌مدت نیز چشم‌انداز روشنی برای بازگشایی پایدار آن وجود ندارد.

در چنین شرایطی، مسیر ایران به‌عنوان بدیل اصلی، اهمیت حیاتی پیدا کرده بود؛ اما با آغاز جنگ امریکا و ایران این مسیر نیز با تهدیدهای جدی روبه‌رو شده است. این اختلال می‌تواند ناشی از ناامنی بنادر، محدودیت یا انسداد تنگه هرمز و محدودیت دریانوردی در آب‌های دریای عمان و خلیج فارس باشد که جریان تجارت دریایی را مختل می‌کند.

در نتیجه، افغانستان تقریباً با یک «بن‌بست ترانزیتی» مواجه شده است. در چنین وضعیتی، هرچند توجه به مسیرهای آسیای مرکزی مانند ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان افزایش می‌یابد، اما این مسیرها به‌دلیل محدودیت زیرساخت، هزینه بالاتر و طولانی‌تر بودن مسیر، عدم تأمین برخی از اقلام ضروری توانایی جایگزینی کامل مسیر ایران و پاکستان را ندارند و صرفاً بخشی از فشار را کاهش می‌دهند. مثلاً‌ بسته بودن مرز افغانستان با پاکستان و ایجاد اختلال در تأمین داد و ستد اقتصادی با هند از مسیر ایران، قیمت یک کیسه برنج در بازار‌های افغانستان دو برابر افزایش یافته است.

تأثیر جنگ ایران بر تأمین کالاهای اساسی افغانستان

در بخش تأمین کالاهای اساسی افغانستان یک اقتصاد وارداتی است و وابستگی بالایی به تولیدات خارجی به‌ویژه ایران دارد. جنگ از دو مسیر بر این بخش اثر می‌گذارد. نخست، کاهش ظرفیت تولید و عرضه در داخل ایران به‌دلیل شرایط جنگی (اختلال در تولید، حمل‌ونقل و توزیع) و دوم، سیاست‌های کنترلی دولت ایران مانند ممنوعیت یا محدودیت صادرات برخی از اقلام ضروری برای تأمین نیاز داخلی. این دو عامل باعث کاهش عرضه کالاهای اساسی در بازار افغانستان می‌شود.

جایگزینی این کالاها از آسیای مرکزی یا سایر کشورها ممکن است، اما به‌دلیل تفاوت قیمت، هزینه حمل‌ونقل و ساختار بازار، معمولاً با قیمت بالاتر و تأخیر زمانی همراه است؛ بنابراین نتیجه نهایی نه فقط کمبود، بلکه افزایش قیمت و فشار تورمی خواهد بود. چنانچه در بازارهای افغانستان گذشته از افزایش قیمت برخی از محصولات تولیدی صعنتی، افزایش قیمت برخی از محصولات خوراکی به شدت افزایش یافته تا جایی که نرخ یک سیر (هفت کیلو) سیب‌زمینی در کابل پنجاه درصد افزایش پیدا کرده است.

تأثیر جنگ آمریکا و ایران بر صادرات افغانستان

در کنار اختلال در مسیرهای وارداتی، صادرات افغانستان نیز به‌طور معناداری از جنگ آمریکا و ایران متأثر خواهد شد؛ زیرا ساختار صادراتی کشور به‌شدت به مسیرهای ترانزیتی محدود و شکننده وابسته است. در سال‌های اخیر، با بسته شدن یا بی‌ثبات شدن مسیر پاکستان، صادرات افغانستان به‌ویژه به بازار هند به‌طور فزاینده‌ای به بنادر ایرانی مانند چابهار متکی شده بود. تشدید ناامنی در این مسیرها، چه از رهگذر تهدیدات نظامی و چه از طریق محدودیت‌های بیمه، حمل‌ونقل و کشتیرانی، عملاً هزینه و ریسک صادرات را افزایش داده و رقابت‌پذیری کالاهای افغانستان را در بازارهای هدف کاهش می‌دهد.

هرچند مسیرهای بدیل مانند کریدورهای ریلی ایران به سمت ترکیه یا مسیرهای آسیای مرکزی همچنان باز می‌مانند، اما این مسیرها یا ظرفیت جذب کامل صادرات را ندارند یا از نظر هزینه و زمان، کارایی کمتری دارند. از سوی دیگر، افزایش قیمت جهانی سوخت به‌عنوان یکی از پیامدهای مستقیم جنگ، هزینه ترانزیت را در سطح منطقه‌ای و جهانی بالا می‌برد و این امر به‌طور مضاعف بر صادرکنندگان افغان فشار وارد می‌کند. در چنین شرایطی، حتی در صورت تداوم فیزیکی صادرات، حاشیه سود کاهش یافته و بخشی از بازارهای صادراتی به‌دلیل افزایش قیمت نهایی کالاها از دست خواهد رفت.

پیامد جنگ ایران و آمریکا بر تأمین سوخت افغانستان

بخش سوخت در اقتصاد افغانستان یکی از حساس‌ترین حوزه‌هایی است که در از جنگ آمریکا و ایران به‌طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این تأثیر صرفاً به معنای کمبود فیزیکی سوخت نیست، بلکه بیشتر از طریق افزایش قیمت‌ها و اختلال در سازوکارهای تأمین بروز می‌کند. در سطح نخست، ناامنی در منطقه خلیج فارس و احتمال اختلال در صادرات انرژی به دلیل محدودیت‌های حمل‌ونقل دریایی موجب افزایش قیمت جهانی نفت شده است و افغانستان هم از این افزایش قیمت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

در سطح دوم، وابستگی نسبی افغانستان به سوخت وارداتی از ایران است. ساختار تجاری افغانستان به‌ویژه در حوزه انرژی نشان می‌دهد که وابستگی این کشور به سوخت وارداتی از ایران بسیار عمیق‌تر از آن است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. بخش قابل توجهی از سوخت مصرفی افغانستان از پالایشگاه‌های نفت ایران یا از مسیرهای ترانزیتی ایران تأمین می‌شود. این احتمال وجود دارد که افغانستان به دلیل همجواری و مرز مشترک، بدون هیچ محدودیتی کمافی‌السابق سوخت خود را از این تامین کند و چه بسا پس از محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، توجه ایران به صادرات سوخت به افغانستان بیشتر از قبل شود. در این صورت، افغانستان از این مزیت همجواری بهره خواهد برد و مانند بسیاری از کشورهای دیگر جهان، با بحران یا کمبود سوخت مواجه نخواهد شد اما تحت تاثیر افزایش قیمت سوخت قرار گرفته است.

نقش اوراسیا در زمینه تأمین سوخت افغانستان

در کنار ایران، کشورهای روسیه و آسیای مرکزی و بلاروس نیز از تأمین‌کنندگان مهم سوخت افغانستان هستند. حکومت طالبان در چند سال حاکمیت خود بر افغانستان، سیاست تنوع‌بخشی به منبع واردات محصولات راهبردی را در دستور کار قرار داده است. بر همین اساس، در زمینه فراورده‌های نفتی، علاوه بر ایران و عراق، واردات سوخت از کشورهای آسیای مرکزی، بلاروس و روسیه را محور توجه قرار داده است.

میزان واردات کل مشتقات نفتی افغانستان در یک سال حدود 3 و نیم میلیون تن است. طبق آمار سال 1403، ایران بیشترین سهم را از سبد مواد نفتی افغانستان داشته است (نزدیک به 80 درصد). البته این آمار احتمالا در سال گذشته تغییر کرده است اما با این وجود، ایران باز هم مهمترین منبع و مسیر واردات مواد سوختی به افغانستان است.

با این که، کشورهای حوزه آسیای مرکزی در زمینه تأمین سوخت افغانستان مطرح هستند اما این کشورها اولاً توانایی تامین کامل سوخت بازار افغانستان را ندارند و ثانیاً با توجه به اینکه خود نیز تحت تاثیر قیمت‌های جهانی قرار دارند، نمی‌توانند از افزایش قیمت سوخت در افغانستان جلوگیری کنند.

لذا حتی با وجود این که کشورهای حوزه اوراسیا سهمی در تامین سوخت افغانستان دارند، پیامد نهایی جنگ ایران، انتقال شوک قیمت سوخت به کل اقتصاد افغانستان است و این افزایش هزینه انرژی، مستقیماً هزینه حمل‌ونقل، قیمت کالاهای وارداتی به‌ویژه مواد غذایی، و در سطح عمومی تورم را بالا می‌برد. در مجموع، سوخت در افغانستان نه‌تنها یک کالای مصرفی نیست، بلکه یک متغیر کلیدی در ثبات اقتصادی این کشور است که اختلال در آن، به‌سرعت به یک بحران گسترده اقتصادی در افغانستان تبدیل می‌شود.

تاب‌آوری اقتصاد افغانستان در جنگ آمریکا و ایران

اقتصاد افغانستان در برابر پیامدهای جنگ آمریکا و ایران تا حدی از خود تاب‌آوری نشان داده است که این امر به مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، جغرافیایی و اجتماعی بازمی‌گردد. نخست، هرچند افغانستان با افزایش قیمت سوخت مواجه شده، اما به دلیل همجواری با ایران و دسترسی همزمان به منابع سوخت کشورهای ازبکستان و ترکمنستان و روسیه با کمبود فیزیکی سوخت روبه‌رو نیست و زنجیره تأمین انرژی آن مختل نشده است؛ این تنوع در مبادی وارداتی مانع از شکل‌گیری بحران شده است.

دوم، ساختار اقتصاد افغانستان عمدتاً غیرصنعتی، خردمقیاس و متکی بر بخش‌های سنتی مانند کشاورزی و تجارت است؛ از این‌رو، شوک‌های ناشی از افزایش قیمت انرژی برخلاف اقتصادهای صنعتی، به‌صورت فوری و گسترده در تولید و اشتغال منعکس نمی‌شود و اثرگذاری آن تدریجی‌تر است.

سوم، سطح بالای تاب‌آوری اجتماعی در میان مردم افغانستان که حاصل دهه‌ها تجربه جنگ، بی‌ثباتی سیاسی و فشارهای اقتصادی است، موجب شده تا خانوارها و فعالان اقتصادی راهبردهای سازگاری متنوعی برای مواجهه با بحران‌ها داشته باشند.

چهارم، با توجه به این که ایران شریک اول اقتصادی افغانستان است و همجواری دو کشور، میزان تبادل کالا در شرایط جنگی بین دو کشور بیشتر از قبل شود. انتظار می‌رود روند صادرات برخی محصولات به افغانستان که از دیگر بازارهای جهانی و منطقه‌ای باز مانده، به افغانستان بیشتر شود. هر چند که برخی محصولات به دلیل نیاز بازار خود ایران ممکن است به افغانستان ممنوع شود. اما از سوی دیگر، احتمالا ایران، در زمینه واردات برخی کالاها از مبدا افغانستان یا از مبادی دیگر از مسیر افغانستان بیش از قبل رغبت نشان دهد که مجموع این عوامل به نفع اقتصاد افغانستان خواهد بود.

در مجموع، این عوامل سبب شده‌اند که با وجود تأثیرپذیری اقتصاد افغانستان از جنگ آمریکا و ایران، این کشور دست‌کم در کوتاه‌مدت از ورود به یک بحران حاد و فراگیر اقتصادی مصون بماند، هرچند فشارهای تورمی و کاهش قدرت خرید همچنان پابرجاست.

تاثیر جنگ آمریکا و ایران بر اقتصاد افغانستان 1 تأثیر جنگ آمریکا و ایران بر اقتصاد افغانستان؛ نقاط فشار و تاب‌آوری

در بررسی تاثیر جنگ آمریکا و ایران بر اقتصاد افغانستان باید اذعان کرد که مردم افغانستان از این جنگ تاثیر عمیقی پذیرفته‌اند؛ افزایش نرخ کالاهای اساسی سبب شده است که مردم در تهیه مایحتاج روزانه فشار بیشتری را متحمل شوند.

مطالب مرتبط
اقتصاد افغانستان؛ تحلیل وضعیت کنونی و چشم‌انداز آینده
اقتصاد افغانستان در 4 سال حکومتداری طالبان

جمع‌بندی

در مجموع، تأثیر جنگ آمریکا و ایران بر اقتصاد افغانستان ترکیبی از فشارهای جدی و در عین حال عوامل بازدارنده بحران است؛ به‌گونه‌ای که از یک سو، اختلال در مسیرهای ترانزیتی، افزایش هزینه واردات کالاهای اساسی، تضعیف صادرات و رشد قیمت سوخت، اقتصاد این کشور را با چالش‌های ملموس و فشارهای تورمی مواجه کرده، اما همزمان عواملی مانند تنوع نسبی در مسیرهای تأمین، به‌ویژه در حوزه سوخت، ساختار غیرصنعتی اقتصاد، و سطح بالای تاب‌آوری اجتماعی مانع از بروز یک بحران فراگیر و فوری شده‌اند. بر این اساس، اقتصاد افغانستان در نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیش از آن‌که با شوک‌های ناگهانی فروبپاشد، در معرض فرسایش تدریجی ناشی از افزایش هزینه‌ها و کاهش قدرت خرید قرار دارد؛ وضعیتی که تداوم یا تشدید آن به تحولات آینده جنگ و پایداری مسیرهای تجاری منطقه‌ای وابسته خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات