جمعه 8/ 3 / 1405

بررسی تحولات افغانستان

تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که اگرچه ایران و پاکستان هر دو از مسیرهای اصلی اتصال افغانستان به تجارت خارجی محسوب می‌شوند، اما کیفیت، پایداری و قابلیت اتکای این دو مسیر برای اقتصاد افغانستان یکسان نیست. تجربه عملی تجارت و ترانزیت افغانستان نشان می‌دهد که ایران در مقایسه با پاکستان از ظرفیت و امیتاز بیشتری برای ایفای نقش یک شریک پایدار ژئواکونومیک برخوردار است. این تفاوت تنها به حجم تجارت محدود نمی‌شود، بلکه به ماهیت زیرساخت‌ها، سطح امنیت مسیرها، کیفیت کالاهای صادراتی و نحوه برخورد سیاسی دو کشور با مسئله تجارت و ترانزیت افغانستان نیز مربوط می‌گردد.

برتری کریدورهای ترانزیتی ایران نسبت به پاکستان

نخستین تفاوت مهم، برخورداری ایران از شبکه گسترده‌تر و منسجم‌تر ترانزیتی و حمل‌ونقل است. ایران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، دسترسی مستقیم به خلیج فارس، دریای عمان و آب‌های آزاد، همراه با شبکه وسیع شاهراه‌ها، خطوط ریلی، بنادر و مراکز لجستیکی، ظرفیت بالایی برای انتقال کالا به افغانستان دارد. بندر چابهار، شبکه جاده‌ای شرق ایران و خطوط ریلی متصل به مرزهای افغانستان، به این کشور امکان داده که نقش یک کریدور پایدار منطقه‌ای را ایفا کند.

در مقابل، ساختار ترانزیتی پاکستان اگرچه برای افغانستان مهم بوده، اما بیشتر بر چند گذرگاه محدود مانند تورخم و چمن متکی است و همین تمرکزپذیری، آسیب‌پذیری تجارت افغانستان را افزایش می‌دهد. هرگونه تنش سیاسی، بحران امنیتی یا تصمیم اداری در این گذرگاه‌ها می‌تواند کل جریان تجارت افغانستان را مختل سازد.

افزون بر این، نقش ترانزیتی ایران برای افغانستان صرفا به دسترسی به آب‌های آزاد محدود نمی‌شود. ایران عملا افغانستان را به چندین حوزه مهم اقتصادی و ژئوپولیتیکی متصل می‌سازد. از طریق خاک ایران، افغانستان نه‌تنها به خلیج فارس و تجارت دریایی جهانی دسترسی پیدا می‌کند، بلکه امکان اتصال به ترکیه و بازارهای اروپا، عراق و حتی کشورهای حاشیه دریای خزر مانند روسیه و آذربایجان نیز فراهم می‌شود. این ویژگی به ایران نقش یک «چهارراه ژئواکونومیک» را می‌دهد.

در مقابل، مسیر پاکستان عمدتا کارکردی محدودتر دارد و بیشتر دسترسی افغانستان را به بنادر کراچی و گوادر فراهم می‌کند، بدون آن‌که ظرفیت اتصال گسترده‌تر منطقه‌ای مشابه ایران را در اختیار افغانستان قرار دهد. به همین دلیل، وابستگی به مسیر ایران برای افغانستان صرفا یک ضرورت تجاری نیست، بلکه بخشی از راهبرد تنوع‌بخشی ژئواکونومیک و کاهش انحصار جغرافیایی نیز محسوب می‌شود.

ترانزیت ایران پاکستان افغانستان
بسته شدن مکرر مرزهای پاکستان، نقش مخربی در تجارت و ترانزیت کالا با افغانستان داشته است در حالی که مرزهای ایران حتی در شرایط جنگ این کشور با آمریکا به روی افغانستان باز بوده است.

ثبات و پایداری مسیرهای ترانزیت ایرانی

دومین موضوع، تفاوت سطح امنیت و ثبات مسیرهای تجاری دو کشور است. مسیرهای ترانزیتی ایران در سال‌های اخیر، حتی در شرایط تحریم و تنش‌های منطقه‌ای، از ثبات نسبی بیشتری برخوردار بوده‌اند و تجارت افغانستان از طریق این مسیرها کمتر با انسدادهای ناگهانی مواجه شده است. در مقابل، تجارت افغانستان با پاکستان همواره تحت تأثیر تنش‌های سیاسی، امنیتی و مرزی قرار داشته و در بسیاری موارد گذرگاه‌های مرزی به‌صورت ناگهانی بسته شده‌اند. این وضعیت باعث گردیده که حکومت طالبان و تاجران افغان همواره نسبت به پایداری مسیر پاکستان نگرانی داشته باشند و نتوانند با اطمینان بلندمدت بر این مسیر تکیه کنند. در واقع، یکی از دلایل گرایش تدریجی افغانستان به سمت کریدورهای ایران، تلاش برای کاهش همین سطح از بی‌ثباتی و آسیب‌پذیری بوده است.

تفاوت نگاه مصرف‌کنندگان افغان به کالاهای ایرانی و پاکستانی

سومین تفاوت مهم، مسئله کیفیت کالاهای صادراتی دو کشور است. در بازار افغانستان، کالاهای ایرانی عموما از اعتبار و مقبولیت بیشتری برخوردارند و در بسیاری از حوزه‌ها از نظر کیفیت، دوام و استاندارد، بر کالاهای مشابه پاکستانی برتری دارند. در مقابل، بخشی از کالاهای پاکستانی در بازار افغانستان به بی‌کیفیتی شهرت پیدا کرده‌اند و این ذهنیت در میان مصرف‌کنندگان افغان شکل گرفته که برخی تولیدکنندگان پاکستانی کالاهایی با کیفیت پایین‌تر را مخصوص صادرات به افغانستان تولید می‌کنند.

این مسئله به‌تدریج باعث بدنامی بخشی از تولیدات پاکستانی در بازار افغانستان شده است؛ تا حدی که در ادبیات روزمره بازار، گاهی هر کالای بی‌کیفیت «پاکستانی» توصیف می‌شود. در مقابل، بخش بزرگی از کالاهای صادراتی ایران به افغانستان همان کالاهایی است که در بازار داخلی ایران نیز عرضه می‌شود و تفاوت قابل توجهی میان کیفیت کالای داخلی و صادراتی مشاهده نمی‌گردد. همین مسئله باعث شده که کالاهای ایرانی در بازار افغانستان از اعتماد و مقبولیت بیشتری برخوردار باشند و در بسیاری از موارد، مصرف‌کنندگان افغان کالاهای ایرانی را بر نمونه‌های پاکستانی ترجیح دهند.

اقتصاد ابزاری برای سیاست؛ تفاوت راهبردی ایران و پاکستان

چهارمین و شاید مهم‌ترین تفاوت، نحوه استفاده سیاسی از اقتصاد و ترانزیت است. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که پاکستان در بسیاری از موارد، تجارت و ترانزیت را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بر افغانستان تبدیل کرده است. بسته‌شدن مکرر مرزها، توقف کالاهای ترانزیتی، محدودیت‌های ناگهانی گمرکی و اخلال در رفت‌وآمد تجاری، نشان می‌دهد که روابط اقتصادی میان افغانستان و پاکستان همواره تحت تأثیر تنش‌های سیاسی و امنیتی قرار داشته است. این مسئله باعث شده که تجارت افغانستان از مسیر پاکستان پیوسته با عدم اطمینان و بی‌ثباتی مواجه باشد. حکومت طالبان به این موضوع توجه داشته و در محاسبات کلان افغانستان لحاظ شده است.

در مقابل، ایران طی سال‌های اخیر تلاش کرده روابط اقتصادی خود با افغانستان را عمدتاً در چارچوب منافع اقتصادی و منطقه‌ای مدیریت کند و حتی در شرایط تنش‌های شدید منطقه‌ای و جنگ، مسیرهای اصلی تجارت و ترانزیت با افغانستان را باز نگه دارد. تجربه جنگ اخیر نیز نشان داد که باوجود فشارهای نظامی و دریایی، ایران کوشید تجارت با افغانستان را از تحولات نظامی جدا نگه دارد و مانع فروپاشی کامل جریان کالا شود.

البته این مسئله به معنای نبود کامل مشکلات یا محدودیت‌ها در مسیر ایران نیست. جنگ، تحریم‌ها و ناامنی در خلیج فارس نشان داد که مسیر ایران نیز در برابر بحران‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیر است و افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه و کندشدن روند انتقال کالا می‌تواند بر اقتصاد افغانستان اثر بگذارد. با این حال، تفاوت اساسی در این است که اختلالات مسیر ایران بیشتر ناشی از تحولات کلان منطقه‌ای و بین‌المللی بوده، در حالی که در مورد پاکستان بخش قابل توجهی از بی‌ثباتی تجارت ناشی از تصمیمات سیاسی و امنیتی دوجانبه بوده است. به همین دلیل از دیدگاه ژئواکونومیک ایران برای افغانستان به‌عنوان یک شریک تجاری و ترانزیتی قابل اتکاتر، باثبات‌تر و چندمنظوره‌تر ظاهر شده است؛ چیزی که در شرایط وابستگی شدید افغانستان به واردات، اهمیت راهبردی بسیار بالایی دارد.

مطالب مرتبط
مسیرهای ترانزیتی بدیل؛ راهبرد حکومت طالبان برای دور زدن پاکستان
چشم‌انداز راه آهن خواف – هرات برای افغانستان

جمع‌بندی

بررسی تطبیقی نقش ترانزیتی و تجاری ایران و پاکستان در اقتصاد افغانستان نشان می‌دهد که اگرچه هر دو کشور به‌عنوان همسایگان شرقی و غربی افغانستان در طول سال‌ها کانال اصلی واردات و ترانزیت این کشور بوده‌اند، اما کیفیت، پایداری و قابلیت اتکای این دو مسیر کاملا متفاوت است. ایران با برخورداری از شبکه زیرساختی گسترده‌تر (بنادر، خطوط ریلی و شاهراه‌ها)، دسترسی به آب‌های آزاد و امکان اتصال افغانستان به بازارهای ترکیه، اروپا، عراق و حوزه خزر، به‌عنوان یک چهارراه ژئواکونومیک عمل می‌کند. در مقابل، ساختار ترانزیتی پاکستان متمرکز و آسیب‌پذیر است.

از نظر امنیت و ثبات، مسیرهای ایران در سال‌های اخیر انسدادهای ناگهانی نداشته‌اند، در حالی که تجارت افغانستان از طریق پاکستان همواره در معرض بسته‌شدن مرزها و تنش‌های سیاسی بوده است. همچنین کالاهای ایرانی در بازار افغانستان از اعتبار و کیفیت بالاتری برخوردارند، در حالی که کالاهای پاکستانی تا حد زیادی با تصویر بی‌کیفیتی همراه شده‌اند.

مهم‌ترین تفاوت اما به رویکرد دو کشور بازمی‌گردد: پاکستان بارها از تجارت و ترانزیت به‌عنوان ابزار فشار سیاسی بر افغانستان استفاده کرده، در حالی که ایران حتی در شرایط بحران‌های منطقه‌ای، تلاش کرده جریان کالا را باز نگه دارد. اگرچه مسیر ایران نیز از تحریم‌ها و ناامنی‌های فرامنطقه‌ای متأثر می‌شود، اما اختلالات آن عمدتاً ریشه در تحولات کلان دارد، نه تصمیمات دوجانبه سیاسی.

در مجموع، از منظر ژئواکونومیک، ایران برای افغانستان به‌عنوان شریکی پایدارتر، قابل‌اتکاتر و چندمنظوره‌تر ظاهر شده است؛ مزیتی که در شرایط وابستگی شدید افغانستان به واردات، ارزش راهبردی بالایی دارد و می‌تواند جهت‌گیری آینده تجارت و ترانزیت این کشور را تعیین کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات