دوشنبه 22/ 4 / 1405

بررسی تحولات افغانستان

در دل رشته‌کوه‌های پامیر، جایی که مرزهای چهار کشور افغانستان، چین، تاجیکستان و پاکستان در هم گره خورده است، نوار باریکی به نام کریدور واخان قرار دارد. این دالان طبیعی که در شمال‌شرقی‌ترین نقطه‌ی افغانستان واقع شده، تنها راه اتصال مستقیم افغانستان به چین و یکی از حساس‌ترین گره‌های ژئوپلیتیکی جهان امروز است. در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و روی کار آمدن طالبان، کریدور واخان به کانون توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. این نوشتار به بررسی جایگاه دهلیز واخان در محاسبات راهبردی کشورهای منطقه می‌پردازد و شکاف عمیق میان نگاه افغانستان و چین به این دالان راهبردی را به همراه دیدگاه کشورهای پاکستان، ایران و آسیای مرکزی به تفصیل مورد واکاوی قرار می‌دهد.

موقعیت جغرافیایی و تاریخی کریدور واخان

کریدور واخان یک نوار باریک و طویل به طول حدود ۴۰۰ کیلومتر (۳۰۰ کیلومتر در خاک افغانستان و ۱۰۰ کیلومتر در خاک چین) و عرض متغیر بین ۱۰ تا ۵۰ کیلومتر است که در باریک‌ترین نقطه به کمتر از یک کیلومتر می‌رسد. این کریدور در شمال‌شرق ولایت بدخشان افغانستان واقع شده و از شمال با تاجیکستان، از جنوب با پاکستان (منطقه‌ی گلگیت-بلتستان) و از شرق با منطقه‌ی خودمختار سین‌کیانگ چین همسایه است.

پیشینه‌ تاریخی این مسیر به دوران جاده‌ی ابریشم بازمی‌گردد. کریدور واخان در گذشته یکی از شاخه‌های اصلی این جاده‌ی تاریخی بود و هزاران سال پیش، بازرگانان و جهانگردانی مانند هیون‌تسانگ، راهب بزرگ بودایی، از همین مسیر برای تردد به چین استفاده کردند. دهلیز واخان در سال ۱۸۹۳ و در نتیجه‌ قرارداد دیورند میان امپراتوری بریتانیا و افغانستان به‌عنوان یک منطقه‌ حائل بین دو امپراتوری روسیه و بریتانیا ایجاد شد تا از برخورد مستقیم این دو قدرت بزرگ در آسیای مرکزی جلوگیری کند.

امروزه، این کریدور با جمعیتی بالغ بر تنها ۱۲ هزار نفر، نه‌تنها یک معبر ارتباطی، بلکه نمادی از چالش‌های عمیق میان اقتصاد نیازمند افغانستان و امنیت حساس چین محسوب می‌شود. در شرایطی که طالبان مشتاق اجرای این پروژه هستند، چین رویکردی محتاطانه در پیش گرفته است.

چرا چین در بازگشایی کریدور واخان محتاط است؟

تاثیر فاکتور امنیت در نگاه چین به واخان

برای چین، کریدور واخان پیش از هر چیز یک مسئله‌ امنیتی است، نه یک فرصت اقتصادی. پکن سه هدف اصلی را در افغانستان دنبال می‌کند: تأمین امنیت سین‌کیانگ در برابر تهدیدات تروریستی به ویژه جدایی طلبان ایغور، دسترسی به منابع معدنی حیاتی، و گسترش کریدور اقتصادی چین-پاکستان موسوم به (CPEC). در این میان، اولویت مطلق با تأمین امنیت مرزهای غربی چین است.

نگرانی اصلی چین از سرایت ناامنی از افغانستان به سین‌کیانگ است. گروه‌های تروریستی از جمله جنگجویان ایغوری و داعش خراسان، تهدیدی مستقیم برای امنیت چین محسوب می‌شوند. به‌همین دلیل، چین بدون دریافت تضمین‌های امنیتی معتبر، حاضر به بازگشایی یا سرمایه‌گذاری کلان در کریدور واخان نیست.

با این حال، چین رویکردی گام‌به‌گام و محتاطانه در پیش گرفته است. سفیر چین در کابل در دیدار با مقامات مقامات طالبان از تکمیل فاز شن‌ریزی جاده‌ واخان که حکومت طالبان آن را در دست اجرا دارد، استقبال نموده است. اما این موضع به منزله تایید بازگشایی مرز در کریدور واخان پس از تکمیل این جاده نیست بلکه ناشی همان رویکرد گام‌به‌گام و محتاطانه است.

نگاه افغانستان به دهلیز واخان؛ دریچه‌ای به سوی رهایی

در نقطه‌ مقابل، افغانستان (حکومت طالبان) به کریدور واخان به‌عنوان راه تنفسی حیاتی برای خروج از بن‌بست اقتصادی می‌نگرد. افغانستان که سال‌هاست در محاصره‌ی خشکی قرار دارد و پس از روی کار آمدن طالبان با انزوای بین‌المللی نیز مواجه شده، دالان واخان را دروازه‌ای به سوی بازار بزرگ چین و فرصتی برای اتصال به بازارهای شرق آسیا می‌داند.

طالبان برنامه‌ بلندپروازانه‌ای برای تبدیل کریدور واخان (Wakhan Corridor) به یک شاهراه تجاری دارند. مقامات طالبان علاوه بر ارتباط مستقیم با چین، پیش‌بینی می‌کنند که با افتتاح این کریدور راهبردی، سالانه از محل ترانزیت این مسیر ۶۰ میلیارد دلار درآمد کسب کنند و به همین دلیل، با بودجه خود در پی ساخت جاده در این کریدور هستند. مقامات طالبان اعلام کرده‌اند که فاز اول پروژه‌ی جاده‌ واخان حدود ۶۰ درصد (از منطقه بزهای گنبد تا مرز چین به طول 50 کیلومتر) و فاز دوم حدود ۷۴ درصد (از بروغیل سرحدی بدخشان تا بزهای گنبد به طول 71 کیلومتر) پیشرفت فیزیکی داشته و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال ۲۰۲۶ به پایان برسد.

با این حال، چالش‌های فراوانی پیش روی این پروژه وجود دارد. کمبود بودجه (طالبان امیدوار است چین در این زمینه کمک کند)، عدم شناسایی حکومت طالبان که سرمایه‌گذاران خارجی را دچار تردید می‌کند و حملات گروه‌های تروریستی از مهمترین موانع جدی بر سر راه تحقق آرزوی حکومت طالبان محسوب می‌شوند.

کریدور واخان
موقعیت کریدور واخان در میان چهار کشور افغانستان، چین، پاکستان و تاجیکستان

نگرانی پاکستان از کریدور واخان

پاکستان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران منطقه‌ای، نگاه ویژه‌ای به کریدور واخان دارد. این کشور که سال‌ها کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) را به‌عنوان اهرم اصلی نفوذ خود در منطقه حفظ کرده است، از فعال‌سازی کریدور واخان به‌عنوان مسیری جایگزین که پاکستان را دور می‌زند، به‌شدت نگران است. اگر مسیر زمینی واخان تکمیل و افتتاح شود، مسیر تجاری چین به افغانستان دیگر از پاکستان عبور نخواهد کرد و این به معنای تضعیف جایگاه راهبردی اسلام‌آباد است.

علاوه بر نگرانی‌های اقتصادی، پاکستان با چالش امنیتی جدی‌تری مواجه است. از ابتدای سال میلادی گذشته، پاکستان شاهد افزایش ۴۶ درصدی خشونت بوده و بیش از ۲۰۰۰ کشته در حملات تروریستی و عملیات‌های ضدتروریستی ثبت شده است. بخش قابل‌توجهی از این حملات توسط تحریک طالبان پاکستان (TTP) انجام شده که پاکستان ادعا می‌کند پناهگاه‌های این گروه در افغانستان قرار دارد.

در این میان، شایعاتی مبنی بر تمایل پاکستان برای الحاق کریدور واخان به خاک خود مطرح شد که با واکنش شدید کابل مواجه گردید. پس از این اخبار غیررسمی، چندین مقام نظامی طالبان به کریدور واخان سفر کردند که واکنشی به این شایعات بود. در واکنش به این فضا، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان به‌صراحت اعلام کرد که «واخان بخشی از خاک افغانستان است. ما حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور همسایه را به‌رسمیت می‌شناسیم و هیچ‌گونه طمعی به خاک همسایگان نداریم». با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که پاکستان ممکن است از کریدور واخان به‌عنوان ابزاری برای چانه‌زنی با کابل در مورد خط دیورند و توقف حملات فرامرزی استفاده کند.

در مجموع، پاکستان در مواجهه با کریدور واخان در دوگانه‌ای دشوار گرفتار شده است: از یک‌سو، نمی‌خواهد از معادلات جدید ترانزیت منطقه‌ای حذف شود و از سوی دیگر، با توجه به روابط پرتنش با طالبان، توانایی چندانی برای تأثیرگذاری بر روند توسعه‌ی این کریدور ندارد.

منافع ایران در کریدور واخان چیست؟

نگاه ایران به کریدور واخان، بیش از هر کشور دیگری، راهبردی و بلندمدت است. تهران که سال‌هاست تحت تحریم‌های بین‌المللی قرار دارد، به‌دنبال مسیرهای جایگزین برای تجارت با چین و شرق آسیاست. در حال حاضر، تجارت ایران و چین عمدتاً از طریق مسیرهای دریایی انجام می‌شود که هزینه‌های بالاتر، زمان طولانی‌تر و پیچیدگی‌های ناشی از تحریم‌ها را به همراه دارد. با درگیری‌های به‌وجود آمده در خلیج فارس و محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، اهمیت راهبردی اتصال به چین برای دولتمردان ایران بیش از پیش محرز گردید و کوتاه‌ترین مسیر برای اتصال ریلی ایران به چین، مسیر افغانستان است.

ایران طرحی بلندپروازانه برای اتصال ریلی به چین از طریق افغانستان و کریدور واخان ارائه کرده است. بر اساس این طرح، راه‌آهن خواف – هرات (که بخش اعظم آن تکمیل شده) باید تا ولایت بلخ (مزارشریف) و سپس به‌سمت کریدور واخان در ولایت بدخشان امتداد یابد تا اتصال ریلی ایران به چین تحقق یابد. رئیس سازمان راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران در دیدار با ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌وزیر طالبان، خواستار تشکیل کمیته‌ مشترک برای پیشبرد این همکاری شد و ملا برادر نیز از این طرح استقبال کرده است. لازم به ذکر است که احداث راه آهن هرات تا مزار شریف اکنون توسط ایران، افغانستان و ازبکستان در حال طرح و بررسی است.

نکته‌ی کلیدی در رویکرد ایران، هم‌افزایی میان کریدور واخان و سایر کریدورهای ترانزیتی است. ایران به‌دنبال آن است که از کریدور واخان به‌عنوان حلقه‌ی گمشده‌ای برای اتصال شبکه‌ی ریلی خود به چین و سپس به اروپا استفاده کند. این رویکرد، ایران را به یکی از بازیگران کلیدی در معادلات جدید ترانزیت منطقه‌ای تبدیل خواهد کرد.

ازبکستان؛ پیشگام رقابت در مسیرهای ترانزیتی

ازبکستان تحت رهبری شوکت میرضیایف، به‌دنبال تبدیل شدن به قطب لجستیک منطقه‌ای است و کریدور ریلی ترانس-افغان را به‌عنوان پروژه‌ شاخص خود معرفی کرده است. با این حال، نفوذ روزافزون ایران در زیرساخت‌های ترانزیتی افغانستان، چالشی جدی برای سلطه‌ ازبکستان در ترانزیت منطقه‌ای محسوب می‌شود. تاشکند در ابتدا قصد داشت با راه‌آهن خواف-هرات (تحت حمایت ایران) ادغام شود، اما بعدا به کریدور کابل روی آورد تا از منافع ترانزیتی خود محافظت کند و به همین دلیل اکنون تمرکز آن بر مسیر دالان کابل (ترمذ-مزارشریف-کابل-پیشاور) است. با این حال تمایل حکومت طالبان و همچنین روسیه به دالان قندهار (هرات – قندهار– سپین‌بولدک) تمایل بیشتری دارند. در مجموع، ازبکستان افتتاح دهلیز واخان را یک فرصت و مکملی برای راهبرد ترانزیتی خود می‌داند و از آن استقبال خواهد کرد به‌ویژه اگر مسیر ریلی هم در این کریدور احداث شود.

ترکمنستان: مسیر جایگزین

ترکمنستان تمایل دارد تمرکز خود را به مسیر پیشنهادی خود یعنی ترغندی-هرات-قندهار-اسپین‌بولک قرار دهد تا سهم خود را از ترانزیت افغانستان افزایش دهد. کریدور تات (ترکمنستان-افغانستان-تاجیکستان) و کریدور لاجورد نیز گزینه‌های دیگری هستند که رقابت برای کنترل مسیرهای تجاری افغانستان را تشدید کرده‌اند. با این حال، دالان واخان، تضادی با طرح‌های ترکمنستان ندارد و حتی فرصتی برای دور زدن ازبکستان و قزاقستان برای دسترسی سهل‌تر به چین است.

تاجیکستان: همکاری محتاطانه

تاجیکستان که در ابتدا نسبت به طالبان بدبین بود، اخیراً رویکرد عملگرایانه‌ای در قبال حکومت طالبان در پیش گرفته و با همکاری چین و کره‌ی جنوبی در حال توسعه‌ی یک اتصال ریلی از طریق شیرخان‌بندر است. موقعیت جغرافیایی تاجیکستان در همسایگی کریدور واخان، این کشور را به یکی از ذی‌نفعان مستقیم این پروژه تبدیل کرده است.

نکته‌ مهم آنکه کشورهای آسیای مرکزی هنوز موضعی واحد در قبال توسعه‌ی کریدورهای ترانزیتی افغانستان اتخاذ نکرده‌اند و هرکدام به‌دنبال بیشینه‌سازی منافع ملی خود هستند. گسترش کریدورهای ترانزیتی افغانستان اگرچه فرصت‌هایی را برای آسیای مرکزی به‌همراه دارد، اما خطر تشدید رقابت و رقابت‌های ژئوپلیتیکی را نیز افزایش می‌دهد.

مطالب مرتبط
کریدور واخان؛ از بن بست تا احتمال گشایش

جمع‌بندی

کریدور واخان، این نوار باریک خاک در قلب پامیر، امروز به نمادی از تقاطع منافع و آرزوهای قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. افغانستان در آن دریچه‌ای به‌سوی رهایی از انزوای اقتصادی می‌بیند. چین با نگرانی از سرایت ناامنی به سین‌کیانگ، رویکردی محتاطانه و امنیت‌محور در پیش گرفته است. پاکستان از حذف شدن از معادلات ترانزیت منطقه‌ای هراس دارد و ایران در آن رؤیای اتصال ریلی به چین را دنبال می‌کند. کشورهای آسیای مرکزی نیز هرکدام به‌نوبه‌ خود در رقابت برای کسب سهم بیشتر از ترانزیت افغانستان هستند.

آنچه مسلم است، آینده‌ دهلیز واخان نه‌تنها بر سرنوشت اقتصادی افغانستان، بلکه بر موازنه‌ قدرت در کل منطقه‌ آسیای جنوبی و مرکزی تأثیری تعیین‌کننده خواهد داشت. کریدور واخان در شرایطی که جهان به‌سوی چندقطبی شدن پیش می‌رود، می‌تواند به پل اتصال یا خط جدایی قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شود. آنچه این مسیر را تعیین خواهد کرد، نه آرزوهای طالبان یا محاسبات امنیتی چین، بلکه توانایی بازیگران منطقه‌ای در همکاری و اعتمادسازی متقابل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات