پنج‌شنبه 17/ 2 / 1405

بررسی تحولات افغانستان

آیا پروژه قوش تپه یک پروژه توسعه‌ای برای نجات اقتصاد افغانستان است یا جرقه‌ای برای بحران‌های جدید در آسیای مرکزی؟ این پرسشی است که امروز در مهم‌ترین مراکز مطالعاتی غربی مطرح می‌شود. پروژه‌ای که حکومت طالبان آن را نماد خودکفایی، احیای کشاورزی و تثبیت قدرت می‌داند اما از سوی بسیاری از اندیشکده‌های غربی به‌عنوان یک ریسک ژئوپلیتیکی و زیست‌محیطی ارزیابی می‌شود. این دو روایت متضاد، نشان‌دهنده شکاف عمیق در درک ماهیت و پیامدهای این کلان پروژه آبی افغانستان است. از یک‌سو، افغانستان پس از دهه‌ها جنگ و محرومیت، به دنبال بهره‌برداری از منابع آبی خود است؛ از سوی دیگر، تحلیلگران غربی نسبت به پیامدهای منطقه‌ای آن هشدار می‌دهند.

پروژه قوش تپه برای افغانستان، به‌ویژه برای حکومت طالبان، اهمیتی راهبردی و چندبعدی دارد؛ این پروژه نه‌تنها به‌عنوان بزرگ‌ترین طرح زیربنایی افغانستان مطرح است، بلکه ابزاری برای تحقق خودکفایی کشاورزی، کاهش وابستگی به واردات و حتی محدود کردن کشت خشخاش به‌شمار می‌رود. با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از جمعیت افغانستان به کشاورزی وابسته است، انتقال آب از آمودریا از طریق این کانال می‌تواند احیای زمین‌های خشک شمال افغانستان و ایجاد اشتغال گسترده را به‌دنبال داشته باشد. از منظر سیاسی نیز، طالبان این پروژه را نمادی از توانایی حکمرانی و اجرای پروژه‌های بزرگ ملی معرفی می‌کند و تلاش دارد از آن برای کسب مشروعیت داخلی و نمایش کارآمدی خود استفاده کند. تمرکز ویژه حکومت طالبان بر پیشبرد سریع پروژه قوش تپه حتی در شرایط محدودیت منابع مالی و انزوای بین‌المللی نشان می‌دهد که این پروژه در اولویت بالای سیاست‌گذاری طالبان قرار دارد و به‌نوعی به یک پروژه حیثیتی برای این «امارت اسلامی» تبدیل شده است.

اهمیت مراکز مطالعاتی غربی و نگاه آنان به پروژه قوش تپه

مراکز مطالعاتی و اندیشکده‌های غربی در نظام سیاست‌گذاری بین‌المللی، نقشی فراتر از تولید صرف دانش دارند و به‌عنوان پل ارتباطی میان نخبگان دانشگاهی، سیاستمداران و افکار عمومی عمل می‌کنند. این نهادها با ارائه تحلیل‌های تخصصی و آینده‌پژوهانه، به شکل‌گیری گفتمان‌های مسلط در سیاست خارجی کمک کرده و بر تصمیم‌گیری مقامات تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم می‌گذارند. در بسیاری از موارد، سیاست‌گذاران در ایالات متحده و اروپا از خروجی‌های این مراکز برای ارزیابی پروژه‌های زیرساختی، امنیتی و ژئوپلیتیکی استفاده می‌کنند. از همین رو، نحوه نگاه این مراکز مطالعاتی به پروژه‌هایی مانند کانال آبی قوش تپه، می‌تواند بازتاب‌دهنده نگرانی‌های کلان غرب درباره ثبات منطقه‌ای، امنیت منابع و رقابت‌های ژئوپلیتیکی باشد.

در مورد پروژه قوش تپه، بررسی مجموعه‌ای از گزارش‌های مراکز مطالعاتی غربی نشان می‌دهد که این نهادها عمدتاً رویکردی انتقادی و حتی بدبینانه نسبت به این پروژه دارند. اگرچه برخی از این مراکز به حق افغانستان برای بهره‌برداری از منابع آبی خود اذعان می‌کنند، اما در مجموع، پیام غالب در تحلیل‌های آنها، برجسته‌سازی پیامدهای منفی این پروژه برای امنیت آبی، ثبات منطقه‌ای و حتی توسعه پایدار است.

یکی از مهم‌ترین محورهای انتقادی در این زمینه، نگرانی از تشدید بحران آب در آسیای مرکزی است. اندیشکده «کارنگی» (Carnegie Russia Eurasia center) در مطلبی با عنوان «کانال قوش تپه و بحران آب در آسیای مرکزی» تأکید می‌کند که اجرای پروژه قوش تپه می‌تواند بخش قابل توجهی از آب رودخانه آمودریا را منحرف کرده و بحران کم‌آبی در منطقه را وارد مرحله جدیدی کند. این گزارش اشاره دارد که انتقال سالانه نزدیک به یک‌سوم جریان رودخانه آمودریا، می‌تواند تعادل شکننده منابع آبی را به هم بزند و کشورهای پایین‌دست را با کمبود جدی مواجه سازد این ارزیابی ادعا می‌کند که پروژه قوش تپه نه یک فرصت توسعه‌ای، بلکه عاملی برای بی‌ثباتی محیطی تلقی می‌شود.

محور دوم انتقادات اندیشکده کارنگی (Carnegie Russia Eurasia center)، افزایش احتمال تنش‌های سیاسی و منطقه‌ای است. این مرکز مطالعاتی همچنین تأکید می‌کند که نبود توافق‌نامه مشترک میان افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی در زمینه مدیریت آب، می‌تواند به تشدید اختلافات منجر شود. به‌ویژه کشورهایی مانند ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان که پیش‌تر استفاده‌کنندگان اصلی این منابع بوده‌اند، ممکن است این پروژه را تهدیدی علیه منافع حیاتی خود تلقی کنند. در این چارچوب، پروژه قوش تپه به‌عنوان یک عامل بالقوه در شکل‌گیری منازعات ژئوپلیتیکی معرفی شده است.

«بنیاد جیمز تاون» (The Jamestown Foundation) نیز در تحلیل خود، بر پیامدهای منفی هیدرولوژیک و اقتصادی پروژه قوش تپه تأکید دارد. این مرکز هشدار می‌دهد که اجرای این پروژه می‌تواند بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از جریان آب ورودی به کشورهای پایین‌دست را کاهش دهد، که این امر به‌طور مستقیم بر بخش کشاورزی این کشورها تأثیر خواهد گذاشت. از نگاه این اندیشکده، چنین کاهش قابل توجهی در منابع آبی، می‌تواند امنیت غذایی و اقتصادی کشورهای منطقه را تهدید کند و حتی به بحران‌های اجتماعی منجر شود.

علاوه بر این، بنیاد جیمز تاون نگرانی دیگری را نیز مطرح می‌کند که به کیفیت اجرای پروژه کانال آبی قوش تپه مربوط می‌شود. گزارش‌هایی درباره نشت آب و استفاده از روش‌های غیرمدرن در ساخت این کانال، باعث شده است تا این پروژه نه‌تنها از منظر توزیع منابع، بلکه از نظر کارایی فنی نیز زیر سؤال برود. این موضوع نشان می‌دهد که نگاه منفی غربی‌ها صرفا به پیامدهای سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد فنی و زیست‌محیطی را نیز در بر می‌گیرد.

«مرکز منافع ملی آمریکا» (The Center for the National Interest) نیز در تحلیلی مشابه، بر چالش‌های ساختاری و مدیریتی پروژه قوش تپه تأکید دارد. این مرکز معتقد است که افغانستان به‌تنهایی ممکن است توانایی لازم برای اجرای یک پروژه مهندسی پیچیده در این مقیاس را نداشته باشد و این مسئله می‌تواند پایداری پروژه را زیر سؤال ببرد. همچنین در این گزارش اشاره شده است که نبود حضور افغانستان در توافق‌نامه‌های منطقه‌ای آب، خطر بروز اختلافات را افزایش می‌دهد.

از منظر این اندیشکده، پروژه قوش تپه نه‌تنها یک چالش فنی، بلکه یک مسئله ژئوپلیتیکی است که نیازمند مداخله و مدیریت بین‌المللی است. به همین دلیل، این مرکز حتی پیشنهاد می‌کند که ایالات متحده و نهادهای چندجانبه باید در این زمینه نقش فعال‌تری ایفا کنند (همان منبع). این پیشنهاد خود نشان‌دهنده آن است که غرب، پروژه را در چارچوب رقابت نفوذ در آسیای مرکزی نیز تحلیل می‌کند.

«مؤسسه تحقیقات سیاست خارجی» آمریکا (Foreign Policy Research Institute) نیز با نگاهی امنیتی‌تر، پروژه قوش تپه را تهدیدی برای ثبات منطقه می‌داند. این مؤسسه تأکید می‌کند که انحراف حدود ۱۵ درصد از آب آمودریا می‌تواند شرایط را برای کشورهای پایین‌دست به‌شدت دشوار کند و حتی ده‌ها هزار نفر را تحت تأثیر قرار دهد . گزارش این موسسه با عنوان «تهدید پروژه قوش تپه برای صلح منطقه‌ای»، می‌تواند با کاهش منابع آبی به بی‌ثباتی سیاسی منجر شود. این مؤسسه همچنین به تجربه‌های تاریخی مانند خشک شدن دریاچه آرال اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که پروژه‌هایی از این دست، در صورت مدیریت نادرست، می‌توانند پیامدهای زیست‌محیطی فاجعه‌باری داشته باشند. از منظر این موسسه، پروژه قوش تپه به‌عنوان تکرار بالقوه یک بحران زیست‌محیطی بزرگ ارزیابی می‌شود.

پروژه قوش تپه
نگاه مراکز مطالعاتی غرب به پروژه قوش تپه عمدتا منفی است. که این نگاه بر افکار عمومی و نخبگانی اثرگذار است.

نگاه مهمترین مرکز مطالعاتی ازبکستان به پروژه قوش تپه

به‌رغم این نگاه عمدتا منفی مراکز مطالعاتی غرب، دولت ازبکستان به جای وارد شدن به تنش با حکومت طالبان در مورد احداث کانال آبی قوش تپه، کوشیده است تا از مسیر تعامل این چالش را برطرف کند. در این زمینه، موسسه مطالعات بین‌الملل پیشرفته متعلق به ازبکستان (Institute for Advanced International Studies) طی دست کم دو مطلب تحلیلی، پروژه قوش‌ تپه را یک پروژۀ دولت‌سازی داخلی معرفی کرده است. طبق این مطالب، ازبکستان برای به حداقل رساندن یا حتی خنثی کردن چالش‌های بالقوۀ پروژه قوش‌تپه، در تلاش است به یک رویکرد عملی و مبتنی بر واقع‌گرایی دست یابد. راهبرد ازبکستان در این مورد ایجاد وابستگی متقابل، در قالب مشارکت فعال در روند ساخت کانال، افزایش همکاری اقتصادی با افغانستان و حرکت به‌سمت همگرایی اقتصادی است.

مطالب مرتبط
بررسی روند احداث کانال آبی قوش تپه
کانال آبی «قوش‌تپه»؛ چیستی، منافع و پیامدهای احتمالی

جمع‌بندی

در مجموع، مرور دیدگاه‌های این مراکز نشان می‌دهد که نگاه غالب غربی به پروژه قوش تپه، نگاهی محتاطانه و عمدتاً منفی است. مهم‌ترین مؤلفه‌های این نگاه شامل نگرانی از تشدید بحران آب، افزایش تنش‌های منطقه‌ای، ضعف فنی در اجرای پروژه و پیامدهای زیست‌محیطی است. اگرچه برخی تحلیل‌ها به منافع بالقوه این پروژه برای افغانستان اشاره دارند، اما این مزایا در برابر ریسک‌های گسترده منطقه‌ای کم‌رنگ تلقی می‌شوند.

به‌طور کلی، می‌توان گفت که در گفتمان اندیشکده‌های غربی، پروژه کانال قوش تپه بیش از آنکه به‌عنوان یک طرح توسعه‌ای ملی دیده شود، به‌عنوان یک چالش امنیتی- منطقه‌ای تعریف می‌شود؛ چالشی که در صورت عدم مدیریت صحیح، می‌تواند به یکی از کانون‌های بحران در آسیای مرکزی تبدیل شود. حال آن که از منظر افغانستان استحصال آب از رودخانه آمو دریا یک حق طبیعی است که سال‌ها افغانستان از آن محروم بوده است. اکنون که خشکسالی در افغانستان به ویژه مناطق شمالی، معیشت مردم را با تهدید مواجه ساخته است، احداث این کانال، می‌تواند شمال افغانستان را دگرگون کند و افغانستان را از نظر تامین غلات تا مرز خودکفایی بکشاند. اکنون که فاز دوم پروژه قوش تپه در حال اتمام است و انتظار می‌رود فاز سوم آغاز شود، احتمالا این نوع مطالب مراکز مطالعاتی غربی درباره این پروژه بیشتر شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات