بررسی تحولات افغانستان
بانک جهانی به تازگی دستهبندی منطقهای خود را بهروزرسانی کرده است و طبق دستهبندی جدید، از سال مالی 2026، پاکستان و افغانستان از منطقه آسیای جنوبی به دستهبندی جدیدی منتقل شدهاند که از آن به «مناپ» کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا (MENAAP) منتقل شدهاند. هر چند این دستهبندی بهمنظور ردیابی و تجزیه و تحلیل دادهها بیان شده و از منظر جغرافیایی و فرهنگی این دو کشور همچنان در آسیای جنوبی باقی میمانند اما با توجه به جایگاه بانک جهانی در تحولات اقتصادی و سیاسی نظام بینالملل این اقدام تاثیراتی شگرفی خواهد داشت. دفتر تازه تاسیس این بانک در عربستان، مسئولیت امور این منطقه را بهعهده خواهد داشت. تحلیل رویدادها نشان میدهد که این تغییر منطقهای، در واقع نتیجه تلاش دیپلماتیک پاکستان برای رهایی از سایه رقیب همیشگی خود هند بوده است؛ تلاشی که در نهایت افغانستان را نیز به منطقه مناپ کشاند.
پاکستان محرک اصلی انتقال افغانستان به مناپ
به نظر میرسد انتقال پاکستان از دستهبندی بانک جهانی از جنوب آسیا به منطقه مناپ، مبتنی بر درخواست خود اسلامآباد بوده است. پس از اعلام این انتقال از سوی بانک جهانی، مقامات پاکستانی نه تنها اعتراضی نکردند بلکه وزیر امور اقتصادی پاکستان، از این انتقال به عنوان یک «دستاورد ملی» یاد کرد. علاوه بر آن برخی کاربران پاکستانی در شبکه ایکس به صراحت اعلام کردند که این تغییر به درخواست پاکستان انجام شده است.
برای پاکستان، قرار گرفتن در کنار هند در یک منطقه واحد، همواره یک چالش دیپلماتیک و اقتصادی بوده است. هند به دلیل رقابت با پاکستان همواره از بانکهای چندجانبه درخواست میکرد تا وامدهی به پاکستان را به بهانه حمایت از تروریسم متوقف کنند و این فشارهای هند، فضای سیاسی علیه پروژههای پاکستان در بانک جهانی ایجاد کرده بود. با خروج پاکستان از منطقه جنوب آسیا، اسلامآباد از زیر این فشار دهلی خارج خواهد شد.
از سوی دیگر، اسلامآباد سالها است که به دنبال بازتعریف هویت منطقهای خود است. استراتژی «اقتصاد لولا» (Hinge Economy) که پاکستان آن را دنبال میکند تا به عنوان پل ارتباطی بین جنوب آسیا، خلیج فارس و آسیای مرکزی معرفی شود، با انتقال به مناپ، به واقعیت نزدیکتر میشود. در منطقه جدید، پاکستان در کنار کشورهای ثروتمند عربی حاشیه خلیج فارس قرار میگیرد و میتواند از فرصتهای همکاری اقتصادی با عربستان، امارات و قطر بهره بیشتری ببرد.
تأکید بر این نکته ضروری است که انتقال افغانستان به مناپ (MENAAP) به طور همزمان با پاکستان انجام شد. بر اساس قرائن، انتقال افغانستان از جنوب آسیا به مناپ عمدتا بر اساس پیشنهاد پاکستان صورت گرفته است. دلایل این ادعا را میتوان به صورت ذیل بیان کرد.
نخستین دلیل، وابستگی جغرافیایی و اقتصادی افغانستان به پاکستان است. بهطور سنتی، کریدورهای ترانزیتی، مسیرهای تجاری و دسترسی افغانستان به آبهای آزاد از طریق پاکستان بوده است. اسلامآباد که خواهان وابستگی اقتصادی و امنیتی افغانستان به خود است، نمیتوانست این کشور را در منطقهای دیگر و تحت نفوذ رقیب خود (هند) باقی بگذارد. به عبارتی دیگر، رها کردن افغانستان در منطقه جنوب آسیا که پس از این به یک منطقه تحت محوریت هند تبدیل میشود، از منظر راهبردی برای پاکستان غیرقابل قبول بود.
دومین دلیل، هماهنگی با اولویتهای امنیتی پاکستان میباشد. اسلامآباد همواره نگران دور زده شدن در معادلات افغانستان بوده است. با انتقال افغانستان به منطقهای که پاکستان نیز در آن حضور دارد، اسلامآباد میتواند اطمینان حاصل کند که هیچ تصمیم مهمی درباره افغانستان بدون اطلاع و هماهنگی با او گرفته نمیشود.

نقش دیگر کشورها در انتقال افغانستان به مناپ
هر چند انتقال افغانستان و پاکستان از جنوب آسیا به مناپ (MENAAP) توسط بانگ جهانی اتخاذ شده است و تصمیمگیری در بانک جهانی توسط هیئت مدیره اجرایی متشکل از ۲۵ عضو انجام میشود، اما نمیتوان نقش کشورهای دیگر را در فرایند این تصمیمگیری منکر شد. قرار دارد.
هند
هند به شدت با انتقال افغانستان به مناپ مخالف بود. رسانههای هندی از این تغییر به عنوان «اخراج پاکستان و افغانستان» یاد کرده که نوعی واکنش منفی است. هر چند که هند با خارج شدن پاکستان از جنوب آسیا مخالفتی نداشته و شاید خرسند هم باشد اما انتقال افغانستان به مناپ قطعا مطلوب هندیها نبوده است چرا که تداوم سلطه پاکستان بر افغانستان، معادلات دهلی را در زمینه افغانستان و آسیای مرکزی به هم میزند.
عربستان
عربستان سعودی نقشی کلیدی در تسهیل انتقال افغانستان و پاکستان به مناپ ایفا کرده است. سه ماه پس از اجرایی شدن انتقال افغانستان و پاکستان به مناپ، بانک جهانی رسماً دفتر منطقهای جدید خود را در ریاض افتتاح کرد. تاسیس این دفتر، ابزاری برای تأثیرگذاری ریاض بر گفتمان توسعه در اختیار این دفتر قرار خواهد داد. به عبارت دیگر، عربستان از این تغییر به عنوان فرصتی برای افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی خود استفاده خواهد کرد و با اضافه شدن افغانستان به حیطه کاری دفتر بانک جهانی در ریاض، سعودیها میتوانند نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند.
قطر
نقش قطر را نمیتوان در معادله جدید مناپ نادیده گرفت. دوحه در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی در افغانستان تبدیل شده است؛ از میزبانی گفتوگوهای صلح طالبان و آمریکا گرفته تا هماهنگی کمکهای بشردوستانه و تبدیل شدن به هاب سیاسی بین افغانستان و کشورهای غربی. با انتقال افغانستان به منطقه مناپ، دوحه اکنون میتواند مستقیماً با بانک جهانی در چارچوب منطقهای واحد هماهنگ شود، بدون اینکه نیاز به عبور از فیلترهای اداری پیچیده جنوب آسیا باشد. با این تغییر منطقهای، دوحه میتواند نقش خود را به عنوان یک هماهنگکننده کلیدی بین طالبان و جامعه بینالمللی حفظ و تقویت کند. هر چند که از در این زمینه باید با ریاض رقابت کند.
آمریکا
واشنگتن به طور رسمی درباره این انتقال اظهار نظر نکرده است اما نقش غیرمستقیم آن انکارناپذیر است. آمریکا با داشتن حدود ۱۶ درصد سهام در بانک جهانی، عملاً قدرت وتو را در اختیار دارد. بهبود روابط اسلامآباد و واشنگتن در دوره اخیر، به ویژه پس از خروج پرچالش از افغانستان، به عنوان یکی از زمینههای اصلی این تغییر ارزیابی میشود. آمریکا برای مدیریت اوضاع افغانستان و حفظ تعادل در برابر نفوذ روزافزون چین، به پاکستان نیاز دارد. انتقال پاکستان و افغانستان به منطقه مناپ (MENAAP)، این همکاریهای استراتژیک را تسهیل میکند.
محور ریاض – اسلامآباد؛ قدرت جدید در تصمیمگیری بانک جهانی
آیا این تغییرات، ساختار قدرت در بانک جهانی را دگرگون خواهد کرد؟ پاسخ کوتاه منفی است اما به طور قطع، وزن سیاسی و سرعت عمل را در منطقه مناپ تغییر خواهد داد. تصمیمات کلان هنوز در واشنگتن و توسط هیئت مدیره اجرایی گرفته میشود اما بدون شک، نفوذ عربستان با افتتاح دفتر ریاض افزایش خواهد یافت. ریاض اکنون میتواند مستقیماً بر اولویتهای منطقهای تأثیر بگذارد و به عنوان دروازه تحول منطقه عمل کند.
نفوذ پاکستان نیز با انتقال به مناپ افزایش خواهد یافت. اسلامآباد اکنون در منطقهای قرار دارد که میزبان اصلی دفتر بانک جهانی در آن (عربستان) یکی از متحدان راهبردی پاکستان است. این همافزایی به پاکستان امکان میدهد تا با پشتیبانی ریاض، پروژهها و اهداف خود را با سرعت بیشتری پیش ببرد.
اما نکته مهم این است که محور عربستان-پاکستان، به تنهایی نمیتواند تصمیمات بانک جهانی را دیکته کند. هر تصمیم بزرگی، از جمله تغییر دستهبندی منطقهای، با چراغ سبز ضمنی آمریکا ممکن میشود. آنچه این محور میتواند انجام دهد، تسریع روندها و افزایش هماهنگی در سطح منطقهای است.
پیامدهای این تغییر برای افغانستان
نخستین پیامد که میتواند برای آینده سیاسی افغانستان مهم باشد، این است که چسبندگی این کشور به پاکستان همچنان ادامه خواهد یافت. قرار گرفتن افغانستان در کنار پاکستان در منطقه مناپ، چسبندگی کابل به اسلامآباد را در ساختارهای منطقهای تداوم خواهد بخشید. هر تصمیم درباره افغانستان اکنون در چارچوبی گرفته میشود که پاکستان بخشی از آن است.
دومین پیامد این است که نقش عربستان در آینده افغانستان پررنگتر خواهد شد. با توجه به روابط نزدیک عربستان با پاکستان و نفوذ آن در تصمیمگیری دفتر بانک جهانی، ریاض به یکی از کانالهای اصلی ارتباط افغانستان با بانک جهانی تبدیل خواهد شد.
سومین پیامد انتقال افغانستان به مناپ این است که نقش هند در معادلات افغانستان کمرنگتر از گذشته خواهد شد. انتقال افغانستان به منطقه مناپ، عملا حضور هند در امور افغانستان را دست کم در ساختار تصمیمگیری مالی کاهش خواهد داد و دهلی نو را از یک بازیگر تأثیرگذار به یک ناظر دور تبدیل خواهد کرد.
مطالب مرتبط
رقابت خاموش و خزندۀ کشورهای منطقه در افغانستان
نشست تهران؛ بازتعریف جایگاه افغانستان در نظم نوین منطقهای
چهارمین پیامد خطر فراموشی افغانستان است. در منطقه جدید، افغانستان کوچکترین و فقیرترین عضو مناپ است. نگرانی اصلی این است که در سایه اولویتهای بزرگتری مانند بحرانهای خاورمیانه، نیازهای افغانستان به حاشیه رانده شود.
در نهایت، خارج ساختن افغانستان از جنوب آسیا و انتقال آن به منطقه مناپ یک واقعیت ژئوپلیتیک جدید است که افغانها ناگزیر از پذیرش آن هستند. انتظار میرود متناسب با این تغییرات، قطبنمای سیاسی کابل هم دچار چرخش شود و در روابط خود با بازیگران منطقه بازنگری کند.















