پنج‌شنبه 26/ 6 / 1405

سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل؛ اهداف این سفرها چیست؟

بررسی تحولات افغانستان

روز چهارشنبه 25 شهریور/سنبله، خبر سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل در سرخط خبرها قرار گرفت؛ ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MİT)، و حمد بن خمیس الکبیسی، معاون شورای امنیت ملی قطر، در سفرهایی جداگانه به کابل، با مقام‌های ارشد حکومت طالبان دیدار کردند. سفر این دو مقام امنیتی ترکیه و قطر به کابل در شرایطی انجام شد که محیط امنیتی پیرامون افغانستان و منطقه، هم‌زمان شاهد چند بحران مهم است.

ابراهیم کالین در کابل با عبدالحق وثیق، رئیس ادراه استخبارات حکومت طالبان، محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع، سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله، و عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا، دیدار کرد. منابع ترکیه‌ای می‌گویند همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی، روابط دوجانبه، مبارزه با تروریسم، قاچاق انسان و مواد مخدر و تحولات منطقه‌ای، از جمله جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، در این مذاکرات مطرح شده است. الکبیسی هم بر اساس خبرهای منتشر شده، با وزرای دفاع و داخله حکومت طالبان دیدارهایی داشته است.

درباره سفر رئیس استخبارات ترکیه اطلاعات بیشتری منتشر شده است. طبق گزارش TRT و خبرگزاری آناتولی، رئیس MİT علاوه بر کابل به قندهار نیز رفت؛ با این حال درباره برنامه او در قندهار جزئیات رسمی منتشر نشده است. برخی گزارش‌های رسانه‌ای افغان نیز از دیدار در قندهار با ملا شیرین، رئیس دفتر رهبر طالبان، و حلقه نزدیک به هبت‌الله آخوندزاده خبر داده‌اند. درباره الکبیسی نیز گزارش‌هایی درباره سفر او به قندهار منتشر شده، اما اطلاعات رسمی منتشرشده تاکنون عمدتاً به سفر او به کابل و دیدارش با وزیر دفاع طالبان محدود است.
سطح این دیدارها و زمان‌بندی آنها، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا هدف از این دیدارهای عمدتا امنیتی چه بوده است و آیا کابل جایگاه جدیدی در معادلات امنیتی منطقه پیدا کرده است؟

نخستین نکته مهم آن است که این دو سفر را نباید یک مأموریت مشترک ترکیه و قطر تلقی کرد. سفر ابراهیم کالین و حمد بن خمیس الکبیسی جداگانه بود و دیدارهای آنان با مقام‌های طالبان نیز جداگانه انجام شد.
بنابراین، آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که دو مقام ارشد امنیتی از دو کشور مهم منطقه، در فاصله زمانی نزدیک، به کابل رفتند و با ساختارهای امنیتی و دفاعی طالبان تماس مستقیم برقرار کردند.

سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به افغانستان؛ چرا اکنون؟

اهمیت این سفرها فقط در سطح مقام‌های اعزام‌شده نیست؛ زمان سفر نیز اهمیت دارد.
در غرب آسیا، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، تحولات امنیتی خلیج فارس و افزایش تنش میان عربستان و انصارالله یمن، محیط منطقه‌ای را به‌شدت متغیر کرده است. هم‌زمان، ترکیه و عربستان در کنار پاکستان در قالب پیمان دفاعی مکه وارد ترتیبات امنیتی جدیدی شده‌اند.

در سوی دیگر، روابط افغانستان و پاکستان نیز همچنان بحرانی است. مسئله تحریک طالبان پاکستان، امنیت مرز و اختلال در مسیرهای تجاری، مجموعه‌ای از اختلافات امنیتی و اقتصادی را میان دو کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، هر ابتکار دیپلماتیک از سوی ترکیه یا قطر می‌تواند هم با بحران افغانستان ـ پاکستان و هم با تحولات گسترده‌تر منطقه ارتباط پیدا کند.

از این رو، نمی‌توان اهداف این سفر به خبرهای رسمی منتشر شده از جمله «تحکیم روابط» محدود کرد. ترکیب مقام‌هایی که رئیس رئیس اطلاعات ملی ترکیه و معاون شورای امنیت قطر با آنها دیدار کرده‌اند، نشان می‌دهد که دامنه گفت‌وگوها فراتر از یک دیدار تشریفاتی بوده است و به احتمال زیادی ترکیبی از موضوعات دوجانبه و چندجانبه در این دیدارها مورد بحث قرار گرفته است. خبرگزاری‌های ترکی هم به وضوح اعلام کرده‌اند که در این مذاکرات، مسائل منطقه هم مورد بحث قرار گرفته است.

گمانه‌زنی درباره سفر مقامات استخباراتی ترکیه و قطر به کابل

اهداف احتمالی سفر ابراهیم کالین به افغانستان

احتمال نخست: رایزنی درباره پیمان مکه

ترکیه یکی از سه ضلع پیمان مکه است و از این منظر، یکی از احتمالات آن است که سفر رئیس سازمان استخبارات ترکیه به افغانستان با تلاش آنکارا برای ارزیابی موضع کابل در قبال ترتیبات امنیتی جدید منطقه ارتباط داشته باشد.
پیشروی چشمگیر انصارالله یمن علیه نیروهای تحت امر عربستان سعودی، حملات راهبردی بر تاسیسات نفتی عربستان، تحولات حول این موضوع را وارد حساسیت ویژه‌ای کرده است. در همین زمان ادعای مطرح شده از سوی عربستان مبنی بر دفع حمله پهپادی انصارالله یمن به مکه که از سوی مقامات یمنی به شدت تکذیب شد، احتمالا تلاشی است برای تحریک افکار عمومی دولت‌ها و کشورهای مسلمان و در این بین، اهمیت دیدگاه حکومت طالبان حائز اهمیت است.

محمدقاسم عزام، مدیرمسئول روزنامه دولتی هیواد متعلق به حکومت طالبان، به نکته ظریفی اشاره کرده است. وی در شبکه ایکس خود به این موضوع اشاره داشته که بخشی از رهبری مذهبی اهل سنت اکنون در افغانستان قرار دارد. با توجه به ماهیت حکومت طالبان که مبتنی بر شریعت بنا شده است، اعلام موضع حکومت طالبان در قبال جنگ عربستان-یمن حائز اهمیت است.

پس از سفر کالین به کابل و قندهار، سخنگوی وزارت خارجه حکومت طالبان متنی را در واکنش به گزارش ادعای حمله پهپادی به مکه منتشر کرد که در آن بدون نام بردن از انصارالله یمن، هر اقدامی را که امنیت و حرمت حرمین شریفین را تهدید کند، «جنایتی نابخشودنی» خواند و آن را محکوم کرد.
البته از این هم‌زمانی نمی‌توان نتیجه گرفت که موضع حکومت طالبان حاصل رایزنی کالین بوده است. البته هیچ سند علنی چنین ارتباطی را ثابت نمی‌کند و احتمال هم‌زمانی دو رویداد نیز وجود دارد.

احتمال دوم: میانجیگری میان افغانستان و پاکستان

احتمال دوم، تلاش ترکیه برای کاهش تنش افغانستان و پاکستان است. این احتمال با سابقه نقش‌آفرینی آنکارا نیز سازگار است. ترکیه پیش‌تر در مذاکرات میان کابل و اسلام‌آباد نقش داشته و رئیس سازمان استخبارات ترکیه نیز در روندهای قبلی مرتبط با این اختلافات حضور داشته است.

بر اساس گزارش‌هایی که درباره محتوای دیدارهای کالین منتشر شده، وضعیت مرزی، تنش‌های اخیر و مشکلات مسیرهای تجاری از موضوعات مورد بحث بوده است. کاهش تنش می‌تواند برای پاکستان اهمیت ویژه‌ای داشته باشد؛ زیرا اسلام‌آباد هم‌زمان درگیر چند بحران داخلی و تلاش برای ایفای نقش در ترتیبات امنیتی خلیج فارس است.
در این چارچوب، مشوق‌های اقتصادی، بازگشایی مسیرهای تجاری و ایجاد سازوکاری برای مدیریت اختلافات امنیتی می‌تواند بخشی از دستور کار احتمالی رئیس سازمان استخبارات ترکیه (میت) به افغانستان باشد.

احتمال سوم: کانال ارتباطی واشنگتن با کابل درباره ایران

سومین احتمال به جنگ ایران مربوط است. گزارش رسمی منابع ترکیه‌ای می‌گوید تحولات منطقه‌ای و به‌طور مشخص جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران در گفت‌وگوهای کالین با مقامات طالبان مطرح شده است.
از این منظر، این احتمال قابل بررسی است که ترکیه به‌عنوان یکی از کانال‌های ارتباطی موجود، مواضع کابل را ارزیابی یا پیام‌هایی را از مقامات آمریکایی درباره جنگ ایران به مقامات طالبان منتقل کرده باشد.

با این حال، میان رایزنی درباره جنگ ایران و تلاش برای کشاندن افغانستان به این جنگ تفاوت جدی وجود دارد. موضع حکومت طالبان در قبال جنگ ایران و آمریکا تاکنون چنین بوده است که کابل حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را محکوم کرده، حمایت سیاسی خود را از تهران اعلام کرده و همکاری اقتصادی نزدیکی با ایران داشته است. بنابراین، تا زمانی که شواهد بیشتری منتشر نشود، نمی‌توان سفر کالین را مأموریتی برای تغییر موضوع طالبان در قبال ایران بیان کرد.

اهداف احتمالی سفر معاون شورای امنیت قطر به افغانستان

درباره مأموریت حمد بن خمیس الکبیسی اطلاعات کمتری منتشر شده و به همین دلیل باید درباره اهداف آن محتاط‌تر بود.

احتمال اول؛ انتقال نگرانی‌های آمریکا درباره القاعده

انتشار ویدئویی منسوب به حمزه بن‌لادن در آستانه بیست‌وپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، بار دیگر مسئله حضور و فعالیت گروه‌های وابسته به القاعده در افغانستان را در کانون توجه قرار داده است. در چنین شرایطی، قطر به دلیل سابقه نقش خود به‌عنوان کانال ارتباطی میان طالبان و آمریکا، ظرفیت انتقال پیام‌های امنیتی واشنگتن به کابل را دارد. طالبان طبق توافقنامه دوحه، متعهد شده است که اجازه فعالیت القاعده را در افغانستان ندهد و ممکن است سفر الکبیسی مرتبط با این موضوع باشد. هر چند که کابل و واشنگتن هر از چند گاهی دیدارهایی در دوحه و دوبی داشته‌اند اما از آخرین دیدار مدت‌ها می‌گذرد.

احتمال دوم؛ موضوع ایران

همانند ترکیه، قطر نیز می‌تواند در انتقال پیام یا ارزیابی موضع کابل درباره جنگ ایران نقش داشته باشد. نزدیکی دوحه به واشنگتن و سابقه آن در میانجیگری، این فرضیه را قابل بررسی می‌کند.

احتمال سوم؛ میانجیگری میان افغانستان و پاکستان

قطر پیش‌تر همراه با ترکیه میزبان مذاکرات میان افغانستان و پاکستان برای حل تنش بود که موفق نبود. این احتمال به طور جدی مطرح است که معاون شورای امنیت قطر با توجه به حد شدن تحولات امنیتی پاکستان ناشی از حملات تحریک طالبان پاکستان و گروه‌های بلوچ، قصد میانجیگری داشته باشد.
این احتمال از آنجا محتمل‌تر است که برخی مقامات و کارشناسان پاکستانی از جمله مشاهد حسین، سناتور مشهور پاکستانی، سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به افغانستان را در راستای میانجیگری و نزدیک کردن دو کشور بیان کرده و از آن استقبال کرده‌اند.

سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل
دیدار حمد بن خمیس الکبیسی با وزیر دفاع طالبان در جریان سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل.

چرا افغانستان دوباره اهمیت پیدا کرد؟

وجه مشترک همه این احتمالات یک نکته است: افغانستان برخلاف تصویری که گاه از آن به‌عنوان کشوری منزوی ارائه می‌شود، همچنان در مرکز بخشی از محاسبات امنیتی منطقه قرار دارد.
کابل در جنگ ایران وارد ائتلاف نظامی نشده، در ترتیبات امنیتی کشورهای خلیج فارس نیز عضویت ندارد و هم‌زمان تلاش کرده روابط خود با ایران، پاکستان، کشورهای عربی و ترکیه را به‌گونه‌ای مدیریت کند که از ورود مستقیم به منازعات منطقه‌ای پرهیز شود. برای کشوری که چهار دهه میدان رقابت قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای بوده، فاصله گرفتن از جنگ‌های نیابتی منطقه می‌تواند بخشی از راهبرد حفظ استقلال عمل باشد.

در همین چارچوب، سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به افغانستان را نباید صرفاً به روابط دوجانبه تقلیل داد. دیدار رئیس میت ترکیه با مقام‌های استخباراتی، دفاعی، داخلی و اقتصادی طالبان و حضور معاون شورای امنیت ملی قطر در کابل، نشان می‌دهد که افغانستان و حکومت طالبان در معادلات و محاسبات منطقه جایگاه خاص خود را دارد.

مطالب مرتبط
طالبان و ترکیه؛ نگاهی به سفر «ملا برادر» به آنکارا
قطر و حکومت طالبان؛ نگاهی به نفوذ و روابط 2 کشور

جمع‌بندی

هنوز روشن نیست که سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به افغانستان دقیقاً با چه دستور کاری بوده است و کدام‌یک از اهداف مطرح‌شده، هدف اصلی بوده است. بخش مهمی از مذاکرات امنیتی نیز طبیعتاً علنی نمی‌شود. بااین‌حال، سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند که افغانستان همچنان بخشی از محاسبات امنیتی، اطلاعاتی و ژئوپلیتیک سیاست بین‌الملل است.

اهمیت این سفرها شاید بیش از آنکه در نتایج فوری و اعلام‌شده آنها باشد، در این واقعیت نهفته باشد که در میانه جنگ ایران، تحولات خلیج فارس و یمن و تشدید تنش کابل و اسلام‌آباد، دو مقام ارشد اطلاعاتی و امنیتی منطقه، افغانستان را مقصد رایزنی خود قرار داده‌اند. کابل ممکن است در بسیاری از این معادلات تصمیم‌گیر اصلی نباشد، اما شواهد این سفرها نشان می‌دهد که دیگر نمی‌توان آن را از معادلات امنیتی منطقه حذف کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *