جمعه 23/ 5 / 1405

سفر به افغانستان؛ چه چیزی گردشگران خارجی را جذب می‌کند؟

بررسی تحولات افغانستان

در سال‌های پس از بازگشت طالبان به قدرت، سفر به افغانستان برای گروهی از گردشگران خارجی بار دیگر به گزینه‌ای ممکن تبدیل شده است. آمار از رشد سالانه این سفرها حکایت دارند و روند رشد آن به گونه‌ای است که نمی‌توان از کنار آن گذشت. با وجود این که تصویر بین‌المللی افغانستان تا حد زیادی با جنگ، بحران و ناامنی گره خورده است، این پرسش مطرح است که چه چیزی توریست‌های خارجی را به این کشور می‌کشاند؟

وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان از سفر ۱۰ هزار گردشگر خارجی به افغانستان طی سال 1404 خبر داده است و بر اساس منابع خبری، روند سفر گردشگران خارجی به افغانستان طی چند سال گذشته افزایشی بوده است. بر اساس اعلام خبرگزاری آسوشیتدپرس، در سال 2021، 691 توریست، در سال 2022، 2300 نفر، در سال 2023، 7000 گردشگر و در سال 2024، 9000 توریست خارجی وارد افغانستان شده‌اند که از کشورهای مختلف منطقه، اروپا و حتی آمریکا بوده‌اند.

اما چه چیزی باعث شده تا به رغم این که افغانستان از سوی برخی کشورهای غربی پرریسک اعلام شده، روند سفر گردشگران خارجی رو به افزایش شود؟ این یادداشت، به دلایل جاذبه افغانستان برای توریست‌های خارجی و علت استقبال حکومت طالبان از این پدیده می‌پردارد.

جاذبه توریستی تاریخ و تمدن افغانستان

برای بخشی از گردشگران، افغانستان یک مقصد تاریخی است؛ سرزمینی که در چهارراه تمدن‌های آسیای مرکزی، ایران، هند و جهان اسلام قرار داشته و آثار دوره‌های مختلف تاریخی را در خود جای داده است، طبیعی است که یک مقصد گردشگری جذاب باشد.

بامیان شاید شناخته‌شده‌ترین نمونه باشد. دره بامیان فقط یادآور تندیس‌های بودا نیست؛ غارها، صومعه‌های بودایی، نقاشی‌های دیواری و بقایای شهرهای تاریخی غلغله، تصویری از منطقه‌ای ارائه می‌کنند که زمانی یکی از مراکز مهم بودایی در مسیر جاده ابریشم بود. یونسکو نیز آثار فرهنگی بامیان را به دلیل اهمیت تاریخی و هنری آن در فهرست میراث جهانی ثبت کرده است.

در همین سفر می‌توان به بند امیر رسید؛ مجموعه‌ای از دریاچه‌های عمیق و آبی‌رنگ در میان کوه‌های هندوکش که یکی از چشمگیرترین مناظر طبیعی افغانستان محسوب می‌شود. در شمال، بلخ گردشگر را به یکی از کهن‌ترین مراکز تمدنی منطقه می‌برد؛ شهری که تاریخ آن با باختر، جاده ابریشم و دوره‌های مختلف اسلامی پیوند خورده است و یکی از بارزترین آثار هنری را می‌توان در مسجد کبود (روضه شریف) مشاهده کرد.
هرات تجربه‌ای متفاوت ارائه می‌کند: ارگ تاریخی و مسجد جامع، میراث معماری دوره تیموری برای گردشگری که به تاریخ هنر و معماری این سرزمین علاقه دارد، اهمیت ویژه‌ای دارند. غزنی و منار جام نیز بخش دیگری از میراث معماری و تاریخی افغانستان را نمایندگی می‌کنند. دیگر شهرها هم هر کدام جاذبه خاص خود را دارند و کابل، پایتخت افغانستان با ده‌ها اثر تاریخی و دیدنی مانند ارگ، باغ بابرشاه، مسجد شاه دو شمشیره و غیره، جایگاه خاصی برای گردشگران تاریخی از دیرباز داشته است.
برای چنین مسافرانی، سفر به افغانستان بیشتر از یک سفر تفریحی است و نوعی سفر در امتداد تاریخ می‌باشد.

طبیعت و ماجراجویی؛ مقصدی برای کشف ناشناخته‌های افغانستان

گروه دیگری از توریست‌های خارجی برای طبیعت، کوهستان، عکاسی و ماجراجویی راهی افغانستان می‌شوند.
بدخشان، نورستان، پنجشیر، غور و بخش‌هایی از هندوکش، مناظری دارند که برای گردشگرانی که مقصدهای کمترشناخته‌شده را ترجیح می‌دهند، جذاب است. در چنین سفری، جاده کوهستانی، روستای دورافتاده، بازار محلی یا نشستن در یک چایخانه می‌تواند به اندازه یک بنای تاریخی بخشی از تجربه سفر باشد.

بخش‌های زیادی از افغانستان و جامعه هنوز دستخوش تغییرات ناشی از مدرنیته نشده‌اند و سنت‌ها هنوز برجا مانده‌اند. زندگی سنتی یک پامیری در دل سرزمین بکر و یا کوه‌های سرسبز کنر با رودهای خروشان و یا زندگی اقوام نورستانی از جمله علایق توریست‌های خارجی هستند که به دنبال ترکیبی از طبیعت و سنت می‌باشند.

سفر به افغانستان
گردشگران خارجی در سفر به افغانستان ، طبیعت و سنت را در نقاط مختلف این کشور از جمله در شهر بامیان تجربه می‌کنند.

کنجکاوی درباره افغانستان امروز

کنجکاوی انگیزه دیگری است که در آمارهای رسمی قابل ذکر نیست. افغانستان بیش از چهار دهه در مرکز جنگ‌ها و تحولات سیاسی جهان بوده و از 1400 نیز تحت حاکمیت طالبان قرار دارد. برای برخی مسافران، همین واقعیت به انگیزه سفر تبدیل شده است. آنها می‌خواهند افغانستان امروز را با چشم خود ببینند؛ کابل، بازارها، روستاها و زندگی روزمره مردم را تجربه کنند و بفهمند کشوری که سال‌ها عمدتاً از دریچه اخبار جنگ دیده‌اند، در واقعیت چگونه است.

افغانستان سال‌ها در سرخط خبرها بود و بسیاری نسبت به این کشور کنجکاو شده‌اند. امنیت نسبی امروزه سبب شده است تا برخی گردشگران این جرئت را به خود بدهند و کشوری را که دو دهه فقط درباره آن خوانده‌اند یا شنیده‌اند، از نزدیک ببینند. در همین رابطه، دیدن اعضای طالبان از نزدیک خود یک نوع شگفتی است.
این نوع سفر گاهی مرز میان گردشگری، پژوهش، روزنامه‌نگاری، عکاسی و ماجراجویی را کمرنگ می‌کند.

تبلیغ دیگر گردشگران

خاطرات گردشگران، یکی از انگیزه‌های سفر است. آثار منتشر شده از گردشگران خارجی به افغانستان درباره طبیعت، سنت، مهمان‌نوازی و غیره باعث تحریک انگیزه‌ها می‌شود.
همچنین در خاطرات منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و ویدئوهای سفر، بارها می‌توان دید که گردشگران با چه اشتیاقی از قابلی‌پلو، کباب تکه، نان تازه، چای سبز و غذاهای خیابانی افغانستان حرف می‌زنند. این توصیف‌ها گاهی آن‌قدر زنده و اشتها برانگیزند که مخاطب را برای سفر به افغانستان و چشیدن طعم غذهای افغانی ترغیب می‌کنند. یک گردشگر خارجی، خاطره‌ای که از یک سفره محلی یا مهمان‌نوازی یک خانواده با خود می‌برد را فراموش نمی‌کند و بخشی از تصویر او از افغانستان برای همیشه خواهد ماند و طبیعی است که در بازتاب سفر خود، به این اشاره کند.
شاید این همان بخشی از گردشگری باشد که در آمار دیده نمی‌شود، اما در تصمیم سفر دیگران اثر می‌گذارد.

چرا طالبان از افزایش گردشگران استقبال می‌کند؟

برای طالبان، افزایش گردشگری تنها یک موضوع فرهنگی نیست؛ هم درآمد دارد و هم ارزش تبلیغاتی.
از نظر اقتصادی، گردشگر خارجی برای هتل‌ها، رستوران‌ها، حمل‌ونقل، راهنمایان محلی، فروشگاه‌ها و صنایع دستی هزینه می‌کند. معاونت اقتصادی طالبان نیز گردشگری را فرصتی برای درآمد ارزی و ایجاد اشتغال معرفی کرده است. وزارت اطلاعات و فرهنگ این حکومت نیز از توسعه آموزش‌های گردشگری و هتلداری و گسترش تبلیغات برای معرفی ظرفیت‌های طبیعی و تاریخی افغانستان سخن می‌گوید.

اما اهمیت گردشگری برای طالبان به اقتصاد محدود نیست. حضور گردشگران خارجی می‌تواند به تغییر تصویر افغانستان در خارج از کشور کمک کند. عکس‌ها، ویدئوها و خاطرات مسافران، تصویری از افغانستان ارائه می‌کنند که با تصاویر جنگ و بحران تفاوت دارد. حکومت طالبان تلاش ویژه‌ای دارد تا اخبار جنگ را از سرخط خبرهای این کشور خارج سازد و به جای آن اقتصاد و ثبات را تیتر سازد و گردشگران خارجی در این زمینه می‌توانند راوی خوبی باشند.

از این منظر، میان حکومت طالبان و بخشی از صنعت گردشگری یک منفعت مشترک شکل گرفته است: گردشگر به دنبال تجربه‌ای متفاوت است و حکومت نیز از دیده‌شدن افغانستان به‌عنوان مقصدی قابل سفر سود می‌برد.

افغانستان سوژه‌ای برای میلیون‌ها بیننده یوتیوبرها

در این میان، یوتیوبرها و تولیدکنندگان محتوای سفر نقش ویژه‌ای دارند. افغانستان برای آنها ترکیبی از تاریخ، فرهنگ متفاوت، ناشناخته‌بودن و ماجراجویی است؛ ترکیبی که می‌تواند میلیون‌ها مخاطب جذب کند.
از میان ده‌ها یوتیوبرها، بنجامین ریچ، معروف به بالد اند بنکراپت (Bald and Bankrupt)از جمله یوتیوبرهایی است که در سال ۲۰۲۲ به افغانستان سفر کرد. ویدئوهای این یوتیوبر درباره این سفر میلیون‌ها بازدید گرفته‌اند و بارها بازنشر شده‌اند.
نمونه جدیدتر، مایک اوکی (Mike Okay) است که در سال ۲۰۲۵ به افغانستان رفت. ویدئوی او درباره ورود به افغانستان تحت کنترل طالبان نیز بیش از ۳.۹ میلیون بازدید گرفته است. این ارقام نشان می‌دهند که افغانستان نه فقط برای گردشگر، بلکه برای مخاطب جهانیِ کنجکاو درباره سفر به افغانستان نیز جذاب است.

میزان این سفرها به قدری توجه جلب کرده که یورونیوز نیز به انتشار گزارشی درباره آن پرداخت. در گزارش یورونیوز درباره موج تازه سفر به افغانستان، یکی از مدیران تور گفته است که هدفش این بوده تا افغانستان را «فراتر از تیترهای خبری» ببیند. او از هرات به‌عنوان یکی از مقاصد مورد علاقه‌اش یاد کرده و از خاطراتی مانند خوردن غذای خیابانی، چای و عسل در چادر یک زنبوردار و توت تازه سخن گفته است.

البته باید میان تجربه شخصی یک یوتیوبر و تصویری جامع از افغانستان تفاوت گذاشت. تولیدکننده محتوا برای جلب توجه مخاطب سفر می‌کند و طبیعی است که بخش‌های غیرمعمول و هیجان‌انگیز سفرش را برجسته کند.

مطالب مرتبط
پتانسیل افغانستان در صنعت گردشگری
شهر غلغله؛ یادگاری از دوران کهن در قلب افغانستان

آیا افغانستان در حال تبدیل شدن به مقصد گردشگری است؟

هنوز برای چنین نتیجه‌ای زود است. شمار گردشگران خارجی افغانستان در مقایسه با مقصدهای مهم منطقه و جهان بسیار محدود است و زیرساخت‌های گردشگری، خدمات، دسترسی و هشدارهای سفر همچنان بر ظرفیت این بخش اثر می‌گذارند.
اما روند موجود نیز نباید نادیده گرفته شود. گردشگران خارجی با انگیزه‌های متفاوت راهی افغانستان می‌شوند؛ یکی برای دیدن بوداهای بامیان و بند امیر، دیگری برای معماری هرات و تاریخ بلخ، یکی برای کوه‌های بدخشان و نورستان، و دیگری برای تجربه جامعه‌ای که سال‌ها تنها از قاب اخبار دیده است.

جدای از این مباحث، پتانسیل افغانستان برای گردشگری بسیار بالا است و در صورت ثبات و امنیت صد در صدی، توریسم می‌تواند یکی از منابع مهم درآمدزایی این کشور شود.
بنابراین شاید هنوز نتوان از «رونق گردشگری افغانستان» سخن گفت، اما می‌توان از افزایش قابل توجه سفر گردشگران خارجی سخن گفت؛ پدیده‌ای که هم ظرفیت اقتصادی دارد، هم به تصویرسازی بین‌المللی طالبان کمک می‌کند و هم نشان می‌دهد افغانستان برای بخشی از جهان، از یک موضوع صرفاً خبری به مقصدی برای تجربه مستقیم تبدیل شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *