دوشنبه 6/ 7 / 1405

پیامدهای اقدام شورای عالی پنجشیر برای جبهه مقاومت ملی افغانستان

بررسی تحولات افغانستان

روز جمعه سوم شهریور/میزان، «شورای عالی پنجشیر» با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد این شورا یک هیئت رهبری برای «جبهه مقاومت ملی افغانستان» تعیین کرده است.
این اقدام به منزله یک کودتای درون گروهی یا درون جبهه‌ای محسوب می شود. جبهه مقاومت ملی از بدون تاسیس تاکنون تحت قیادت احمد مسعود فرزند احمدشاه مسعود بوده است اما اکنون، شورای عالی پنجشر، جریانی از دل جبهه مقاومت ملی که بنیانگذاران آن جمعی از رهبران سیاسی و نظامی ولایت پنجشیر هستند، به طور تلویحی از برکناری احمد مسعود و واگذاری تصمیم گیری‌های کلان به شورا خبر داده است.

طی پنج سال گذشته نقدها و اعتراضات متعددی درباره نحوه رهبری، سیاست‌ها و از جمله فرد محوری و خانواده محوری جبهه مقاومت ملی صورت گرفته است که اهم این نقدها بر اساس خبرهای منتشر شده این موارد می‌باشند: پایان فردمحوری و تبدیل رهبری جبهه به نظام شورایی، مشارکت فرماندهان و چهره‌های مورد اعتماد در شورای رهبری، حذف حلقه‌های غیررسمی و ساختارهای موازی، شفافیت مالی، تفکیک منابع جبهه از منافع شخصی و حسابرسی عملکرد.

این اقدام شورای عالی پنجشیر نکات خاصی را بازگو می‌کند؛ نخستین دریافت این است که اختلافات رهبران جبهه به سطحی رسیده که امکان حل و فصل آن از طریق مذاکره نبوده و تنها راه، اقدام رسمی و علنی بوده است. دوم، از منظر شورای عالی پنجشیر این جبهه متعلق به یک جغرافیای خاص یعنی دره پنجشیر است و این یعنی در سطح رسمی جبهه مقاومت، «ملی» است اما ماهیتا، متعلق به رهبران پنجشیر است. سوم، تداوم رهبری احمد مسعود دیگر برای دست کم بخشی از اعضای این جبهه پذیرفتنی نیست.

حفیظ منصور از ارکان اصلی شورای عالی پنجشیر

حفیظ منصور از اعضای اصلی شورای عالی پنجشر و در عین حال، از منتقدان احمد مسعود است. طی چند سال گذشته خبرهای زیادی از اختلاف بین مسعود و منصور منتشر شده است. شمس الدین حامد از تاجیکان ولایت پنجشیر و چهره شناخته شده جبهه مقاومت ملی، طی مطلبی از انتقادهای تند حفیظ منصور علیه احمد مسعود در نشستی که سال 1403 تحت نام «شورای عالی مقاومت» برگزار شده بود، نوشته است. به نقل از وی، حفیظ منصور در این نشست خطاب به مسعود گفته بود: «آقای احمد مسعود، در این مدت کاری نکردی، اصلاحات نیاوردی و نمی‌آوری، هیچ گونه پاسخگویی و شفافیت هم در کارها نداری، لطفا کنار برو و شورا، رهبری جبهه را برای مدتی به من بسپارد. هم شجاعتم از تو بیشتر است، هم دانشم، هم پشت‌کارم و هم جرئت تصمیم‌گیری‌ام». این سخنان صریح بیانگر آن است که حفیظ منصور از دیرباز منتقد رهبری، ساختار و عملکرد جبهه مقاومت ملی تحت قیادت مسعود بوده و کناره‌گیری وی از رهبری جبهه را خواستار بوده است.

منصور دیدگاه های خاصی نسبت به افغانستان امروز و هویت ملی دارد. در مطلبی که وی در سال 1401 با عنوان دیدگاه «جبهه مقاومت ملی نسبت به آینده‌ی افغانستان/خراسان» در روزنامه اطلاعات روز منتشر کرد، نوشته بود که نام افغانستان و اطلاق اجباری هویت «افغان» از عوامل تثبیت برتری قومی در این کشور است. وی در این مطلب خواهان دوگانه‌شدن نام کشور به «افغانستان و خراسان» شده بود. منصور در این نوشته، به بازنویسی تاریخ ملی، بازگرداندن نام‌های تاریخی مناطق، اصلاح نمادهای ملی و تغییر نام واحد پول افغانستان شده بود. این دیدگاه‌های تند منصور سبب شد که حتی یکی از فرماندهان جبهه مقاومت ملی نقدی بر آن بنویسد.

با این وجود، این اختلافات و نقدها فقط منحصر به شخص منصور نیست. درون جبهه مقاومت ملی از همان سال‌های نخست، درباره ماهیت مقاومت، ساختار آینده افغانستان، نظام سیاسی مطلوب و حدود هویت اسلامی و ملیِ جبهه، دیدگاه‌های متفاوت وجود داشته است. یکی از دلایلی که امرالله صالح به‌طور آرام و بی‌صدا راه خود را از جبهه مقاومت ملی جدا کرد و تشکیلات «روند سبز» را احیا کرد، وجود همین اختلافات بود.
از این منظر، اختلاف اخیر را نمی‌توان صرفا رقابت میان احمد مسعود و حفیظ منصور یا میان چند شخصیت پنجشیری تقلیل داد.

شورای عالی پنجشیر
اقدام شورای عالی پنجشیر در زمینه تعیین تعیین شورا برای رهبری جبهه مقاومت ملی را نباید به رقابت میان احمد مسعود و حفیظ منصور تقلیل داد و نیاز است تا لایه‌های عمیق‌تر اختلافات درون این جبهه بررسی شود.

آینده جبهه مقاومت ملی افغانستان

با توجه به انتساب احمد مسعود و بین المللی بودن چهره وی، پذیرش برکناری، از سوی خود مسعود و هواداران وی و واگذاری مسئولیت‌ها به شورای رهبری تعیین شده از سوی شورای عالی پنجشیر بسار بعید است. به ویژه این که شورای عالی پنجشیر، به جای ملی/فراگیر بودن جبهه، بر جغرافیای پنجشیر تمرکز دارد. رد پذیرش نمایندگی تهران این شورا از سوی دو نماینده تعیین شده (محمدسهراب سهراب و عبدالسمیع یوسفی) نشان می دهد که این اقدام کودتا مانند حتی از سوی برخی از اعضای این شورا هم پذیرفتنی نیست.

اما از انجا که شورای عالی پنجشیر با انتشار اطلاعیه، موضع خود را علنی کرده است، محتمل ترین سناریو آن است که بخشی از اعضای جبهه مقاومت ملی از این جبهه جدا شده و جریان جدیدی را تاسیس خواهند کرد که احتمالا تحت نام «شورای عالی پنجشیر» فعالیت خواهد کرد.

احتمال دیگر آن است که اعضای شورای رهبری پنجشیر با میانجیگری افراد و حتی کشورها، از موضع خود عقب نشینی کرده و اعلام کند که با ایجاد تغییراتی در ساختار، احمد مسعود همچنان رهبر جبهه مقاومت ملی باقی خواهد ماند.

سابقه شکاف در میان ائتلاف‌ها و احزاب افغانستان

تجربه سیاسی افغانستان نشان مملو از شکاف و انشعاب میان احزاب و ائتلاف‌ها است. تجربه نشان می‌دهد که ائتلاف‌های نظامی و سیاسی، اگر سازوکار روشن و مورد توافقی در مورد ماهیت و ساختار نداشته باشند، در زمان بحران ممکن است فروبپاشند یا به چند جناح تبدیل شوند. حزب جمعیت اسلامی، مثال روشنی در این زمینه است. در این حزب که بزرگترین حزب سیاسی افغانستان بود، اختلاف بر سر ساختار رهبری پس از شهادت استاد برهان‌الدین ربانی، منجر به ایجاد انشعاب شد و از دل آن دو حزب جمعیت یکی به رهبری عطامحمد نور و دیگر به رهبری صلاح‌الدین ربانی به‌وجود آمد.

درس این تجربه‌ها برای جبهه مقاومت ملی این است که ائتلاف‌ها زمانی پایدار می‌مانند که اختلافات شخصی بتواند به سازوکارهای نهادی منتقل شود. در غیر این صورت، اختلاف بر سر رهبری به اختلاف بر سر مشروعیت و سپس به انشعاب سازمانی تبدیل می‌شود.

پیامدهای اقدام شورای عالی پنجشیر بر تحولات آینده

نخستین پیامد احتمالی، خدشه‌دار شدن انسجام داخلی جبهه مقاومت ملی است. اکنون هویدا شده است که جناح پنجشیری‌های جبهه مقاومت ملی دچار اختلافات شدیدی هستند و انسجام داخلی لازم را ندارند. این عدم انسجام، در آینده بر شبکه‌های نظامی و منابع این جبهه اثر خواهد گذاشت.

دومین پیامد، آسیب به ظرفیت جبهه مقاومت ملی در میدان مبارزه است. اختلاف بر سر رهبری یا تضعیف رهبری منجر به تضعیف روحیه نیروهای جبهه خواهد شد. علاوه بر آن، در صورت تداوم این وضعیت، انرژی رهبران جبهه به جای تقابل با طالبان، صرف رقابت داخلی می‌شود. در زمان جمهوریت، بخشی از شکست‌های نیروهای نظامی افغانستان به دلیل رقابت‌ها رهبران سیاسی نظام بود. اکنون جبهه مقاومت ملی به عنوان یکی از فعال‌ترین جبهه‌های نظامی مخالف طالبان، به همان معضل دچار شده است.

سومین پیامد، تقویت گفتمان طالبان درباره پراکندگی مخالفان است. با اقدام شورای عالی پنجشیر، طالبان اکنون با استدلال قوی می‌تواند اختلافات درون جبهه مقاومت ملی را مطرح کند و آن را به عنوان نشانه ناتوانی این جبهه عنوان کند.

چهارمین پیامد، کاهش ظرفیت جبهه برای جذب نیروهای خارج از حوزه سنتی خود است. اگر اختلاف کنونی در افکار عمومی به صورت منازعه میان نخبگان پنجشیری فهم شود، تلاش جبهه برای تبدیل‌شدن به یک ائتلاف فراگیر دشوارتر از قبل خواهد شد و در زمینه جذب نیرو به شدت با مشکل مواجه خواهد شد.

پنجمین پیامد در سطح بین‌المللی خود را نشان خواهد داد. جبهه مقاومت ملی در سطح بین‌المللی توانسته است به عنوان یک جناح سیاسی و نظامی خود را مطرح سازد اما پس از اقدام شورای عالی پنجشیر از درون این نهاد، اتحاد و انسجام این جبهه نزد بازیگران بین‌المللی خدشه‌دار شد و حتی ممکن است پس از این وزن آن به سطح یک جناح منطقه‌ای درون افغانستان تقلیل یابد.

مطالب مرتبط
واکاوی اختلافات میان رهبران تاجیک مخالف طالبان
بررسی اثربخشی جبهه‌های مخالف حکومت طالبان

جمع بندی

اقدام «شورای عالی پنجشیر» بیش از آن که یک اختلاف شخصی میان احمد مسعود و حفیظ منصور باشد، نشانه آشکارشدن شکاف‌های عمیق‌تر در ساختار رهبری، سازوکار تصمیم‌گیری و مسئله نمایندگی جبهه مقاومت ملی افغانستان است. طرح شورایی شدن رهبری جبهه مقاومت ملی از سوی شورایی با خاستگاه پنجشیر، بار دیگر این ابهام را مطرح کرده که جبهه تا چه اندازه توانسته است از یک پایگاه عمدتاً پنجشیری و تاجیک‌محور به یک جریان واقعا فراگیر ملی تبدیل شود. تداوم این اختلاف می‌تواند انسجام سیاسی و میدانی جبهه و ظرفیت آن برای جذب نیروهای خارج از پایگاه سنتی خود را تحت تأثیر قرار دهد.

این تحول همچنین واقعیت مهم‌تری را در ششمین سال حکومتداری طالبان آشکار می‌کند که جریان‌های مخالف طالبان، نه‌تنها به انسجام و ائتلاف فراگیر نرسیده‌اند، بلکه سطح اختلافات به درون جریان‌های واحد نیز رسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *