نویسنده: ع. شکوری
عملیات روانی یکی از مهمترین ارکان جنگهای معاصر است. در دنیای امروز که دسترسی به اخبار و اطلاعات آسانتر شده و شبکههای اجتماعی به منابع اصلی دریافت اطلاعات تبدیل شدهاند، اهمیت این عرصه بهمراتب افزایش یافته است. جنگ دیگر صرفاً در میدان نظامی جریان ندارد؛ روایتسازی، تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تضعیف روحیه طرف مقابل و ایجاد تردید درباره آینده سیاسی و امنیتی نیز به بخش مهمی از رقابتها تبدیل شده است.
عملیات روانی مخالفان طالبان طی سالهای گذشته عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی، حسابهای کاربری هماهنگ و رسانههای وابسته به گروههای مخالف دنبال شده است. این جریانها با انتشار پیامهای تبلیغاتی و ادعاهای مختلف تلاش کردهاند روایت مطلوب خود را از وضعیت افغانستان به افکار عمومی منتقل کنند. بااینحال، تکرار پیامها و آشکار شدن ماهیت تبلیغاتی بخشی از این محتواها، احتمالاً از میزان تأثیرگذاری این روشها بر بخشی از مخاطبان کاسته است.
به نظر میرسد در مرحله جدید، استفاده از رسانهها و وبسایتهای خارجی، بهویژه منابع انگلیسیزبان، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در این روش، مخالفان طالبان ادعای خود را در قالب گزارش یا تحلیل یک رسانه خارجی منتشر میکنند و سپس از طریق شبکههای اجتماعی و چهرههای سیاسی بازنشر میکنند. این شیوه میتواند به اطلاعات تأییدنشده اعتبار ظاهری ببخشد؛ زیرا مخاطب عادی ممکن است صرفاً به دلیل انتشار یک مطلب در رسانهای خارجی، آن را معتبر تلقی کند.
عملیات روانی مخالفان طالبان با استفاده از رسانههای خارجی چگونه انجام میشود؟
یکی از نمونههای قابل بررسی در این زمینه، مطالب اخیر وبسایت فرانسوی Intelligence Online درباره تحولات افغانستان است. این وبسایت در حوزه اطلاعات، امنیت و تحولات پشتپرده سیاسی و اقتصادی فعالیت میکند و مطالب منتشرشده در آن میتواند مورد توجه مخاطبان سیاسی و رسانهای قرار گیرد.
در روزهای اخیر، دو گزارش این وبسایت درباره روابط طالبان با قدرتهای منطقهای منتشر شده که از نظر محتوایی قابل تأمل هستند. وبسایت اینتلیجنس آنلاین در یک گزارش، ادعا کرده است که پاکستان چین را به برقراری ارتباط با جبهه آزادی ترغیب میکند.. بر اساس روایت منتشرشده، اسلامآباد برای حفظ نقش و مشارکت پکن در تحولات افغانستان پیشنهاد کرده است که چین با جبهه آزادی وارد گفتوگو شود. این پایگاه فرانسوی، در گزارش دیگر ادعا کرده است که چین بهطور غیرعلنی سطح روابط خود با حکومت طالبان را کاهش داده است و روسیه به درخواست پکن، درصدد تعلیق شناسایی رسمی حکومت طالبان است تا فشار بر رهبری طالبان افزایش یابد.
این دو گزارش در ظاهر موضوعات متفاوتی را دنبال میکنند، اما پیام مشترک آنها تضعیف جایگاه منطقهای حکومت طالبان، کاهش حمایت قدرتهای بزرگ از این حکومت و ایجاد این تصور است که متحدان و شرکای خارجی طالبان در حال فاصله گرفتن از آن هستند.
سازوکار عملیات روانی؛ از تولید روایت تا اعتباربخشی رسانهای
نکته مهم در بررسی این مطالب، صرفاً محتوای آنها نیست، بلکه باید منشأ اطلاعات، منابع مورد استناد و چگونگی انتشار آنها نیز بررسی شود. انتشار یک گزارش در رسانهای خارجی بهخودیخود به معنای تأیید مستقل ادعاهای مطرحشده نیست. برای ارزیابی اعتبار چنین مطالبی باید مشخص شود اطلاعات از چه منابعی به دست آمده، آیا منابع متعدد و مستقل وجود دارند و آیا ادعاها با شواهد قابل بررسی پشتیبانی میشوند یا خیر.
فرضیه قابل بررسی این است که بخشی از اطلاعات و روایتهای منتشرشده ممکن است از سوی شبکههای سیاسی و رسانهای مخالف طالبان تأمین شده باشد. در چنین شرایطی، رسانه خارجی به بستری برای انتشار روایتهایی تبدیل میشود که ابتدا در محافل سیاسی یا شبکههای مخالف تولید شدهاند و سپس با عبور از یک کانال رسانهای بینالمللی، اعتبار ظاهری بیشتری پیدا میکنند.
هدف احتمالی این نوع ر عملیات روانی مخالفان طالبان تنها تخریب وجهه سیاسی طالبان نیست؛ بلکه تأثیرگذاری بر روحیه حامیان خود، تقویت امید به تغییر موازنه قدرت و ایجاد تصور تضعیف تدریجی حکومت بخشی از هدف است.
بازنشر این مطالب از سوی چهرههای سیاسی مخالف طالبان در شبکههای اجتماعی، گام بعدی این عملیات روانی است. برای نمونه، امین صیقل، معاون پیشین وزارت خارجه افغانستان و از چهرههای برجسته طالبان، از جمله افرادی است که در بازنشر این مطالب سهم گرفته است.

راستیآزمایی؛ فاصله روایت رسانهای با واقعیتهای دیپلماتیک
برای ارزیابی این دو گزارش، باید وضعیت واقعی روابط طالبان با چین و روسیه را بررسی کرد. انتخاب این دو کشور برای محور قرار گرفتن در عملیات روانی مخالفان طالبان تصادفی نیست؛ زیرا هر دو بازیگران مهمی در معادلات افغانستان هستند و موضع آنها میتواند بر موقعیت سیاسی و امنیتی طالبان تأثیر بگذارد.
روسیه در ژوئیه ۲۰۲۵ بهطور رسمی حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و به نخستین کشوری تبدیل شد که چنین اقدامی انجام میدهد. این تصمیم نشاندهنده تغییر رویکرد مسکو در قبال طالبان و حرکت به سمت گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی با کابل بود. روسیه علاوه بر این، طالبان را یکی از طرفهای مهم در همکاریهای امنیتی منطقهای، بهویژه در مقابله با تهدید داعش خراسان تلقی میکند. مسکو همچنین در تلاش بوده است تعامل با طالبان را به سطحی فراتر از روابط دوجانبه گسترش دهد و زمینه مشارکت سایر کشورهای منطقه در تعامل با کابل را فراهم سازد.
تحول اخیر در روابط بلاروس و افغانستان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. بلاروس که از متحدان نزدیک روسیه محسوب میشود، الکساندر اوگورودنیکوف را بهعنوان سفیر غیرمقیم خود در افغانستان منصوب کرد. این اقدام نشانهای از گسترش روابط دیپلماتیک کابل و مینسک است و با ادعای فاصلهگیری روسیه از طالبان همخوانی ندارد.
پکن در سالهای اخیر ضمن پذیرش رسمی سفیر حکومت طالبان، تلاش کرده است منافع امنیتی و اقتصادی خود را در افغانستان دنبال کند. پکن درباره امنیت منطقهای، مقابله با گروههای مسلح و فراهم شدن شرایط مناسب برای سرمایهگذاری، انتظارات مشخصی از حکومت طالبان دارد. ازاینرو، ممکن است در مقاطع مختلف سطح تعاملات سیاسی خود را مدیریت کند یا در برخی موضوعات مواضع محتاطانهتری اتخاذ کند. اما میان مدیریت محتاطانه روابط و تنزل جایگاه کابل به سطح یک شریک تجاری تفاوت اساسی وجود دارد. برای اثبات چنین تغییری باید شواهدی از تصمیمات رسمی، تغییر در مناسبات دیپلماتیک و کاهش واقعی تعاملات سیاسی ارائه شود.
همچنین ادعای درخواست پکن از مسکو برای تعلیق شناسایی حکومت طالبان با واقعیتها همخوانی ندارد. روابط پکن و کابل، در حالت عادی قرار دارد و هیچ نشانی از تغییر سیاست چین قرار ندارد. در ثانی، چنین امری در مناسبات چین و روسیه مرسوم نیست که یک کشور از دیگری بخواهد، روابط سیاسی خود با کشور دیگری را تغییر دهد.
مطالب مرتبط
تشریح ابعاد «جنگ روانی» رسانهها علیه حکومت طالبان
تحلیل پیام امرالله صالح؛ جنگ روانی مخالفان طالبان یا واقعیت؟
جمعبندی
شناسایی سازوکار تولید و انتشار روایتهای سیاسی اهمیت زیادی دارد. استفاده از وبسایتهای خارجی، انتشار گزارشهای متکی بر منابع ناشناس، بازنشر آنها توسط چهرههای شناختهشده و سپس تبدیل این مطالب به مبنای تحلیلهای سیاسی، چرخهای از اعتباربخشی ظاهری به اطلاعات تأییدنشده در عملیات روانی مخالفان طالبان است.
این مسئله به معنای آن نیست که تمام گزارشهای انتقادی درباره طالبان عملیات روانی مخالفان طالبان هستند بلکه مسئله اصلی، جایگزین کردن شواهد با روایتهای تأییدنشده و ارائه فرضیههای سیاسی در قالب واقعیتهای قطعی است.
در جنگ روایتها، گاهی مهمتر از آنچه یک خبر میگوید، این است که چه کسی آن را تولید کرده، با چه هدفی منتشر شده و چرا در یک مقطع زمانی مشخص بازنشر میشود.
ع. شکوری؛ تحلیلگر مسائل افغانستان مستقر در کابل.
