بررسی تحولات افغانستان
طاهر زهیر، والی پیشین بامیان و سرپرست پیشین وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، پس از سقوط جمهوری به مقاومت مسلحانه علیه طالبان پیوست، در ۱۴۰۲ تسلیم طالبان شد و به خارج از افغانستان رفت و اکنون دوباره در صف مخالفان دیده میشود. تشکیل یک جبهه مسلح تحت نام «جبهه جمهوریت افغانستان» و حضور در نشست اسلامآباد این پرسش را مطرح میکند که همکاری مخالفان طالبان با پاکستان تا چه اندازه میتواند پایدار باشد. این یادداشت مسیر او را مرور و آینده این همکاری را ارزیابی میکند.
طاهر زهیر یک چهره سیاسی بدون پشتوانه نظامی
طاهر زهیر از قوم هزاره است و در سال ۱۳۵۳ در درهصوف ولایت سمنگان به دنیا آمد. وی در دوره جمهوری مسئولیتهای مختلف سیاسی و حکومتی را بر عهده داشت. او پس از انتخابات پارلمانی سال ۱۳۸۹ به عنوان نماینده مردم سمنگان وارد پارلمان شد، اما عضویت وی در پی فیصله محکمه اختصاصی رسیدگی به شکایات انتخاباتی پایان یافت. در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۹۳ زهیر در تیم انتخاباتی اشرف غنی حضور داشت و بر همین اساس در سال 1394، به عنوان والی بامیان منصوب شد و حدود پنج سال این سمت را بر عهده داشت. در سال ۱۳۹۹، پس از پایان دوره والیگری، غنی او را به عنوان نامزد وزیر وزارت اطلاعات و فرهنگ تعیین کرد اما به دلیل پروندههای فساد، موفق به کسب رأی اعتماد نشد و به عنوان سرپرست وزارت به کار ادامه داد.
میتوان گفت سابقه طاهر زهیر، یک مدیر یا سیاستمدار دولتی است و هیچگونه سابقه جهادی یا نظامی با شبکه نظامی سنتی ندارد؛ این تفاوت برای فهم محدودیتهای بعدی وی اهمیت دارد.
از تسلیم شدن به طالبان تا تشکیل «جبهه جمهوریت افغانستان»
پس از سقوط جمهوری در 1400، زهیر نتوانست از ولایت بامیان خارج شود و مدتی بعد با مولوی مهدی، فرمانده هزارهتبار طالبان که با «امارت اسلامی» اختلاف پیدا کرده بود، همراه شد. با حمله نیروهای طالبان به منطقه بلخاب در ولایت سرپل، مولوی مهدی متواری و سپس کشته شد. پس از آن زهیر ماهها در کوهستان درهصوف متواری بود. سرانجام در ثور/اردیبهشت ۱۴۰۲زهیر در درهصوف خود را به مسئولان محلی طالبان تسلیم کرد.
اطلاعات روشنی از طاهر زهیر پس از تسلیم شدن وجود ندارد به ویژه زمان و چگونگی خروج وی از افغانستان. با این وجود وی هر از چند گاهی مصاحبههایی با رسانهها علیه حکومت طالبان انجام میداد.
در ماههای اخیر، جبهه جدیدی با عنوان «جبهه جمهوریت افغانستان» اعلام موجودیت کرد که زهیر بنیانگذار آن است. این جبهه همانند چند جبهه دیگر، زمانی اعلام موجودیت کرد که تنش بین افغانستان و پاکستان افزایش یافت و پاکستان بهطور رسمی میزبان مخالفان سیاسی و به طور غیررسمی حامی مخالفان مسلح طالبان شد. جبهه جمهوریت تحت ریاست طاهر زهیر تاکنون حملاتی را علیه طالبان در مناطق شیعهنشین انجام داده است؛ از جمله حمله به خودروی مقام استخبارات طالبان در منطقه دشت برچی شهر کابل، آتش زدن کامیونهای حامل ذغال سنگ در بامیان، ترور یک مقام اداره امر به معروف در شهر بامیان و به تازگی آتش زدن کامیونهای حامل روی (جست) در بامیان.

در دو سال اخیر، با شدت گرفتن تنش و درگیری بین افغانستان و پاکستان، اسلامآباد میزبان نشستهایی با مخالفان طالبان بوده است. طاهر زهیر در دو نشست اسلامآباد حاضر بوده است: نشست نخست در سال 1404 با عنوان «بهسوی وحدت و اعتماد» و دومی در شهریور/ میزان ۱۴۰۵ با عنوان «وضعیت افغانستان و مسیر حرکت بهسوی صلح». بر پایه گزارش رسانه پاکستانی، زهیر در نشست اخیر اسلامآباد، از همسایگان و جامعه جهانی خواست از تغییر نظام در افغانستان حمایت کنند.
پاکستان و مخالفان طالبان: فشار یا تغییر رژیم؟
در یک سال اخیر، به تناسب افزایش تعداد گروههای مسلح مخالف طالبان، تعداد حملات نیز افزایش یافته است. گروه بینالمللی بحران گزارش داد که فقط در یک ماه تابستان، چهار گروه مخالف، ۱۹ حمله را در ۱۰ روز انجام دادند. علاوه بر افزایش تعداد حملات، جغرافیای حملات نیز افزایش یافته است. بهعنوان مثال، بامیان که طی پنج سال گذشته از ولایتهایی آرام بود، اکنون توسط جبهه جمهوریت به رهبری طاهر زهیر شاهد چند حمله بوده است.
مقامات حکومت طالبان اعلام کردهاند که نیروهای مخالف، از منطقه چترال پاکستان وارد افغانستان میشوند و پیش از ورود به افغانستان، در خاک پاکستان آموزش نظامی میبینند. همچنین حکومت طالبان دست کم یکبار حملات پهپادی به نقاطی از خاک چترال که پایگاههای مخالفان مسلح در آن نقاط است انجام دادهاند. رسانههای پاکستان مانند داون نیز از حضور پر تعداد نظامیان سابق افغان در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان گزارشهایی منتشر کرده و برخی مقامات محلی نیز درباره حضور این نیروها اعتراض کردهاند.
شکی نیست که پاکستان با سابقه تاریخی دخالت در امور افغانستان که منتهی به براندازی چند نظام سیاسی از جمله نظام جمهوریت شده است، در افکار عمومی مردم افغانستان وجهه مثبتی ندارد. استدلال برخی از مخالفان طالبان برای حضور در کنار پاکستان این است که اسلامآباد به اشتباه خود در به قدرت رسیدن طالبان پی برده و باید از این فرصت استفاده کرد. آیا واقعیت چنین است و پاکستان تغییر رژیم در افغانستان را دنبال میکند؟
پاکستان به خوبی میداند که هر نظام سیاسی که بر افغانستان حاکم شود، سیاستهای پاکستان از جمله «عمق استراتژیک» و دشمنی با هند را دنبال نخواهد کرد و بنابراین تغییر رژیم هیچ دردی از پاکستان را دوا نخواهد کرد. هر حکومتی که در افغانستان به قدرت رسیده از مجاهدین گرفته تا جمهوری و طالبان، حاضر به پذیرش خواستههای پاکستان نشدهاند و مخالفان طالبان هم نه دلخوشی از پاکستان دارند و نه به این خواستهها تن خواهند داد.
در حال حاضر اساسیترین مشکل پاکستان با حکومت طالبان، موضوع تحریک طالبان پاکستان است. اگر پاکستان با کابل به توافقی درباره TTP برسد، دلیل ساختاری حفظ و حمایت مخالفان پایان مییابد و این یعنی گروههای مسلح مخالف طالبان، عقبه نظامی و جغرافیای پشتیبانی خود را از دست خواهند داد که بدون این عقبه داوم آنها طولی نخواهد کشید. در چنین وضعیتی، جبهه جمهوریت به رهبری طاهر زهیر بیش از دیگر جبهههای نظامی آسیب خواهد دید چرا که منطقه نفوذ زهیر یعنی سمنگان، سرپل و بامیان از مرز چترال دور است.
شاید این رهبران مخالف به این دلخوش هستند که در حال حاضر خبری از توافق نیست و روابط کابل – اسلامآباد در حال بدتر شدن است و در صورت هر گونه توافقی، همانند چند سال گذشته، به کشورهای اروپایی و غربی خود باز خواهیم گشت. اما این که در این بین چند سرباز کشته و چند خانواده بیسرپرست خواهند شد، برای آنان چقدر اهمیت خواهد داشت؟
مطالب مرتبط
جبهههای مخالف طالبان؛ چرا گروههای جدید در افغانستان فعال شدند؟
راهبرد جدید پاکستان علیه طالبان؛ چرا بدخشان به میدان جنگ تبدیل شد؟
جمعبندی
طاهر زهیر مسیر یک مدیر دولتی را طی کرد، علیه طالبان قرار گرفت، تسلیم شد و اکنون در قالب «جبهه جمهوریت» و نشستهای اسلامآباد دوباره عرض اندام کرده است. نقش فعلی او بیشتر سیاسی-نمادین است. پاکستان از حضور سیاسی وی در نشست اسلامآباد و از فعالیت جبهه جمهوریت در مناطق شیعهنشین مانند دشت برچی، بامیان و دره صوف، استفاده میکند تا قوم هزاره را در کنار تاجیکها در مقابل حکومت طالبان نشان دهد. اما رغم اشتباهات راهبردی حکومت طالبان در قبال شیعیان، سیاست رهبران شیعه و هزاره، صبر و انتظار بوده است و هیچ نشانی از تقابل مسلحانه دیده نمیشود. همین امر سبب شده تا پاکستان، با همکاری طاهر زهیر، جبهه جمهوریت را علم کند تا تقابل مسلحانه هزارهها را به نمایش بگذارد.
طبق تحلیل غالب کارشناسان، پاکستان بقای انحصار طالبان بر افغانستان را میپذیرد و اعتقادی به دولت فراگیر و مشارکت سایر اقوام ندارد. پاکستان در همان سال اول حکومت طالبان، حاضر به شناسایی رسمی «امارت اسلامی» بود. آنچه در حال حاضر برای پاکستان مهم است، این است که سیاست حکومت طالبان را در موضوعاتی مانند تحریک طالبان پاکستان تغییر دهد. به محض این که چنین تفاهمی به دست آید، تاریخ مصرف جبهههای نظامی مخالف طالبان به پایان خواهد رسید و افرادی مانند طاهر زهیر مجبور به بازگشت به کشورهای محل اقامت خود در غرب خواهند شد.
