نویسنده: الف. عزیزی
فعالیت شبکههای داعش خراسان در حوزه افغانستان و پاکستان، طی سالهای اخیر به یکی از موضوعات مهم امنیتی در منطقه تبدیل شده است. در این میان، بازداشت شماری از چهرههای عملیاتی، رسانهای و لجستیکی این گروه توسط نهادهای امنیتی پاکستان یا با مشارکت سرویسهای اطلاعاتی خارجی، پرسشهایی فراتر از کارنامه مبارزه با تروریسم اسلامآباد مطرح میکند. بررسی این پروندهها نشان میدهد که در کنار ملاحظات امنیتی، عواملی مانند ارزش اطلاعاتی افراد بازداشتشده، تابعیت آنها، ارتباط با حملات فرامرزی و سطح همکاری با کشورهای ذینفع نیز میتواند در نحوه برخورد پاکستان با اعضای داعش مؤثر باشد. همچنین فاصله زمانی میان انجام برخی عملیاتها و اعلام عمومی آنها، احتمال وجود محاسبات سیاسی و دیپلماتیک در اطلاعرسانی را مطرح میکند. این گزارش با بررسی چند پرونده مهم، در پی تحلیل الگوی دستگیری اعضای داعش توسط پاکستان و تبیین نسبت میان ملاحظات امنیتی، همکاریهای اطلاعاتی و اهداف دیپلماتیک اسلامآباد است.
دستگیری اعضای داعش توسط پاکستان؛ پروندههای مهم
در آبان ۱۴۰۵، اوغور بهادر، تبعه ترکیه و از اعضای داعش خراسان، توسط سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) بازداشت و به ترکیه منتقل شد. مقامهای ترکیه اعلام کردند که اوغور بهادر در اردوگاههای داعش در این منطقه فعالیت داشته و با شبکه انتقال نیروهای ترکیهای به افغانستان و پاکستان ارتباط داشته است. طبق ادعای المرصاد، رسانه نزدیک به بخش امنیتی حکومت طالبان، اوغور بهادر ماهها قبل توسط پاکستان دستگیر شده بود.
در خرداد ۱۴۰۵، یک تبعه ترکیه عضو داعش خراسان با نام احمد کازانجی معروف به ابوعبیده در بلوچستان پاکستان بازداشت و به ترکیه منتقل شد. وی مسئولیت بخش رسانهای داعش خراسان را بر عهده داشت.
در پنجم فروردین ۱۴۰۵، دو تبعه جمهوری آذربایجان با نامهای کاظم غور و محمد یونس اعضای گروه داعش خراسان در ایالت خیبر پختونخوا بازداشت شدند.
در خرداد ۱۴۰۴، ازگور آلتون، تبعه ترکیه با نام مستعار «ابو یاسر الترکی»، طی عملیاتی مشترک میان سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) و سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (آیاسآی) در منطقه مرزی افغانستان و پاکستان بازداشت و به ترکیه تحویل داده شد. او در شبکههای رسانهای و لجستیکی داعش فعالیت داشت و در انتقال نیروهای این گروه از اروپا و آسیای مرکزی به منطقه افغانستان و پاکستان نقش ایفا میکرد.
در آذر ۱۴۰۴، خبر بازداشت سلطان عزیز عزام، سخنگو و از چهرههای مؤثر در فعالیتهای رسانهای داعش خراسان، توسط نهادهای اطلاعاتی پاکستان منتشر شد. او که از بنیانگذاران بنیاد رسانهای «العزائم» معرفی شده، در واقع حدود هفت ماه پیش بازداشت شده بود؛ اما خبر دستگیری سخنگوی داعش خراسان چند ماه بعد و در آستانه تحولات دیپلماتیک پاکستان با آمریکا رسانهای شد.
در دی ۱۴۰۴، محمد گورن تبعه دیگر ترکیه با نام مستعار «یحیی» توسط سازمان اطلاعات ترکیه از منطقهای که دولت ترکیه بنا به ملاحاظات سیاسی آن «منطقه افغانستان-پاکستان» نام برد اما در حقیقت خاک پاکستان بود، خبر داد. وی مسئول اداری داعش خراسان عنوان شد.
در اسفند ۱۴۰۳، محمد شریفالله، از فرماندهان عملیاتی داعش خراسان که از سوی آمریکا به طراحی و هدایت حمله انتحاری فرودگاه کابل در سال ۲۰۲۱ متهم شده بود، توسط مقامهای پاکستانی بازداشت و به آمریکا منتقل شد. این حمله به کشتهشدن ۱۳ نظامی آمریکایی و شمار زیادی از شهروندان افغان منجر شده بود.
در بهمن ۱۴۰۳، گزارشهایی درباره بازداشت سه عضو مهم داعش خراسان توسط نهادهای امنیتی پاکستان منتشر شد. این افراد عبارت بودند از عادل پنجشیری، تبعه افغانستان، ابومنذر، تبعه تاجیکستان، و کاکا یونس، تبعه ازبکستان. در گزارشهای مرتبط با سازمان ملل، از نقش این افراد در شبکههای جذب نیرو، انتقال نیروهای عملیاتی و تأمین مالی داعش خراسان یاد شده است؛ شبکههایی که برخی از عوامل دخیل در حملات کرمان ایران و مسکو از آنها بهره برده بودند.
نقش سرویسهای اطلاعاتی خارجی در دستگیری اعضای داعش
به نظر میرسد پاکستان در بازداشت برخی عناصر داعش، بهویژه اتباع کشورهای دیگر یا افرادی که در حملات مهم بینالمللی نقش داشتهاند، به اطلاعات و درخواستهای سرویسهای اطلاعاتی خارجی توجه ویژه دارد. در چنین مواردی، بازداشت و تحویل افراد میتواند به رفع نگرانیهای امنیتی کشورهای ذینفع، تقویت همکاریهای اطلاعاتی و تحکیم روابط دوجانبه منجر شود.
این الگو در پرونده محمد شریفالله بهروشنی قابل مشاهده است؛ گزارشها حاکی از آن است که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) اطلاعات مربوط به محل حضور محمد شریفالله را در اختیار پاکستان قرار داد و نیروهای پاکستانی عملیات دستگیری را انجام دادند. رئیس سیا نیز در روزهای نخست تصدی این سمت، طی تماس با عاصم ملک، رئیس وقت آیاسآی، موضوع همکاری برای بازداشت عاملان حمله فرودگاه کابل را پیگیری کرده بود. بنابراین، این پرونده را میتوان نمونهای از بهرهگیری پاکستان از همکاری اطلاعاتی با آمریکا و پاسخگویی به یکی از اولویتهای امنیتی واشنگتن دانست.
در پرونده سه عضو داعش خراسان، یعنی عادل پنجشیری، کاکا یونس و ابومنذر، نیز احتمال نقشآفرینی اطلاعات خارجی اهمیت دارد. ارتباط شبکههای تحت مدیریت یا پشتیبانی این افراد با انتقال نیرو، جذب عناصر خارجی و تأمین مالی شبکههای عملیاتی داعش، آنها را برای کشورهای آسیبدیده از حملات این گروه به اهداف مهم اطلاعاتی تبدیل میکرد. با توجه به ابعاد حملات کرمان و مسکو، پیگیری این شبکهها از سوی سرویسهای اطلاعاتی ایران و روسیه قابل انتظار بود.
ترکیه نیز به دلیل روابط امنیتی و اطلاعاتی نزدیک با پاکستان، در برخی پروندهها از امکان همکاری مستقیم با آیاسآی برخوردار بوده است. بازداشت ازگور آلتون در عملیات مشترک میت و آیاسآی نمونه روشنی از این همکاری است. اهمیت این پرونده برای آنکارا صرفاً به بازداشت یک تبعه ترک محدود نمیشد؛ آلتون در شبکه انتقال نیرو از اروپا و آسیای مرکزی به حوزه افغانستان و پاکستان نقش داشت و از این جهت، برای امنیت ترکیه و شبکههای فراملی داعش اهمیت ویژهای پیدا کرده بود. با این حال، پرونده اوغور بهادر در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ترکیه در مواردی نیز میتواند از ظرفیت اطلاعاتی و عملیاتی مستقل خود در منطقه استفاده کند؛ هرچند جزئیات همکاری احتمالی پاکستان در این پرونده بهطور شفاف اعلام نشده است.
زمانبندی اعلام بازداشتها؛ از عملیات امنیتی تا پیام دیپلماتیک
نکته مهمتر، تفاوت میان زمان بازداشت و زمان اعلام عمومی آن است. پرونده سلطان عزیز عزام از این نظر اهمیت ویژهای دارد. او در اردیبهشت ۱۴۰۴ بازداشت شد، اما خبر دستگیریاش هفت ماه بعد یعنی در آذر همان سال رسانهای شد؛ یعنی زمانی که پاکستان در حال پیگیری مناسبات خود با دولت دونالد ترامپ و آمادهسازی سفر عاصم منیر به واشنگتن بود.
این همزمانی میتواند از منظر دیپلماسی امنیتی معنادار باشد. اعلام بازداشت سخنگوی داعش خراسان، آن هم فردی که در فهرست تروریستی آمریکا قرار داشت، این امکان را برای اسلامآباد فراهم میکرد تا توان اطلاعاتی خود را به واشنگتن یادآوری کند، بر نقش پاکستان در مقابله با تهدیدهای فرامرزی تأکید بگذارد و جایگاه خود را بهعنوان شریک امنیتی آمریکا تقویت کند.

مطالب مرتبط
تحلیل رشد حملات داعش در پاکستان
کوچ داعش خراسان از افغانستان به پاکستان
جمعبندی
الگوی دستگیری اعضای داعش توسط پاکستان این احتمال را مطرح میکند که این کشور در برخورد با عناصر داعش خراسان، صرفاً بر اساس عضویت یا جایگاه تشکیلاتی افراد تصمیم نمیگیرد، بلکه ارزش اطلاعاتی، عملیاتی و دیپلماتیک هر پرونده نیز در انتخاب اهداف مؤثر است. افرادی که در حملات مهم بینالمللی نقش داشتهاند، با شبکههای انتقال نیرو و تأمین مالی ارتباط دارند یا تابعیت کشورهایی را دارند که پیگیر دستگیری آنها هستند، میتوانند برای اسلامآباد اهمیت بیشتری پیدا کنند. در چنین شرایطی، بازداشت این افراد علاوه بر مختلکردن بخشی از شبکه داعش، امکان تقویت همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی با کشورهای ذینفع را نیز فراهم میکند.
از سوی دیگر، زمان انجام عملیات و زمان اعلام عمومی برخی دستگیریها قابل توجه است. پرونده سلطان عزیز عزام نشان میدهد که پاکستان میتواند خبر یک دستگیری را ماهها پس از انجام عملیات منتشر کند. چنین تأخیری این احتمال را تقویت میکند که اطلاعرسانی درباره برخی دستگیریها نیز تابع محاسبات سیاسی و دیپلماتیک است. به این ترتیب، اسلامآباد میتواند از یک دستاورد اطلاعاتی در مقاطع مختلف و متناسب با نیازهای روابط خارجی خود بهرهبرداری کند.
بر این اساس، گزینشیبودن دستگیریها را میتوان در سه سطح بررسی کرد. انتخاب افرادی که بازداشت آنها برای پاکستان یا شرکای خارجی ارزش ویژه دارد؛ تعیین زمان و شیوه عملیات با توجه به ظرفیتهای اطلاعاتی و ملاحظات امنیتی؛ و انتخاب زمان و چارچوب اطلاعرسانی برای تبدیل دستگیری به دستاوردی سیاسی و دیپلماتیک.
الف. عزیزی؛ تحلیلگر مسائل امنیتی و سیاسی مستقر در کابل. عزیزی بر تحلیل تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان، ژئوپلیتیک منطقه و پویاییهای در حال تحول آن تمرکز دارد. به درخواست نویسنده، هویت وی منتشر نمیشود.
