طرح آمریکا برای استفاده از مادر همه بمبها (MOAB) علیه تأسیسات زیرزمینی ایران در کوه کلنگ، بیش از آن که یک گزینه نظامی کارآمد باشد، یک مانور تبلیغاتی-روانی برای خروج از بنبست راهبردی تلقی میشود. تجربه افغانستان نشان داد که این سلاح، علیرغم هیاهوی رسانهای، فاقد کارایی نظامی بود و کاربرد اصلی آن مدیریت افکار عمومی بود.
راهبردها و تاکتیکهای نظامی آمریکا علیه ایران به بنبست رسیده است. برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، جنگ با ایران در چند روز پایان نیافت و ماهها است که مقاومت ایران ادامه دارد. این وضعیت برای دونالد ترامپ که خواهان حل و فصل سریع همه بحرانها است، کلافهکننده بوده و به نظر میرسد آمریکا گرفتار یک جنگ فرسایشی طولانیمدت دیگر شده است. افزایش قیمت جهانی نفت و محصولات استراتژیک به دلیل انسداد تنگه هرمز، تیم ترامپ را به سمت گزینههای نظامی نمایشی سوق داده است؛ از جمله صحبت درباره استفاده از مادر همه بمبها (Massive Ordnance Air Blast – MOAB) برای انفجار کوه کلنگ اصفهان؛ مجموعهای زیرزمینی که به عنوان جایگزین تأسیسات نطنز برای مونتاژ سانتریفیوژها مطرح شده است.
ترامپ که از طولانی شدن جنگ خسته شده و به دنبال راه فرار است، احتمالاً به دنبال یک «بمب خبری» است تا اعلام پیروزی کند و به جنگ پایان دهد. به همین دلیل، گزینهای را جستجو میکند که هیاهوی خبری وسیعی ایجاد کند.
از آنجا که استفاده از سلاح هستهای تبعات بینالمللی سنگینی برای آمریکا دارد، واشنگتن به دنبال راهحلی کمهزینه اما دارای دستاویز تبلیغاتی برای اعلام پیروزی است. مادر همه بمبها (MOAB) در این چارچوب، راهحلی کمهزینه با «شوآف» لازم برای ترامپ تلقی میشود تا پایان جنگ را اعلام و از باتلاق ایران خارج شود. با توجه به اینکه این سلاح پیشتر در افغانستان استفاده شده است، این سئوال مطرح است که آیا کاربرد مادر همه بمبها علیه ایران واقعاً برنامه هستهای را متوقف خواهد کرد؟
کارکرد تبلیغاتی «مادر همه بمبها» در افغانستان: الگویی برای تکرار؟
تاریخچه استفاده از مادر همه بمبها (GBU-43/B MOAB) در افغانستان و نتیجه آن میتواند چراغ راهی در این زمینه باشد. در سال ۲۰۱۷ میلادی، آمریکا این بمب را در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار علیه مواضع داعش خراسان که مجموعهای از غارها و تونلها در دل یک کوه بود، به کار برد.
چرا آمریکا از مادر همه بمبها در افغانستان استفاده کرد؟
داعش خراسان از سال ۲۰۱۵ در افغانستان اعلام موجودیت کرد و با وجود حضور ۱۴۰ هزار نظامی آمریکایی و ناتو، موفق شد هشت ولسوالی در ننگرهار را تصرف کند و دامنه حملات خود را گسترش دهد. عملیات نیروهای ویژه آمریکایی و ارتش افغانستان علیه داعش، هرچند منجر به آزادسازی چهار ولسوالی شد، اما تلفات نظامیان افغان سنگین بود و داعش مجدداً به منطقه بازمیگشت. از سوی دیگر، به دلیل جریان داشتن نبرد با طالبان، آمریکا نمیتوانست صرفاً بر مبارزه با داعش تمرکز کند. لذا جنگ با داعش برای آمریکا زمانبر، پرهزینه و فاقد دستاورد لازم بود.
در آن زمان، داعش در عراق و سوریه در حال قدرتنمایی بود و تأسیس شاخه خراسان برای آمریکاییهایی که حضور نظامی سنگین در افغانستان داشتند، یک شکست محسوب میشد. فرماندهان نظامی آمریکا و ترامپ که دوره اول ریاستجمهوری خود را آغاز کرده بود، نیاز به یک سیاست نمایشی داشتند تا ضعف عملکرد و فقدان دستاورد خود در مبارزه با داعش افغانستان را بپوشانند. راهحل، استفاده از سلاحی بود که برای اولین بار به کار میرفت و موج خبری ایجاد میکرد: بمباران مواضع داعش با مادر همه بمبها (MOAB)؛ بمبی ۱۱ تنی که بزرگترین بمب غیرهستهای آمریکا بود و نخستین بار در صحنه جنگ استفاده میشد.
سیاست نمایشی ترامپ و نظامیان آمریکایی کارساز بود و تیتر خبری رسانهها و افکار عمومی تا مدتها معطوف به این بود که آمریکا برای مقابله با داعش در افغانستان با قاطعیت برخورد میکند. اما نگاه کارشناسی چیز دیگری بود؛ پژوهش مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی نظامی وستپوینت درباره داعش خراسان نشان داد که حملات این گروه با وجود استفاده از مادر همه بمبها علیه آن، مرگبارتر شده است و شمار قربانیان حملات داعش که در سال ۲۰۱۷ حدود ۶۸۸ نفر بود، در سال ۲۰۱۸ به ۸۴۳ نفر افزایش یافت. این دادهها و سیر رشد مداوم داعش در افغانستان بهروشنی نشان میدهند که مادر همه بمبها (MOAB) فاقد اثر راهبردی بر توان سازمانی و عملیاتی یک بازیگر غیردولتی بود و صرفاً یک نمایش رسانهای را محقق ساخت.
مادر همه بمبها و کوه کلنگ: نقد کارآمدی نظامی و کارکرد روانی
همانطور که استفاده از مادر همه بمبها در افغانستان کارکرد تبلیغاتی و سیاسی داشت، تهدید ترامپ درباره بمباران تأسیسات هستهای ایران در کوه کلنگ با این سلاح از دو جهت کارکرد دارد: در زمان پیش از حمله، جنبه عملیات روانی آن کاربرد دارد؛ و اگر احیاناً دست به چنین اقدامی بزند، کارکرد سیاست نمایشی آن برای آمریکا اهمیت دارد. به اذعان متخصصان نظامی، اطلاعات و دانش آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره جزئیات ساختمانی کوه کلنگ ناقص است و نمیدانند مساحت و عمق این تأسیسات به چه میزان است. بر اساس گزارشهای فنی، تالارهای زیرزمینی این مجتمع در عمقی بین ۸۰ تا ۱۰۰ متر و در برخی نقاط تا ۶۰۰ متر در دل سنگهای سخت گرانیتی حفر شدهاند و حتی بمبهای سنگرشکن اختصاصی نیز برای نابودی کامل آن با تردید جدی مواجهاند .
در همین حال، مادر همه بمبها (MOAB) یک سلاح انفجار سطحی است و نه یک نفوذگر سنگرشکن؛ بخش عمده انرژی آن در قالب موج فشار گسترده در سطح آزاد میشود و برای نفوذ در اعماق سنگ طراحی نشده است. بنابراین، حتی در صورت استفاده، احتمالاً صرفاً دهانه ورودی و تأسیسات سطحی را تخریب میکند و به هسته اصلی آسیب جدی نمیرساند.

مطالب مرتبط
بررسی پیروز جنگ ایران و آمریکا از نگاه اهداف راهبردی
حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران؛ آغاز تغییر قاعده جنگ
جمعبندی
ترامپ برای رهایی از باتلاق جنگ ایران، به شوآف یا تبلیغات وسیع نیاز دارد تا اعلام پیروزی کند و سپس آمریکا را از این باتلاق خارج سازد. اما بعید است که این بار افکار عمومی مانند زمانی که مادر همه بمبها در افغانستان استفاده شد، تحت تأثیر قرار گیرد؛ در آن زمان، رسانهها و مردم از استیصال آمریکا در مقابل داعش خراسان و نتیجه عملکرد مادر همه بمبها در صحنه عملیات آگاهی نداشتند، اما امروز همه از عجز آمریکا در مقابل توان نظامی ایران آگاه هستند و مسحور نام و قدرت مادر همه بمبها نخواهند شد. تجربه افغانستان نشان داد که کارکرد واقعی این سلاح نه در میدان، بلکه در اتاقهای خبر و عملیات روانی است؛ و در مورد ایران، حتی همان کارکرد نیز با توجه به آگاهی عمومی از محدودیتهای فنی آن، بهشدت فرسوده شده است.
