بررسی تحولات افغانستان
سفر سرگئی ناریشکین، رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه، به کابل را میتوان یکی از مهمترین تحولات روابط روسیه و افغانستان دانست. این سفر نشانهای از ورود مسکو به مرحلهای جدید از تعامل با حکومت طالبان است. ناریشکین که روز چهارشنبه 22 مهر/ میزان وارد کابل شد، با مولوی عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات حکومت طالبان، درباره «تبادل اطلاعات و همکاریهای مشترک امنیتی» گفتوگو کرده است. آنچه این سفر را از سایر تحولات متمایز میکند، تغییر روایت روسیه درباره منشأ تهدید داعش است. مسکو تا پیش از این، افغانستان را منبع اصلی تهدید داعش خراسان برای آسیای مرکزی و خاک خود میدانست، اما در هشتمین نشست فرمت مسکو، روایت دیگری شکل گرفت: داعش دیگر «مسئله افغانستان» نیست، بلکه «مسئله پاکستان» است.
دلایل تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش
تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش را میتوان در اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، بهوضوح مشاهده کرد. لاوروف در هشتمین نشست فرمت مسکو در مهر/ میزان 1405 اعلام کرد که حکومت طالبان در مبارزه با داعش موفق عمل کرده است. اما نکته کلیدی جایی است که لاوروف یک روز پس از این نشست، در کنفرانس خبری اظهار داشت «شاخه پاکستانی داعش هم در پاکستان و هم در افغانستان حملات تروریستی انجام میدهد». این جمله ظاهرا ساده، حاوی یک چرخش راهبردی است. در روایت قبلی روسیه، داعش خراسان یک گروه مستقر در افغانستان بود که از خاک این کشور یک تهدید آسیای مرکزی بود اما در روایت جدید، ریشه تهدید نه در افغانستان، بلکه در پاکستان بیان شده است.
با تحلیلی جسورانهتر میتوان گفت، مفهوم این اظهارات لاوروف که به دلیل ملاحظات دیپلماتیک در لفافه بیان شده، این است که مسکو در روایت جدید خود، داعش را به عنوان یک شبکه فرامرزی با مرکزیت پاکستان تعریف میکند. طبیعی است که این تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش، تفسیر و تبعاتی مهمی دارد؛ نخست این که روایت حکومت طالبان از سوی یکی از کشورهای مهم منطقه پذیرفته شده است و دوم، همکاری اطلاعاتی با کابل برای مهار داعش با مرکزیت پاکستان ضروری به نظر میرسد.
داعش به عنوان ابزار ژئوپلیتیکی در روایت جدید مسکو
تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش را نباید صرفا یک اختلاف نظر تحلیلی درباره جغرافیای تروریسم دانست. این تغییر روایت، یک کارکرد ژئوپلیتیکی مشخص دارد. لاوروف در همان نشست فرمت مسکو، از کشورهای منطقه خواست که با ارائه «کمکهای مادی، فنی و اطلاعاتی» به کابل، توان ضدتروریستی حکومت طالبان را تقویت کنند. بر این اساس، منطق عملیاتی این است که با تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش، مسکو از این پس کابل را به عنوان «سنگر مقدم» در برابر یک تهدید فرامرزی بازتعریف میکند.
این همان چیزی است که سفر ناریشکین به کابل را معنا میدهد. بر این اساس، احتمالا سفر رئیس اطلاعات خارجی روسیه، برای عملیاتی کردن همکاریهای استخباراتی کابل و مسکو و نیز همکاری اطلاعاتی کابل-مسکو بر اساس روایت روسیه از منشأ تهدید داعش انجام شده است.
همچنین باید توجه داشت که لاوروف در کنفرانس خبری خود ریشههای داعش را به «تجاوز غیرقانونی آمریکا به عراق» گره زد. این بدان معناست که تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش، بخشی از یک کل بزرگتر است؛ تهدید تروریسم در منطقه، محصول مداخله غرب است و ممکن است باز هم تکرار شود.
با توجه به این که روایت حکومت طالبان، مبتنی بر استفاده ابزاری پاکستان از داعش علیه افغانستان است، ممکن است روسیه نگران باشد که بازی استخباراتی دیگر در راه است. این نگرانی از این جهت قابل طرح است که بدخشان واقع در شمال شرق افغانستان و در مجاورت تاجیکستان، یکی از مراکز حملات داعش طی چند سال اخیر بوده است.

پیامدهای عملیاتی تغییر روایت برای همکاری اطلاعاتی
دیدگاه جدید روسیه درباره تهدید داعش پیامدهای عملیاتی مستقیم دارد. در دیدار ناریشکین با رئیس استخبارات حکومت طالبان، محور گفتوگوها «تبادل اطلاعات و همکاریهای مشترک امنیتی» اعلام شد. این نوع همکاری، در چارچوب تغییر روایت روسیه درباره داعش، معنای خاصی دارد؛ اگر تهدید از پاکستان میآید، اطلاعات مورد نیاز روسیه نیز باید از کابل تأمین شود. مسکو در این چارچوب، کابل را به عنوان «منبع اطلاعاتی» و «خط مقدم مواجهه» با تهدیدی میبیند که آن را فرامرزی تعریف کرده است.
لاوروف در نشست فرمت مسکو صریحا بر «حفظ تماسها از طریق سرویسهای ویژه و نهادهای امنیتی» تأکید کرد. سفر ناریشکین رئیس اطلاعات خارجی روسیه در این چارچوب به خوبی قابل تفسیر است. دیدگاه جدید روسیه درباره داعش همچنین توضیح میدهد که چرا روسیه همزمان با نزدیکی به کابل، وزیر داخله خود را به اسلامآباد فرستاده است. مسکو در حال مدیریت همزمان دو طرف یک تنش است، اما تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش به این معناست که در این مدیریت، وزن کابل به عنوان «طرف مبارز با داعش» و وزن اسلامآباد به عنوان «طرفی که داعش در خاکش ریشه دارد»، تعریف شده است. این یک انتخاب راهبردی است، نه یک همکاری تاکتیکی ساده.
مطالب مرتبط
توافقنامه روسیه-طالبان؛ افغانستان و ادغام در معماری امنیتی منطقهای
خطر بازگشت حملات داعش خراسان به افغانستان
جمعبندی
روایت جدید روسیه درباره مبدا تهدید داعش را باید جدیترین تحول در سیاست منطقهای مسکو پس از هشتمین نشست فرمت مسکو دانست. سفر ناریشکین به کابل، در ادامه همین تغییر روایت، نشان میدهد که روسیه در حال بازچینش اولویتهای امنیتی خود در جنوب است. مسکو دیگر داعش را صرفا یک «مسئله افغانستان» نمیبیند، بلکه آن را به عنوان یک تهدید فرامرزی با منشأ پاکستانی تعریف میکند. این تعریف جدید، همکاری اطلاعاتی با کابل را به یک ضرورت عملیاتی تبدیل کرده است.
تغییر روایت روسیه از منشأ تهدید داعش یک ابزار تحلیلی است که به مسکو امکان میدهد بدون پذیرش تعهدات سنگین، از ظرفیت اطلاعاتی کابل برای مهار تهدیدی استفاده کند که آن را در پاکستان ریشهیابی میکند. سفر ناریشکین، در واقع اجرای عملیاتی همین روایت است: کابل به عنوان «چشم و گوش» روسیه در برابر تهدیدی که مسکو آن را از شرق تعریف میکند.
