بررسی تحولات افغانستان
اعلام «وضعیت اضطراری» در ایالت خیبرپختونخوا از سوی دولت مرکزی پاکستان را میتوان فراتر از یک اقدام اداری یا واکنشی به ناامنیهای این ایالت بررسی کرد. این تصمیم که در بستر تقابل دولت فدرال پاکستان با حزب تحریک انصاف (PTI) و همزمان با تشدید تنشها با حکومت طالبان افغانستان رخ داده، این پرسش مهم را مطرح میکند که آیا استبلیشمنت پاکستان در حال فراهمکردن زمینه بازآرایی ساختار سیاسی و امنیتی خیبرپختونخوا برای اجرای راهبردی گستردهتر در قبال افغانستان است؟
بررسی این فرضیه میتواند به فهم ابعادی از تصمیم اخیر مبنی بر اعلام وضعیت اضطراری در خیبرپختونخوا (KP) کمک کند که در چارچوب توضیح رسمی مبارزه با تروریسم یا مهار حزب تحریک انصاف بهتنهایی قابل درک نیست. لازم به ذکر نیست که برکناری حکومت ایالتی و انتصاب مسئولان جدید از سوی دولت فدرال، ظرفیتهای سیاسی و امنیتی وسیعی را برای حکومت مرکزی ایجاد میکند.
اعلام وضعیت اضطراری در خیبرپختونخوا؛ اقدامی فراتر از مهار یک رقیب سیاسی
خیبرپختونخوا آخرین پایگاه مهم دولت ایالتی تحت رهبری حزب تحریک انصاف (PTI) بود. انتقال اداره این ایالت به فرماندار و شورای مشورتی 13 مفر مورد حمایت دولت فدرال، صرفنظر از انگیزههای اولیه تصمیم، موازنه قدرت میان اسلامآباد و حکومت ایالتی را تغییر میدهد. این تحول به مرکز امکان میدهد هماهنگی اداری و امنیتی را بدون هیچ مقاومتی در ایالت خیبرپختونخوا دنبال کند.
از این منظر، تضعیف حزب تحریک انصاف (PTI) میتواند یکی از پیامدهای مستقیم مداخله باشد؛ اما پرسش راهبردی این است که آیا این پیامد، هدف نهایی تصمیم است یا مقدمهای برای تغییر گستردهتر در شیوه اداره منطقه.
اگر هدف صرفا محدودکردن قدرت حزب رقیب (تحریک انصاف) باشد، انتظار میرود تغییرات عمدتا در سطح مدیریت سیاسی و کنترل اداری باقی بماند. اما اگر مسئله به بازآرایی ساختار امنیتی برسد، باید انتظار داشت که تغییرات به روابط میان فرمانداری، دستگاههای اطلاعاتی، ارتش و شبکههای محلی قدرت نیز گسترش یابد. شواهد موجود در ساعات اولیه پس از اعلام وضعیت اضطراری در خیبرپختونخوا نشان میدهد که تغییرات فراتر از مدیریت سیاسی است؛ ورود نیروهای ارتش به خیبرپختونخوا بیانگر آن است که احتمالا بازآرایی ساختار امنیتی در دستور کار است.
در چنین سناریویی، اعلام وضعیت اضطراری در خیبرپختونخوا میتواند دو کارکرد همزمان داشته باشد: از یک سو، مرکز را در موقعیت مسلطتری در برابر حزب تحریک انصاف (PTI) قرار دهد و از سوی دیگر، امکان اجرای سیاستهای امنیتی هماهنگتر در منطقه مرزی را فراهم سازد. این دو کارکرد متعارض نیستند و حتی ممکن است یکدیگر را تقویت کنند.
خیبرپختونخوا؛ سکوی راهبرد جدید استبلیشمنت در قبال افغانستان
اهمیت این فرضیه زمانی بیشتر میشود که تحولات خیبرپختونخوا در چارچوب تنش فزاینده میان پاکستان و حکومت طالبان بررسی شود. اختلاف دو طرف درباره فعالیت تحریک طالبان پاکستان، مسئولیت حملات فرامرزی و نحوه مدیریت امنیت مرزها، روابط اسلامآباد و کابل را از سطح اختلافات معمول همسایگی فراتر برده است.
در هشتمین نشست فرمت مسکو که مهر/ میزان 1405 در روسیه برگزار شد، امیرخان متقی، وزیر خارجه حکومت طالبان، اعلام کرد که پاکستان پروژه ناامنسازی افغانستان را با استفاده از نظامیان سابق افغان و داعش خراسان در دستور کار قرار داده است. در همین حال، گزارشهایی درباره حضور نظامیان و نیروهای سابق افغانستان در خاک پاکستان منتشر شده است و بر اساس گزارشهای متعددی، گروههای مسلح مخالف طالبان از منطقه چترال واقع در ایالت خیبرپختونخوا وارد ولایتهای بدخشان و نورستان شدهاند.

این اظهارات و گزارشها نشان میدهند که رقابت امنیتی پاکستان و افغانستان به حوزهای وارد شده که در آن، شبکههای نظامی، نیروهای سابق افغان و استفاده نیابتی از گروهها، به بخشی از منازعه سیاسی افغانستان و پاکستان تبدیل شدهاند. در چنین محیطی، تغییر ساختار امنیتی ایالت خیبرپختونخوا (KP) ممکن است پیامدهایی فراتر از اداره داخلی این ایالت داشته باشد.
در چارچوب فرضیه حاضر، استبلیشمنت پاکستان ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که مدیریت تقابل با حکومت طالبان، علاوه بر ابزارهای دیپلماتیک و نظامی، به کنترل سیاسی و اداری منسجمتری در مناطق مرزی نیاز دارد. در چنین شرایطی، یک دولت ایالتی مستقل در خیبرپختونخوا میتواند در هماهنگی و اجرای سیاستهای جدید استبلیشمنت محدودیت ایجاد کند؛ بهویژه اگر میان دولت ایالتی خیبرپختونخوا و حکومت طالبان پیوندهای اجتماعی، مذهبی یا سیاسی وجود داشته باشد.
اما برعکس، استقرار مدیران سیاسی مورد اعتماد دولت فدرال در ایالت خیبرپختونخوا، میتواند هماهنگی و سهولت در اجرای سیاستهای مرکز را در پی داشته باشد. سطح بعدی ممکن است به تغییر در شیوه فرماندهی امنیتی، هماهنگی نهادهای اطلاعاتی، مدیریت نیروهای محلی و کنترل مسیرهای مرزی مربوط شود. در سطحی گستردهتر، چنین ساختاری میتواند به استبلیشمنت پاکستان امکان دهد ابزارهای فشار خود بر حکومت طالبان را بازتعریف کند.
در این چارچوب، میتوان اعلام وضعیت اضطراری در ایالت خیبرپختونخوا را دارای دو پیامد بالقوه دانست: نخست، خارجکردن اداره ایالت از کنترل حزب تحریک انصاف و کاهش قدرت سیاسی و اجرایی این حزب؛ دوم، ایجاد ظرفیت بیشتر برای بازسازی ترتیبات امنیتی ایالت به ویژه در قبال حکومت طالبان.

مطالب مرتبط
راهبرد جدید پاکستان علیه طالبان؛ چرا بدخشان به میدان جنگ تبدیل شد؟
درگیری پاکستان و طالبان؛ 3 سناریوی فراروی اسلامآباد
جمعبندی
همزمانی تغییر ساختار اداره ایالت خیبرپختونخوا با تشدید اختلافات اسلامآباد و کابل، فرضیه مهندسی قدرت و امنیت در این ایالت را مطرح میسازد. هدف از طرح این فرضیه، جهت حرکت تحولات بعدی است. آیا اعلام وضعیت اضطراری در خیبرپختونخوا را باید عمدتا اقدامی برای تمرکز قدرت در داخل پاکستان دانست یا بخشی از تحولی گستردهتر که میتواند بر راهبرد این کشور در قبال افغانستان نیز اثر بگذارد.
اهمیت اعلام وضعیت اضطراری در ایالت خیبرپختونخوا در شرایطی صورت گرفت که تمرکز نظام بینالملل بر دو بحران غرب آسیا و جنگ اوکراین است. در چنین شرایطی، پاکستان که به دلیل رابطه گرم با دولت ترامپ، دیگر تحت فشار واشنگتن نیست، دست نسبتا باز دارد و ممکن است خیبرپختونخوا سکویی برای بازی بزرگتری قرار گیرد.
