چهارشنبه 8/ 7 / 1405

تاثیر راه آهن چابهار-زاهدان بر معادلات ترانزیتی افغانستان

بررسی تحولات افغانستان

راه آهن چابهار-زاهدان می‌تواند معادلات ترانزیتی افغانستان و حتی آرایش کریدورهای تجاری آسیای مرکزی و جنوب آسیا را تغییر دهد. عملیات ریل‌گذاری خط آهن چابهار-زاهدان به طول حدود ۶۳۰ کیلومتر و با احتساب خطوط فرعی حدود ۷۳۵ کیلومتر، که بندر چابهار را به شبکه ریلی ایران متصل می‌کند، به پایان رسیده و پروژه وارد مرحله آماده‌سازی برای بهره‌برداری شده است.

اهمیت راه آهن چابهار-زاهدان برای افغانستان زمانی آشکارتر می‌شود که این خط آهن بخشی از یک شبکه بزرگ‌تر در نظر گرفته شود؛ شبکه‌ای که می‌تواند از چابهار و زاهدان به زرنج، دِلارام، قندهار، هرات و سپس شمال افغانستان و آسیای مرکزی امتداد یابد. نه تنها کارشناسان ایران و کشورهای آسیای مرکزی، بلکه استراتژیست‌های هندی نیز سال‌هاست بر ظرفیت اتصال راه آهن مزارشریف–هرات به مسیر چابهار–زاهدان و ایجاد یک شبکه پیوسته حمل‌ونقل میان آسیای مرکزی، افغانستان، ایران و هند تأکید دارند.

راه آهن چابهار-زاهدان و فرصت ژئو‌اقتصادی افغانستان

افغانستان از موقعیت جغرافیایی کم‌نظیری برخوردار است، اما این موقعیت زمانی به قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود که این کشور بتواند خود را به شبکه‌های ریلی منطقه‌ای متصل کند. در تحولی مهم و همزمان، تکمیل فاز نخست قطعه چهارم راه آهن خواف–هرات از یک سو و راه آهن چابهار-زاهدان از سوی دیگر، رویای تحقق این شبکه پیوسته نزدیک‌تر ساخته است.

در یک سال اخیر مذاکرات منسجم‌تری درباره احداث راه آهن مزارشریف–هرات از سوی افغانستان، ایران، هند و برخی کشورهای آسیای در حال انجام است و عزم بیشتری برای این خط ریلی راهبردی دیده می‌شود چرا که کشورهای مختلفی از آن ذینفع می‌شوند.

تکمیل راه آهن چابهار-زاهدان سه پیامد راهبردی بالفعل و بالقوه برای افغانستان دارد؛ نخست، افغانستان با استفاده از این مسیر ریلی، با سهولت بیشتری بخشی از تجارت خارجی خود را از وابستگی به مسیرهای پاکستانی خارج کند. دوم، افغانستان با احداث چند خط آهن در خاک خود، می‌تواند از یک کشور محصور در خشکی به یک کشور ترانزیتی میان آسیای مرکزی و آب‌های آزاد تبدیل شود. سوم، هند پس از عبور از شرایط جنگی فعلی در حوزه خلیج فارس، با میل و رغبت بیشتری برای تجارت با افغانستان و سرمایه‌گذاری در مسیرهای ترانزیتی با افغانستان وارد عمل خواهد شد.

راه آهن چابهار-زاهدان
راه آهن چابهار-زاهدان یک فرصت راهبردی در غرب افغانستان که می‌تواند معادلات ترانزیتی را به نفع این کشور تغییر دهد.

تاثیر راه آهن چابهار-زاهدان بر راه آهن ترانس افغان

در حال حاضر، بحث راه آهن ترانس افغان را می‌توان در قالب دو مسیر اصلی بررسی کرد.
«دالان کابل» مسیر شرقی است که از ترمز در ازبکستان به مزارشریف، سپس نایب‌آباد، لوگر و کابل امتداد می‌یابد و در نهایت از طریق گذرگاه خرلاچی به شبکه ریلی پاکستان متصل می‌شود.

مسیر دوم، یعنی «دالان قندهار»، ساختار متفاوتی دارد. این مسیر از مزارشریف به هرات، دِلارام و قندهار می‌رسد و سپس می‌تواند به چمن و شبکه ریلی پاکستان متصل شود. در طرح‌های ضمنی که از سوی برخی کشورهای دیگر آسیای مرکزی مانند ترکمنستان و قزاقستان دنبال می‌شود، اتصال تورغندی–هرات–قندهار–اسپین‌بولدک نیز همین منطق را دنبال می‌کند. مطالعات برخی اندیشکده‌های آسیای مرکزی، مسیر «دالان قندهار» را به دلیل امکان اتصال هم‌زمان به ایران و پاکستان، دارای ظرفیت راهبردی متفاوتی از دالان کابل می‌داند و به آن برتری نسبی می‌دهد.

چرا دالان قندهار برای افغانستان اهمیت بیشتری دارد

نخستین مزیت دالان قندهار، اتصال مستقیم‌تر آن به راه آهن چابهار-زاهدان است. این مهم‌ترین تفاوت ژئواکونومیک دو مسیر است. دالان کابل افغانستان را به سمت شبکه پاکستان هدایت می‌کند؛ اما دالان قندهار می‌تواند افغانستان را هم‌زمان به پاکستان و ایران متصل کند. اگر کریدور ترانس افغان از مسیر دالان قندهار محقق شود، شهرهای هرات، دِلارام و زرنج نیز امکان اتصال به شبکه ایران و در نهایت چابهار را دارند.

دوم، مزیت جغرافیایی و فنی مسیر غربی است. دالان کابل برای عبور از مناطق کوهستانی و محور سالنگ با چالش‌های مهندسی جدی روبه‌رو است. در مقابل، مسیر تورغندی–هرات–قندهار را از نظر فنی ساده‌تر و دارای زمین عمدتا مسطح نسبت به مسیر عبوری از ارتفاعات سالنگ می‌باشد. هر مسیر ریلی که از ارتفاعات بالای سالنگ عبور کند، در برابر برف، یخبندان، بسته‌شدن مسیر و دشواری نگهداری در زمستان آسیب‌پذیرتر خواهد بود.

سوم، هزینه ساخت است. بر اساس ارزیابی‌های منطقه‌ای، پروژه ترانس افغان از مسیر دالان کابل به دلیل زمین دشوار، پل‌ها و تونل‌های متعدد با هزینه بالاتری نسبت به دالان قندهار روبه‌رو است.

چهارم، دالان قندهار از حمایت بازیگران بیشتری در منطقه برخوردار است. هند، قزاقستان و ترکمنستان در سال‌های اخیر از مسیر تورغندی–هرات–قندهار–اسپین‌بولدک حمایت کرده‌اند و قزاقستان برای توسعه بخش‌هایی از این شبکه تعهد مالی اعلام کرده است. روسیه نیز به مسیر غربی توجه عملی نشان داده است. مسکو از مسیر تورغندی–هرات–قندهار–اسپین‌بولدک به عنوان امتدادی برای کریدور شمال–جنوب خود نگاه می‌کند. مسکو که راه آهن ترانس افغان را فرصتی برای امتداد یکی از شاخه‌های کریدور بین‌المللی شمال–جنوب می‌داند، در پی آن است که این طرح را عملی سازد اما نگران تنش کابل-اسلام‌آباد بر آینده این طرح است لذا به دالان قندهار رغبت بیشتری دارد چرا که این مسیر در کنار پاکستان، امکان اتصال به بندر چابهار را دارد با تکمیل شدن راه آهن چابهار-زاهدان، دالان قندهار با منافع ژئو‌اقتصادی روسیه همپوشانی قابل توجهی پیدا کرده است.

توصیه‌هایی برای افغانستان

راه آهن چابهار-زاهدان یک پروژه راهبردی در جوار مرزهای غربی افغانستان است و لازم است تا دولت افغانستان یک شبکه چندمسیره را در خاک خود طراحی و اجرایی کند تا بیشترین نفع را از این پروژه عاید شود.
در نخستین اقدام، افغانستان باید احداث راه آهن مزارشریف–هرات را با جدیت بیشتری دنبال کند؛ زیرا این خط آهن می‌تواند آسیای مرکزی را از طریق افغانستان به شبکه ریلی ایران متصل کند و عواید سرشاری از ترانزیت کالا را نصیب افغانستان کند.

از سوی دیگر، اتصال ریلی زرنج و قندهار به شبکه ریلی ایران باید در برنامه میان مدت در دستور کار قرار گیرد. با توجه به وسعت جغرافیایی افغانستان، این کشور می‌تواند سه بارانداز در مرزهای غربی خود برای سه زون مختلف طراحی کند.

سوم، اکنون که با تکمیل شدن راه آهن چابهار-زاهدان، پایه‌های شکل‌گیری یک محور اقتصادی از اقیانوس هند تا آسیای مرکزی مهیا شده، لازم است تا کابل، بر احداث دالان قندهار اصرار ورزد و کشورهای ذینفع را در سرمایه‌گذاری برای این احداث این خط ریلی، ترغیب کند. روسیه، هند، ترکمنستان و قزاقستان میل زیادی به احداث این مسیر ریلی دارند.

مطالب مرتبط
کریدور واخان؛ تقاطع منافع قدرت‌های منطقه‌ای
نگاهی به منافع کشورهای منطقه در راه آهن ترانس افغان

جمع‌بندی

تکمیل راه آهن چابهار-زاهدان یک فرصت استثنایی برای افغانستان ایجاد کرده است؛ فرصتی که می‌تواند وابستگی تاریخی کشور به بنادر پاکستان را کاهش دهد و گزینه‌های بیشتری برای تجارت خارجی فراهم کند. اهمیت واقعی این پروژه زمانی آشکار می‌شود که با خواف–هرات، مزارشریف–هرات، زرنج و قندهار در یک شبکه واحد پیوند بخورد.

در این میان، انتخاب مسیر راه آهن ترانس افغان اهمیت تعیین‌کننده دارد. دالان کابل، افغانستان را بیشتر در مدار اتصال به شبکه پاکستان قرار می‌دهد؛ در حالی که دالان قندهار می‌تواند هم‌زمان به پاکستان و ایران متصل شود و از طریق زرنج و راه آهن چابهار-زاهدان، دسترسی به بندر چابهار و اقیانوس هند را فراهم کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *