بررسی تحولات افغانستان
در دل درهای دورافتاده در ولایت غور، برجی آجری ایستاده که نزدیک به هشت قرن از ساخت آن میگذرد؛ بنایی که هم شاهکار معماری دوره غوریان است و هم یکی از آسیبپذیرترین میراثهای جهانی افغانستان. منار جام در سال ۲۰۰۲ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، اما از همان زمان در فهرست میراث جهانی در خطر نیز باقی مانده است. اکنون آغاز مرحله تازهای از اقدامات حفاظتی در سال ۲۰۲۶، بار دیگر این اثر را در مرکز توجه قرار داده است.
همکاری وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان با یونسکو و خدمات فرهنگی آقاخان، فقط یک پروژه فنی برای تثبیت یک برج تاریخی نیست؛ این همکاری پرسشهای مهمتری درباره رابطه حکومت کنونی افغانستان با میراث فرهنگی، نقش نهادهای بینالمللی و آینده حفاظت از آثار تاریخی کشور مطرح میکند. پرسش اصلی این است که آیا اقدامات جدید میتواند آسیبهای وارد بر منار جام را کاهش دهد و توان افغانستان برای حفاظت از این میراث در بلندمدت را تقویت کند؟
منار جام؛ میراث غوریان با ارزش جهانی
منار جام در ولایت غور، در درهای دورافتاده و در نزدیکی هریرود قرار دارد. ارتفاع بنا حدود ۶۵ متر اعلام شده و بر پایهای هشتضلعی ساخته شده است. بدنه آجری، تزئینات هندسی، کتیبه کوفی و کاشیهای فیروزهای از مهمترین ویژگیهای معماری آن هستند. یونسکو این اثر را از نظر ارزش معماری، هنری و تاریخی واجد ارزش جهانی استثنایی دانسته و مجموعه آن را در سال ۲۰۰۲ در فهرست میراث جهانی ثبت کرده است.
اهمیت این محوطه فقط به خود برج محدود نمیشود. بقایای معماری و باستانشناختی پیرامون آن، بخشی از ارزش تاریخی مجموعه را تشکیل میدهد و همین موضوع سبب شده حفاظت از آن در قالب یک محوطه تاریخی گستردهتر دنبال شود. یونسکو همچنین اصالت مجموعه را حفظشده ارزیابی کرده و تأکید دارد که بازسازی گستردهای در بنا انجام نشده است.
ساخت این اثر در دوره غوریان، آن را به یکی از مهمترین شواهد مادی از توان معماری و هنری این دودمان تبدیل کرده است. کتیبههای بنا و موقعیت آن در یک مجموعه باستانشناختی گستردهتر نیز سبب شده مطالعه آن صرفاً به معماری یک مناره محدود نماند.
چرا منار جام همچنان در معرض خطر است؟
قرار گرفتن بنا در محیطی رودخانهای، فرسایش کنارههای رود، سیلاب، تغییرات محیطی و نگرانی درباره میزان انحراف سازه از جمله عوامل مؤثر بر آسیبپذیری این میراث هستند. در کنار این عوامل طبیعی، فعالیتهای غیرقانونی، دشواری مدیریت محوطه، کمبود ظرفیتهای تخصصی و شرایط عمومی بیثباتی نیز حفاظت از آن را پیچیده کردهاند. یونسکو در ارزیابی ۲۰۲۶ همچنان فرسایش و رسوبگذاری، سیلاب، فعالیتهای غیرقانونی، ضعف نظام مدیریتی و انحراف مناره را در شمار عوامل مؤثر بر وضعیت اثر قرار داده است.
از همین رو، حفاظت از منار جام را نمیتوان صرفاً به تعمیر بخشهای آسیبدیده محدود کرد. پایش مستمر میزان انحراف، بررسی خاک و شرایط هیدرولوژیک، کنترل فرسایش رودخانه و حفاظت از بقایای باستانشناختی پیرامون بنا، اجزای یک برنامه حفاظتی پایدار هستند. کمیته میراث جهانی در سال ۲۰۲۶ نیز بر استفاده از دادههای پایش سازه و شرایط محیطی برای تدوین راهبرد حفاظتی تأکید کرده است.
طالبان و حفاظت از منار جام؛ ضرورت فنی یا تغییر رویکرد؟
در اول تابستان سال 1405، وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان اعلام کرد که مرحله نخست پروژه حفاظت و مرمت منار جام آغاز شده است. بر اساس گزارش این وزارتخانه، خدمات فرهنگی آقاخان و یونسکو در کنار وزارت اطلاعات و فرهنگ در این پروژه همکاری دارند و مرحله نخست بر تثبیت و تقویت سازه و فراهمکردن زمینه حفاظت بلندمدت متمرکز است. در پایان تابستان همین سال وزارت اطلاعات و فرهنگ از ادامه کار متخصصان و مهندسان آقاخان و اجرای عملیات تقویت ستون مرکزی بنا خبر داد.
این همکاری را باید در امتداد روندی طولانیتر دید. یونسکو طی سالهای گذشته، از جمله از طریق مستندسازی، پایش و برنامههای حفاظتی، در صیانت از محوطه نقش داشته است و کمیته میراث جهانی در تصمیم 1405 بر ادامه همکاری بینالمللی، تقویت ظرفیت ذینفعان و پایش منظم اثر تأکید کرده است.
ورود حکومت طالبان به چنین همکاریای از منظر سیاسی و فرهنگی قابل توجه است، اما درباره انگیزه اصلی آن نمیتوان با قطعیت داوری کرد. نخستین توضیح میتواند ماهیت اسلامی و جایگاه تاریخی اثر باشد؛ توضیح دوم، نیاز به دانش، تجهیزات و تخصص فنی است که نهادهای بینالمللی و سازمانهای تخصصی میتوانند فراهم کنند؛ و توضیح سوم، اهمیت همکاری با نهادهای بینالمللی برای حفظ یک اثر ثبتشده در سطح جهانی است.
مقایسه این وضعیت با تخریب بوداهای بامیان در سال ۲۰۰۱ نیز باید با احتیاط انجام شود. تفاوت میان دو مورد قابل توجه است. ماهیت متفاوت آثار، شرایط سیاسی متفاوت و تغییر محیط حکمرانی میتواند در توضیح این تفاوت نقش داشته باشد. بنابراین، مناسبتر است همکاری کنونی را در وهله نخست یک همکاری عملی و مشخص برای حفاظت از یک میراث جهانی دانست.
در همین چارچوب، همکاری کنونی را میتوان یکی از مواردی دانست که در آن ضرورت حفاظت از یک اثر تاریخی با واقعیتهای سیاسی و نهادی افغانستان تلاقی پیدا میکند. کنترل عملی محل اثر در اختیار حکومت طالبان است، در حالی که بخش مهمی از دانش و ظرفیت فنی مورد نیاز از سوی نهادهای تخصصی بینالمللی تأمین میشود.

مسئله اصلی فراتر از مرمت یک بنای تاریخی
تجربه منار جام نشان میدهد که موفقیت پروژه فقط با پایان یافتن عملیات فنی سنجیده نمیشود. اگر اقدامات جدید بتواند خطرهای سازهای و محیطی را کاهش دهد، اما پس از پایان پروژه سازوکار پایدار برای پایش و نگهداری وجود نداشته باشد، بخش مهمی از مسئله همچنان باقی خواهد ماند.
یونسکو در تصمیم 1405 بر ظرفیتسازی برای نهادهای مرتبط، مستندسازی و ثبت، بررسی خاک، پایش منظم انحراف بنا و تدوین راهبرد حفاظتی مبتنی بر دادههای محیطی و هیدرولیکی تأکید کرده است. این رویکرد نشان میدهد که آینده حفاظت از این اثر به ترکیبی از مداخله فنی، دانش تخصصی، مدیریت محوطه و ظرفیتسازی داخلی وابسته است.
از این منظر، همکاری خارجی زمانی اهمیت پایدار پیدا میکند که به انتقال دانش و ایجاد توانایی داخلی نیز منجر شود. آموزش متخصصان افغان، تقویت نظام مستندسازی، ایجاد سازوکار پایش مستمر و شکلگیری یک نظام مدیریتی روشن، میتواند اهمیت بیشتری از یک عملیات مرمتی کوتاهمدت داشته باشد.
این موضوع با هدف بلندمدت یونسکو برای خارج کردن اثر از فهرست میراث جهانی در خطر نیز ارتباط دارد. کمیته میراث جهانی در سال 1405 ضمن تأکید بر ادامه فعالیتهای حفاظتی، همچنان اثر را در فهرست میراث جهانی در خطر نگه داشت و خواستار گزارش بهروزشده درباره وضعیت حفاظت آن برای بررسی در سال 1406 شد.
مطالب مرتبط
پتانسیل افغانستان در صنعت گردشگری
شهر غلغله؛ یادگاری از دوران کهن در قلب افغانستان
جمعبندی
منار جام همزمان یک اثر معماری برجسته، یک محوطه باستانشناختی مهم و یک آزمون برای سیاست حفاظت از میراث فرهنگی افغانستان است. همکاری حکومت طالبان با یونسکو و نهاد آقاخان را میتوان نمونهای از همکاری عملی بر سر یک هدف مشخص دانست. اهمیت این همکاری را نه باید صرفاً با انگیزههای احتمالی حکومت سنجید و نه با ملاحظات سیاسی از ارزش حفاظتی آن کاست. معیار اصلی، نتیجه عملی است: کاهش خطر، حفظ اصالت اثر، حفاظت از محوطه باستانشناختی و ایجاد ظرفیت پایدار برای نگهداری.
در نهایت، منار جام زمانی از یک پروژه حفاظتی موفق برخوردار خواهد بود که اقدامات امروز به سازوکاری تبدیل شود که پس از پایان حضور یا حمایت بازیگران خارجی نیز بتواند به کار خود ادامه دهد. اگر چنین ظرفیتی شکل بگیرد، تجربه جام میتواند برای حفاظت از دیگر میراثهای تاریخی افغانستان نیز اهمیت پیدا کند؛ در غیر این صورت، آسیبپذیری ساختاری این میراث جهانی همچنان پابرجا خواهد ماند.
