جمعه 6/ 6 / 1405

محمود طرزی و رویای افغانستان نوین

بررسی تحولات افغانستان

محمود طرزی از برجسته‌ترین روشنفکران، روزنامه‌نگاران و سیاستمداران افغانستان در آغاز قرن بیستم بود؛ چهره‌ای که اندیشه‌های تجددخواهانه او در شکل‌گیری افغانستان نوین تأثیری عمیق گذاشت. او در سال‌های تبعید با اندیشه‌های سید جمال‌الدین آشنا شد و بعدها با بهره‌گیری از تجربه‌های خود در قلمرو عثمانی و اروپا، تلاش کرد مفاهیم جدیدی مانند آموزش مدرن، علم، قانون‌گرایی و اصلاحات اجتماعی را وارد فضای فکری افغانستان کند. تأسیس و مدیریت سراج‌الاخبار، ترجمه آثار علمی و ادبی، حمایت از آموزش زنان و فعالیت در عرصه سیاست خارجی، بخش‌هایی از کارنامه محمود طرزی را تشکیل می‌دهد. او در دوره امانی به یکی از چهره‌های مهم سیاسی کشور تبدیل شد و در روند استقلال افغانستان و مذاکرات با بریتانیا نیز نقش داشت. زندگی طرزی از تبعید و آشنایی با جهان جدید آغاز شد و سرانجام به یکی از مهم‌ترین تلاش‌ها برای ساختن افغانستانی مستقل، آگاه و نوگرا انجامید.

زندگینامه محمود طرزی

محمود طرزی در اول شهریور/سنبله ۱۲۴۴ خورشیدی در شهر غزنی چشم به جهان گشود. وی نخستین گام‌های آموزش رسمی خود را نزد آخندزاده ملا محمد اکرم هوتک برداشت و در آنجا اصول خواندن و نوشتن، صرف و نحو زبان عربی و ادبیات فارسی را فراگرفت. اما مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مربی سال‌های آغازین زندگی او، پدرش سردار غلام‌محمد خان طرزی بود؛ شاعری خوش‌ذوق و ادیبی برجسته که با دانش و تجربه خود، پایه‌های فکری و ادبی فرزندش را استوار ساخت.

در اوایل زمستان سال ۱۲۵۹، محمود طرزی نوجوان به همراه پدرش، سردار غلام‌محمد خان طرزی، که از حکمرانان قندهار بود، و ۳۴ تن از بستگان نزدیک، ناچار شد افغانستان را ترک کند. عبدالرحمان خان، پادشاه تازه‌بر تخت‌نشسته افغانستان، با دیده سوءظن به خاندان طرزی می‌نگریست و وفاداری این خاندان به رقیب سیاسی خود، سردار محمد ایوب خان، را برنمی‌تافت. در پی این اختلاف، اموال خاندان طرزی مصادره و اعضای آن تبعید شدند.

محمود طرزی در این سفر اجباری، نخستین سال‌های غربت خود را در کویته و سپس کراچی گذراند و نزدیک به چهار سال در کراچی زندگی کرد. او که نمی‌خواست زیر سلطه انگلیس در شبه‌قاره هند زندگی کند، راهی قلمرو عثمانی شد و در بغداد و دمشق اقامت گزید. سال‌های تبعید، که بخش مهمی از نوجوانی و جوانی او را شکل داد، زمینه آشنایی او با فرهنگ‌ها، زبان‌ها و جریان‌های فکری گوناگون را فراهم کرد و بعدها در شکل‌گیری اندیشه تجددخواهانه او نقشی اساسی داشت.

تأثیر سید جمال‌الدین بر اندیشه محمود طرزی

در سال‌های تبعید، سردار غلام‌محمد خان طرزی از بازگشت سید جمال‌الدین اسدآبادی از اروپا به استانبول آگاه شد. او که خود در تبعید به سر می‌برد و آینده فکری فرزندش برایش اهمیت داشت، محمود جوان را راهی استانبول کرد تا نامه او را به سید جمال‌الدین برساند و از محضر او بهره گیرد.

طرزی بعدها در خاطرات خود از این دیدار و هفت ماه مصاحبت با سید جمال‌الدین با شور و احترام فراوان یاد کرد و نوشت: «علامه سید جمال‌الدین یک معدن عرفان بود. این هفت ماه مصاحبت من با او، به قدر هفتاد سال سیاحت در بر دارد.»

در مجالس علمی و فکری سید جمال‌الدین، مباحث فلسفی، سیاسی، اجتماعی و علمی مطرح می‌شد و طرزی جوان فرصت یافت با اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه و نقد استبداد و استعمار از نزدیک آشنا شود. این دوره، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف فکری زندگی او بود و در شکل‌گیری دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه و تجددخواهانه‌اش تأثیری عمیق گذاشت.

طرزی در سال‌های اقامت در خارج از افغانستان، به زبان‌های اردو، ترکی، عربی و فرانسوی تسلط یافت و در زمینه‌های ادبیات، تاریخ، سیاست و روزنامه‌نگاری به مطالعه پرداخت. این تجربه‌ها بعدها به او امکان داد تا میان اندیشه‌های جدید و جامعه سنتی افغانستان پلی ایجاد کند.

آشنایی محمود طرزی با مدرنیته

اندیشه تجددخواهی طرزی تنها حاصل مطالعات نظری نبود، بلکه از مشاهده مستقیم جوامع و تمدن‌های مختلف نیز تأثیر پذیرفت. یکی از نخستین تجربه‌های مهم او در این زمینه، سفر کوتاهش به پاریس در سال ۱۲۶۸ خورشیدی (۱۸۸۹ میلادی) بود. مشاهده مظاهر تمدن جدید، سازمان اداری و پیشرفت‌های علمی و اجتماعی اروپا، نگاه او را نسبت به وضعیت جامعه افغانستان دگرگون کرد و بازتاب این تجربه‌ها بعدها در نوشته‌ها و سفرنامه‌های او دیده شد.

طرزی در سال‌های اقامت خود در قلمرو عثمانی نیز از نزدیک با جریان‌های فکری و فرهنگی جدید آشنا شد و با استفاده از زبان ترکی و ارتباط با محافل فکری، تحولات سیاسی و اجتماعی جهان اسلام و اروپا را دنبال کرد. او به تدریج به این باور رسید که رهایی جوامع شرقی از عقب‌ماندگی، بدون گسترش آموزش، آگاهی عمومی، علم، مطبوعات و اصلاح ساختارهای اجتماعی و اداری امکان‌پذیر نیست.

پس از بازگشت به افغانستان، این اندیشه‌ها در فعالیت‌های مطبوعاتی، ادبی و اصلاح‌طلبانه او نمود عملی پیدا کرد. طرزی کوشید مفاهیم جدید علمی و اجتماعی را به زبان قابل فهم برای جامعه افغانستان منتقل کند و نسل جوان را با دستاوردهای علمی و فکری جهان آشنا سازد.

بازگشت طرزی به افغانستان

در سال ۱۲۸۰ خورشیدی (۱۹۰۱ میلادی)، امیر عبدالرحمان خان پس از سال‌ها حکومت درگذشت و پسرش، حبیب‌الله خان، بر تخت نشست. حبیب‌الله خان در مقایسه با پدرش رویکردی نسبتاً آزادمنشانه‌تر در پیش گرفت و سیاست عفو و بازگرداندن شماری از مخالفان و تبعیدیان دوره گذشته را دنبال کرد.

در سال ۱۲۸۱ خورشیدی (۱۹۰۲ میلادی)، دعوتنامه‌ای برای خاندان طرزی فرستاده شد و از آنان خواسته شد به افغانستان بازگردند. این دعوت، به نزدیک دو دهه دوری محمود طرزی از وطن پایان داد و مرحله تازه‌ای را در زندگی او آغاز کرد.

پس از بازگشت، طرزی به تدریج جایگاه مهمی در دربار پیدا کرد و به یکی از چهره‌های فکری اثرگذار در افغانستان تبدیل شد. دو دختر او، ثریا و خیریه، نیز با دو شاهزاده افغانستان، امان‌الله خان و عنایت‌الله خان، ازدواج کردند. پس از به سلطنت رسیدن امان‌الله خان در سال ۱۹۱۹، ثریا به مقام ملکه افغانستان رسید و محمود طرزی نیز به عنوان یکی از نزدیک‌ترین مشاوران فکری شاه، در جریان تحولات سیاسی و اصلاحات کشور نقش مهمی ایفا کرد.

نقش محمود طرزی در مذاکرات استقلال افغانستان

طرزی پس از شکل‌گیری حکومت امانی، وارد عرصه رسمی سیاست و دیپلماسی شد و به عنوان وزیر امور خارجه افغانستان فعالیت کرد. در این جایگاه، یکی از مهم‌ترین وظایف او پیگیری روابط خارجی افغانستان و تلاش برای تثبیت استقلال سیاسی کشور بود.

پس از آغاز جنگ سوم افغان و انگلیس در سال ۱۹۱۹، مسئله پایان دادن به محدودیت‌های موجود بر روابط خارجی افغانستان و به رسمیت شناخته شدن استقلال کشور به یکی از مهم‌ترین موضوعات مذاکرات تبدیل شد. طرزی در مقام وزیر امور خارجه، در سازمان‌دهی و پیشبرد سیاست خارجی حکومت امانی و مذاکرات مربوط به استقلال نقش مؤثری ایفا کرد.

نتیجه این روند، تثبیت حق افغانستان برای اداره مستقل روابط خارجی خود بود؛ تحولی که نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان به شمار می‌رود. طرزی استقلال کشور را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای زندگی سیاسی خود می‌دانست و بعدها از اینکه توانسته بود پیروزی افغانستان بر بریتانیا و استقلال کشور را در زمان حیات خود ببیند، با خرسندی یاد کرد.

محمود طرزی
عکسی تاریخی از حضور محمود طرزی در مذاکرات استقلال افغانستان

فعالیت‌های دیپلماتیک محمود طرزی

پس از استقلال، فعالیت‌های طرزی در عرصه دیپلماسی ادامه یافت. او مدتی به عنوان سفیر تام‌الاختیار افغانستان در فرانسه فعالیت کرد و حدود دو سال در این مأموریت بود. حضور او در پاریس فرصت مناسبی برای گسترش روابط افغانستان با کشورهای اروپایی و آشنایی نزدیک‌تر با محافل سیاسی، علمی و فرهنگی اروپا فراهم کرد.

طرزی در سال ۱۳۰۳ خورشیدی (۱۹۲۴ میلادی) به کابل بازگشت و برای دومین بار، تا سال ۱۳۰۵ خورشیدی (۱۹۲۷ میلادی)، وزارت امور خارجه را بر عهده گرفت. در این دوره نیز تجربیات دیپلماتیک خود را در خدمت گسترش روابط خارجی افغانستان و پیشبرد سیاست‌های حکومت امانی قرار داد.

خدمات محمود طرزی به افغانستان

مهم‌ترین میراث طرزی را می‌توان در عرصه‌های مطبوعات، ادبیات، ترجمه، آموزش و گسترش اندیشه‌های جدید جست‌وجو کرد.
طرزی با تأسیس و مدیریت روزنامه «سراج‌الاخبار افغانیه» در سال ۱۲۹۰ خورشیدی (۱۹۱۱ میلادی)، مطبوعات افغانستان را وارد مرحله تازه‌ای کرد. این نشریه به یکی از مهم‌ترین تریبون‌های آگاهی‌بخشی و تجددخواهی در کشور تبدیل شد و طرزی از طریق آن درباره ضرورت اصلاحات اجتماعی، آموزش، علم، پیشرفت و استقلال فکری و سیاسی افغانستان نوشت.

او در عرصه ادبیات نیز تلاش کرد قالب‌ها و مضامین تازه‌ای را وارد ادبیات فارسی افغانستان کند. در آثاری مانند «محمودنامه»، «ادبیات در فن» و «پراگنده»، موضوعاتی مانند هواپیما، راه‌آهن، تلگراف و پیشرفت‌های علمی و فنی جهان جدید را مطرح کرد و ادبیات را وسیله‌ای برای آشنایی جامعه با جهان مدرن قرار داد.

ترجمه نیز بخش مهمی از فعالیت‌های او بود. طرزی با ترجمه آثار علمی، تاریخی، سیاسی و ادبی از زبان‌های خارجی، به‌ویژه ترکی عثمانی و فرانسوی، تلاش کرد دسترسی خوانندگان افغانستان را به دانش و اندیشه‌های جدید افزایش دهد. ترجمه آثار ژول ورن، از جمله «سیاحت بر دورادور کره زمین
در هشتاد روز»، «بیست هزار فرسخ سیاحت در زیر بحر»، «سیاحت در جو هوا» و «جزیره پنهان»، نمونه‌ای از تلاش او برای آشنا کردن نسل جوان با ادبیات علمی-تخیلی و مفاهیم علمی جهان جدید بود.

طرزی همچنین در زمینه ترجمه و تدوین متون اداری و حقوقی فعالیت داشت و در انتقال برخی مفاهیم جدید سیاسی و اداری به زبان دری نقش ایفا کرد. تأکید او بر آموزش علوم جدید در کنار علوم دینی، توجه به آموزش زنان، مبارزه با خرافات و ضرورت قانون‌مداری، بخش دیگری از اندیشه اصلاح‌طلبانه او را تشکیل می‌داد.

او از طریق نوشته‌ها و فعالیت‌های فکری خود، از گسترش آموزش زنان نیز حمایت کرد و در فضای اصلاحات دوره امانی، اندیشه‌های مربوط به آموزش جدید و ایجاد مدارس نوین مورد توجه بیشتری قرار گرفت.

محمود طرزی و جنبش مشروطیت

طرزی از مهم‌ترین چهره‌های فکری جریان مشروطه‌خواهی و اصلاح‌طلبی در افغانستان بود. او با تأثیرپذیری از اندیشه‌های سید جمال‌الدین و دیگر جریان‌های اصلاح‌طلب جهان اسلام، استبداد، جهل و عقب‌ماندگی را از موانع اصلی پیشرفت جامعه می‌دانست.

او در شکل‌گیری و تقویت جریان موسوم به «مشروطیت دوم» و حلقه روشنفکران و جوانان اصلاح‌طلب نقش داشت. این جریان بعدها در تحولات سیاسی دوره امانی و برنامه‌های اصلاحی حکومت جدید تأثیرگذار شد. طرزی همچنین با نوشته‌هایی مانند «آیا چه باید کرد؟» به بررسی علل عقب‌ماندگی جهان اسلام و راه‌های اصلاح آن پرداخت.

سفرهای اروپایی و انتقال تجربه‌های جدید

تجربه‌های اروپایی طرزی تنها به سفر جوانی او به پاریس محدود نماند. پس از استقلال افغانستان، او در سال ۱۲۹۹ خورشیدی (۱۹۲۰ میلادی) در هیئت افغانستان به اروپا سفر کرد و در سال‌های بعد نیز به واسطه مأموریت دیپلماتیک خود در فرانسه، ارتباط نزدیکی با محیط سیاسی و فرهنگی اروپا داشت.

اوج این ارتباط در سفر تاریخی شاه امان‌الله خان و ملکه ثریا به اروپا در فاصله قوس ۱۳۰۶ تا جوزای ۱۳۰۷ خورشیدی (دسامبر ۱۹۲۷ تا ژوئن ۱۹۲۸ میلادی) بود. طرزی در این سفر به عنوان یکی از مشاوران ارشد شاه حضور داشت و هیئت افغانستان از کشورهایی مانند مصر، ایتالیا، فرانسه، بلژیک، آلمان، بریتانیا، لهستان و شوروی دیدار کرد.

این سفرها فرصتی برای مشاهده مستقیم نظام‌های آموزشی، اداری، صنعتی و فرهنگی کشورهای اروپایی فراهم کرد و درک طرزی و دیگر اصلاح‌طلبان افغانستان را از ظرفیت‌های دولت مدرن و ضرورت اصلاحات داخلی عمیق‌تر ساخت.

مطالب مرتبط
رحمان بابا؛ شاعر اخلاق و عرفان در زبان پشتو
عبدالهادی داوی: شاعر افغان، استعمارستیز و بیدارگر

سرانجام محمود طرزی

در پی سقوط حکومت امانی و آغاز حکومت حبیب‌الله کلکانی در سال ۱۳۰۷ خورشیدی (۱۹۲۹ میلادی)، محمود طرزی ناچار به ترک کابل شد. او ابتدا به قندهار و سپس هرات رفت و سرانجام راهی ایران شد. طرزی که از چهره‌های برجسته حکومت امانی و از مخالفان جریان جدید به شمار می‌رفت، در معرض خطر جدی قرار داشت و در نهایت افغانستان را ترک کرد. نقل است زمانی که در ایران از وی علت سفرش را به آن کشور را پرسیدند، طرزی در پاسخ این شعر حافظ شیرازی را خواند:
ما نه اینجا ز پی حشمت و جا آمده‌ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم

او پس از این دومین دوره تبعید، راهی استانبول شد و چهار سال پایانی زندگی خود را در آنجا گذراند. سرانجام محمود طرزی در اول آذر ۱۳۱۲ خورشیدی (۲۲ نوامبر ۱۹۳۳ میلادی) در استانبول درگذشت و در جوار مزار ابوایوب انصاری به خاک سپرده شد.

طرزی در واپسین هفته‌های زندگی خود به نگارش «خاطرات» پرداخت؛ اثری که بخشی از تجربه‌های شخصی و تاریخی او از دوران کودکی و نوجوانی را ثبت کرده است.
محمود طرزی در تاریخ معاصر افغانستان، تنها یک سیاستمدار یا روزنامه‌نگار نبود؛ بلکه از مهم‌ترین روشنفکرانی بود که کوشید اندیشه‌های جدید درباره علم، آموزش، دولت، قانون، مطبوعات و پیشرفت را وارد فضای فکری افغانستان کند. میراث او بیش از هر چیز در پیوند میان اندیشه تجدد، مطبوعات، ادبیات و سیاست و در تلاش برای ساختن افغانستانی مستقل و نوگرا قابل مشاهده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *