پنج‌شنبه 8/ 5 / 1405

بررسی تحولات افغانستان

شش ماه پس از سکوت عملیاتی داعش خراسان در افغانستان، حمله داعش در بدخشان به یکی از مهم‌ترین موضوعات امنیتی مرتبط با این گروه در افغانستان تبدیل شده است. داعش خراسان با پذیرش مسئولیت ترور رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت بدخشان، نخستین حمله خود پس از یک وقفه شش‌ماهه را ثبت کرد؛ حمله‌ای که هم‌زمان با افزایش درگیری گروه‌های مخالف طالبان در ولسوالی‌های مختلف این ولایت رخ داد. این هم‌زمانی، پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا داعش خراسان در حال بهره‌برداری از فضای امنیتی جدید بدخشان است؟

تجربه دو دهه گذشته افغانستان نشان می‌دهد هرگاه تمرکز حکومت‌های افغانستان، از مقابله با داعش به سمت نبرد با سایر گروه‌های مسلح تغییر کرده، این گروه تروریستی فرصت یافته است شبکه‌های خود را بازسازی و دامنه فعالیتش را گسترش دهد. از همین منظر، حمله داعش در بدخشان می‌تواند نشانه‌ای از تلاش این گروه برای بهره‌گیری از شکاف‌های امنیتی ناشی از درگیری‌های تازه باشد. اگرچه یک حمله به‌تنهایی برای اثبات بازگشت گسترده داعش کافی نیست، اما هم‌زمانی آن با تشدید حملات مخالفان طالبان، فرضیه احیای تدریجی هسته‌های داعش در بدخشان را تقویت می‌کند.

در چنین شرایطی، بدخشان ممکن است تنها صحنه رویارویی طالبان و گروه‌های مخالف نباشد، بلکه به عرصه رقابت هم‌زمان چند بازیگر امنیتی تبدیل شود؛ وضعیتی که در صورت تداوم، پیامدهای آن فراتر از مرزهای این ولایت خواهد رفت و بر امنیت سایر ولایت‌های شمالی نیز اثر خواهد گذاشت.

حمله داعش در بدخشان و تغییر معادلات امنیتی

ترور ذبیح‌الله امیری، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان، در شرایطی رخ داد که این ولایت طی هفته‌های اخیر شاهد افزایش فعالیت گروه‌های مخالف طالبان بوده است. حملات اخیر «جبهه سپاهی میهن» در ولسوالی یفتل و «جبهه آزادی» در ولسوالی زیباک، سطح درگیری‌های امنیتی در بدخشان را افزایش داده است.

هم‌زمانی عملیات داعش خراسان با این تحولات، به خودی خود به معنای همکاری میان این گروه‌ها نیست؛ اما از ملتهب شدن فضای امنیتی بدخشان و مساعد شدن فضا برای فعالیت داعش خبر می‌دهد. هرچه حکومت طالبان ناچار شوند نیرو و ظرفیت اطلاعاتی بیشتری را صرف مقابله با مخالفان داخلی کند، احتمال ایجاد خلأهای امنیتی افزایش می‌یابد؛ خلأهایی که گروه‌ تروریستی داعش خراسان همواره تلاش کرده است از آن بهره‌برداری کند.

این الگو در افغانستان سابقه دارد. داعش خراسان در سال‌های گذشته نیز در مناطقی رشد کرد که تمرکز نیروهای امنیتی بر جبهه‌های دیگر قرار گرفته بود. از این منظر، بدخشان می‌تواند بار دیگر در معرض همان چرخه امنیتی قرار گیرد.

چرا بدخشان برای داعش خراسان اهمیت راهبردی دارد؟

اهمیت بدخشان برای داعش صرفاً به وضعیت امنیتی امروز محدود نمی‌شود. این ولایت از نخستین سال‌های شکل‌گیری داعش خراسان، یکی از مناطق مهم جذب نیرو برای این گروه محسوب می‌شد. در سال‌های حکومت جمهوری، رشد مدارس سلفی در بخش‌هایی از بدخشان موجب شد تعدادی از فارغ‌التحصیلان این مدارس به حزب‌التحریر و سپس داعش خراسان بپیوندند.

به همین دلیل، بدخشان طی سال‌های گذشته بارها شاهد عملیات‌های داعش، ترورهای هدفمند و فعالیت شبکه‌های مخفی این گروه بود. پس از تسلط طالبان در سال 1400، سیاست مشت آهنین طالبان موجب تضعیف داعش شد و بسیاری از رهبران و عناصر این گروه به پاکستان کوچ کردند.

اکنون اگر سطح ناامنی در بدخشان افزایش یابد، این ولایت می‌تواند دوباره به یکی از مناسب‌ترین نقاط برای احیای شبکه‌های عملیاتی داعش تبدیل شود؛ زیرا هم سابقه حضور این گروه را دارد و هم از نظر جغرافیایی به مرزهای تاجیکستان، چین و پاکستان نزدیک است.

دو سناریوی محتمل درباره بازگشت داعش در بدخشان

نخستین سناریو آن است که داعش خراسان بدون اتکا به حمایت بازیگران بیرونی، صرفاً از فرصت ایجاد شده ناشی از درگیری طالبان با مخالفان مسلح استفاده کند. در این سناریو، حمله اخیر داعش (ترور ذبیح‌الله امیری، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان) می‌تواند نشانه‌ای برای تلاش این گروه برای بازگشت تدریجی هسته‌های عملیاتی به بدخشان باشد.

سناریوی دوم، ابعاد منطقه‌ای گسترده‌تری دارد. در ماه‌های اخیر روابط طالبان و پاکستان وارد مرحله‌ای پرتنش شده و اسلام‌آباد تلاش کرده است با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله گروه‌های مسلح مخالف طالبان، موازنه قدرت در افغانستان را تغییر دهد. در همین چارچوب، پیش‌تر نیز این فرضیه مطرح شد که راهبرد جدید پاکستان در افغانستان ممکن است مبتنی بر فعال‌سازی هم‌زمان چند بازیگر نیابتی برای افزایش فشار بر حکومت طالبان باشد.

در صورت صحت این سناریو، نمی‌توان احتمال بهره‌برداری داعش خراسان از این وضعیت را نادیده گرفت. البته تاکنون هیچ سند قطعی و مستقلی که نشان دهد حمله داعش در بدخشان بخشی از چنین راهبردی بوده، وجود ندارد. با این حال، سابقه ارتباط‌های فرصت‌طلبانه داعش خراسان با بازیگران مختلف منطقه‌ای سبب شده این فرضیه مورد توجه قرار گیرد.

حمله داعش در بدخشان
حمله داعش در بدخشان، نمودار حملات این داعش خراسان را که به صفر نزدیک شده بود، تغییر خواهد داد. شاخه خراسان داعش، در مقایسه با سایر شاخه‌های این گروه، دچار افت فعالیت شده بود که این موضوع ناشی از تثبت وضعیت امنیتی افغانستان بود. 

مدیریت داعش خراسان از داعش «ولایت پاکستان»

یکی از نکاتی که در تحلیل تحولات اخیر کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، تفاوت ساختاری میان داعش خراسان و داعش ولایت پاکستان است. پس از اختلافات داخلی در ساختار داعش خراسان، این گروه با میانجیگری شعبه مرکزی داعش، به دو شاخه تفکیک شد. یک گروه با همان سابق یعنی داعش خراسان، مسئول عملیات در افغانستان و ایالت خیبرپختونخوا پاکستان شد و گروه دیگر با نام داعش «ولایت پاکستان» مسئول حملات در سایر ایالت‌های پاکستان گردید.

داعش خراسان از همان زمان تاسیس هر جا که منافع آن اقتضا می‌کرد، با سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف همکاری داشت و اکنون هم شواهدی متعددی وجود دارد که به همکاری با سرویس اطلاعاتی پاکستان روی آورده است. لذا داعش خراسان از شکاف‌های امنیتی و رقابت بازیگران منطقه‌ای به خوبی بهره برده می‌کند. در شرایط جدید، بدخشان با اهمیت راهبردی آن به سوی یک خلا امنیتی در حرکت است و این فرصت برای داعش وجود دارد که بار دیگر در این ولایت عرض اندام کند. این تمایل داعش، با منافع پاکستان، همسویی دارد.

آیا بدخشان به نقطه آغاز موج جدید حملات داعش تبدیل می‌شود؟

پاسخ به این پرسش هنوز زود است، اما حمله داعش در بدخشان را نمی‌توان یک رویداد منفرد تلقی کرد. اگر حملات گروه‌های مخالف طالبان ادامه یابد و طالبان بخش بیشتری از توان نظامی و اطلاعاتی خود را صرف این جبهه‌ها کنند، احتمال افزایش تحرکات داعش در بدخشان بیشتر خواهد شد.

در واقع، اهمیت حمله داعش در بدخشان بیش از آنکه در حذف یک مقام طالبان باشد، در پیامی است که درباره تغییر محیط امنیتی بدخشان ارسال می‌کند. این حمله می‌تواند نخستین نشانه از تلاش داعش برای آزمودن میزان آمادگی طالبان در یکی از حساس‌ترین ولایت‌های افغانستان باشد.

مطالب مرتبط
راهبرد جدید پاکستان علیه طالبان؛ چرا بدخشان به میدان جنگ تبدیل شد؟
خطر بازگشت حملات داعش خراسان به افغانستان

جمع‌بندی

ترور مقام طالبان در بدخشان توسط داعش، هم‌زمان با افزایش فعالیت گروه‌های مخالف طالبان، می‌تواند آغاز مرحله‌ای جدید از رقابت بازیگران مسلح در شمال افغانستان باشد. شواهد موجود هنوز برای اثبات بازگشت گسترده داعش خراسان کافی نیست، اما هم‌زمانی حمله داعش در بدخشان با افزایش تنش‌ها، فرضیه بهره‌برداری داعش از شرایط جدید را تقویت می‌کند.

اگر روند کنونی ادامه یابد، بدخشان ممکن است نخستین ولایتی باشد که داعش خراسان از شکاف‌های امنیتی ناشی از چندجبهه‌ای شدن نبرد طالبان برای احیای ظرفیت‌های عملیاتی خود استفاده کند. در چنین سناریویی، چالش طالبان دیگر تنها مقابله با مخالفان داخلی نخواهد بود، بلکه مهار دوباره تهدید داعش نیز به یکی از مهم‌ترین آزمون‌های امنیتی کابل تبدیل خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات