شنبه 22/ 1 / 1405

چهل و هشت ساعت پس از آن‌که پدافند هوایی ایران یک فروند جنگنده اف-۱۵ آمریکا را در آسمان اصفهان سرنگون کرد و یکی از دو خلبان آن در خاک ایران گرفتار شد، دونالد ترامپ مدعی شد که این خلبان را در عملیاتی موسوم به «عملیات فریب» نجات داده است. اما در روزهای پس از این رویداد، آنچه به عنوان یک ماموریت جسورانه از سوی کاخ سفید روایت شد، از نگاه بسیاری از کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی و نیز تحلیلگران نظامی غربی، چیزی جز یک شکست فاجعه‌بار و تحقیرآمیز برای بزرگ‌ترین ارتش جهان نبوده است.

این گزارش تحلیلی تلاش دارد با تکیه بر مستندات میدانی، گزارش‌های رسمی ایران، تحلیل‌های رسانه‌های نظامی غربی و مهم‌تر از همه، بازتاب این رویداد از منظر کاربران افغان به عنوان ناظران منطقه‌ای، ابعاد پنهان این عملیات را واکاوی کند و نشان دهد چرا این عملیات را باید «طبس ۲» نامید.

شواهد یک شکست میدانی در عملیات اصفهان

عملیات موسوم به «نجات خلبان آمریکایی» در عمل به یک تراژدی نظامی برای نیروهای ویژه آمریکا تبدیل شد. بر اساس اعلام قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا (فرماندهی یکپارچه نیروهای مسلح ایران)، دو فروند هواپیمای ترابری سی۱۳۰ (C130) و دو فروند بالگرد (UH60) در جریان این ماموریت سرنگون شده‌اند. این آمار اولیه است. اما یک منبع نظامی معتبر غربی، یعنی مجله میلتاری واچ (Military Watch Magazine) فهرست بسیار بلندبالاتری از تلفات هوایی آمریکا در این عملیات ارائه می‌دهد.

بر اساس گزارش دقیق این مجله، نیروهای آمریکایی در این عملیات جمعاً ۱۱ فروند هواگرد خود را از دست داده‌اند: دو فروند بالگرد UH60، دو فروند پهپاد MQ9 ریپر، یک فروند جنگنده تهاجمی A10 واترهاگ، دو فروند هواپیمای امداد و نجات HC130J، دو فروند بالگرد سبک MH6 و نیز یک فروند پهپاد شناسایی هرمس ۹۰۰ که متعلق به رژیم صهیونیستی بوده است.

این ارقام نشان می‌دهد که عملیات مذکور نه یک ماموریت نجات ساده، بلکه یک تهاجم هوایی گسترده و همه‌جانبه در عمق خاک ایران بوده که با واکنش کوبنده و هوشمندانه پدافند ایران مواجه شده و در نهایت با عقب‌نشینی شتابزده و انهدام چندین فروند از پیشرفته‌ترین تجهیزات آمریکا همراه شده است.

نگاه کاربران افغان؛ روایت شکست از زاویه یک همسایه

کاربران افغان که خود سال‌ها درگیر پیامدهای جنگ و حضور نظامی آمریکا در منطقه بوده‌اند، با نگاهی موشکافانه و اغلب طنزآمیز به این رویداد واکنش نشان داده‌اند. مهم‌ترین مؤلفه در تحلیل‌های آن‌ها، توجه به قربانیان فراموش‌شده و تضاد آشکار میان روایت تبلیغاتی و واقعیت میدانی است.

سمیع‌الحق صارم، یکی از کاربران فعال افغان، با نگاهی فنی و نظامی به این ماجرا می‌پردازد و پرسشی کلیدی مطرح می‌کند: چه کسی به فکر سرنوشت خلبانان و خدمه هواپیماهای سرنگون‌شده است؟ او با اشاره به ظرفیت حمل و نقل هر بلک‌هاوک (حدود ۱۵ نفر) و هواپیمای سی۱۳۰ (حداقل ۸ نفر خدمه پروازی)، این سؤال را مطرح می‌کند که اگر بنا بر آمار «میلتاری واچ» واقعاً ۱۱ فروند هواگرد ساقط شده، تعداد نیروهای آمریکایی حاضر در این عملیات بسیار زیاد بوده است. صارم می‌گوید: «تمرکز رسانه‌ها عمدتا بر نجات خلبان اف-۱۵ قرار گرفته است اما درباره تلفات احتمالی سایر نیروها سکوت کامل دیده می‌شود». این کاربر افغان، این تناقض را نوعی «اولویت‌بندی وحشتناک در روایت‌سازی جنگ» می‌نامد که جان سربازان آمریکایی را فدای یک پیروزی تبلیغاتی می‌کند.

در سوی دیگر، عباس عرفان، کاربر دیگر افغان، صراحتاً این عملیات را «بزرگ‌ترین شرمساری تاریخ برای آمریکا» توصیف می‌کند. او با لحنی تند به این نکته اشاره دارد که دونالد ترامپ با وجود از دست دادن چندین فروند هواپیمای پیشرفته و احتمالاً شماری از کماندوهای نخبه، این شکست را به عنوان «بهترین عملیات تاریخ» به مردم خود قالب می‌کند.

اما شاید تأمل‌برانگیزترین دیدگاه از آنِ خادم‌حسین کریمی است. او ضمن تأیید نقش «عملیات فریب» که توسط شبکه ان‌بی‌سی و اکسیوس فاش شده، این عملیات را بسیار پیچیده و هالیوودی توصیف می‌کند. او معتقد است پیچیدگی سناریو به هیچ وجه نمی‌تواند خسارت‌های فاحش وارده را توجیه کند، بلکه صرفاً نشان‌دهنده عزم آمریکا برای نفوذ به تأسیسات هسته‌ای ایران بوده است.

عملیات نجات خلبان اصفهان
صارم کاربر افغان در نوشته خود به روایت‌سازی آمریکا از عملیات هوایی در اصفهان تمرکز دارد.

«طبس ۲» در اصفهان؛ تشبیهی که واقعیت دارد

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در نشست خبری خود این عملیات را «طبس ۲» نامید. این تشبیه تصادفی نیست. در سال ۱۹۸۰، نیروهای آمریکایی برای نجات گروگان‌های سفارت خود در تهران، عملیات موسوم به «پنجه عقاب» (طبس) را آغاز کردند که به فاجعه‌ای تمام عیار ختم شد و ۸ سرباز آمریکایی جان خود را از دست دادند.

بر اساس مستندات منتشرشده از این عملیات، شباهت‌های عجیبی میان این دو واقعه وجود دارد:
1- فرود در فرودگاه متروکه: ایران اعلام کرده که آمریکایی‌ها از یک فرودگاه متروکه در جنوب اصفهان به عنوان پایگاه عملیاتی خود استفاده کرده‌اند.
۲- انهدام هواپیماها توسط خودی: مشابه حادثه طبس که برخورد هلیکوپتر با هواپیما باعث انفجار شد، در این عملیات نیز نیروهای آمریکایی مجبور به انهدام عمدی دو فروند هواپیمای سی۱۳۰ و چندین بالگرد خود در خاک ایران شدند تا به دست ایران نیفتد.
۳- تغییر ماهیت مأموریت: مقامات امنیتی ایران اعلام کرده‌اند که عملیات مذکور در ابتدا یک «عملیات نفوذ» به تأسیسات هسته‌ای بوده که پس از لو رفتن، به «عملیات نجات» تغییر ماهیت داده است.

منابع خبری غربی نیز تأیید کرده‌اند که عملیات نجات خلبان دوم در ابتدا با یک عملیات فریب گسترده توسط سیا همراه بود تا نیروهای ایرانی را به منطقه دیگری منحرف کند. با این حال، هیچ تصویر رسمی یا مدرکی از هویت خلبان نجات‌یافته منتشر نشده است، و همین امر بر ابهامات پیرامون این رویداد افزوده است.

چرا این عملیات شکستی حیثیتی برای پنتاگون است؟

برای درک ابعاد شکست در این عملیات، صرفاً به تعداد هواپیماهای سرنگون‌شده نباید نگاه کرد. این شکست از چند منظر حیثیتی و راهبردی برای آمریکا فاجعه‌بار است.

شکست «عملیات فریب»: سیا سناریوی پیچیده‌ای طراحی کرد تا نیروهای ایرانی را فریب دهد، اما در عمل، ایران نه تنها فریب نخورد، بلکه تله هوشمندانه‌ای پهن کرد که منجر به نابودی کاروان هوایی مهاجم شد.

سکوت خبری در مورد تلفات انسانی: در حالی که ترامپ بر عملیات بدون تلفات تأکید دارد، منابع خبری ایران و نیز برخی منابع غربی از کشته شدن چندین سرباز آمریکایی خبر داده‌اند. اصرار واشنگتن بر عدم انتشار تصاویر خلبان نجات‌یافته و نیز پنهان‌کاری در مورد آمار تلفات، روایت رسمی آنها را به شدت تضعیف می‌کند.

شکست در عملیات روانی: هدف اصلی چنین عملیات‌های پرهزینه‌ای در دل خاک دشمن، تقویت روحیه نیروهای خودی و تضعیف روحیه دشمن است. اما واکنش گسترده کاربران افغان و منطقه‌ای که این عملیات را به تمسخر گرفته‌اند و آن را شکست می‌خوانند، نشان می‌دهد که این هدف محقق نشده است.

عبدالنصیر موحدی، رسانه‌گر افغان، در این زمینه می‌گوید: «پنتاگون در این عملیات حیثیتی توانست دومین خلبان خود را نجات دهد؛ اما بهای واقعی این عملیات (زخمی شدن ده‌ها نیروی کماندو و منهدم شدن چندین فروند هواگرد) هرگز به صورت کامل رسانه‌ای نخواهد شد.» او عملیات را «پرهزینه و حیثیتی» توصیف می‌کند.

مطالب مرتبط:
فحاشی ترامپ؛ سقوط یک استراتژی و زوال نظام سیاسی آمریکا
واکنش افغان‌ها به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

عبرتی برای آینده

با نگاهی به مطالب کاربران افغان به این عملیات، می‌توان گفت که نگاه افغان‌ها به این عملیات، فراتر از یک تحلیل نظامی صرف، بلکه یک هشدار ژئوپلیتیک است. آن‌ها که طعم تلخ اشغال نظامی را چشیده‌اند، به خوبی می‌دانند که یک شکست فنی در میدان جنگ چگونه می‌تواند به یک شکست راهبردی در عرصه قدرت‌نمایی بین‌المللی تبدیل شود.

واشنگتن در تلاش است با روایت عملیات فریب، یک پیروزی تبلیغاتی از دل یک شکست نظامی بیرون بکشد. اما حجم انبوه تصاویر لاشه هواپیماهای آمریکایی در کویر اصفهان که توسط رسانه‌های ایران منتشر شده، و تحلیل‌های دقیق و مستند کاربران مستقل در شبکه‌های اجتماعی، این دروازه‌های تبلیغاتی را یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد.

در نهایت، مهم‌ترین پیام این رویداد شاید این باشد که ابرقدرت نظامی جهان دیگر نمی‌تواند با خیال راحت به عمق خاک کشورهایی با قدرت بازدارندگی بالا نفوذ کند. کاربران افغان این واقعیت را به خوبی درک کرده‌اند که آنچه در اصفهان گذشت، عملیات نجات نبود؛ یک «طبس ۲» بود که با کوهی از آهن‌آلات سوخته و حیثیت لکه‌دار به پایان رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات