بررسی تحولات افغانستان
حملات پهپادی طالبان به مواضع داعش خراسان در خاک پاکستان را باید یکی از مهمترین تحولات امنیتی ماههای اخیر در روابط کابل و اسلامآباد دانست. در روزهای پایانی خرداد/جواز ۱۴۰۵، وزارت دفاع حکومت طالبان از انجام دستکم سه عملیات فرامرزی علیه مقرهای داعش خراسان در ایالتهای بلوچستان و خیبرپختونخوا خبر داد. بر اساس اعلام طالبان، اهداف مورد حمله در مناطق گلستان قلعه عبدالله، شکرآب جنگلگردی در چاغی و همچنین قمبرخیل در اورکزی قرار داشتهاند؛ مناطقی که از سوی منابع نزدیک به طالبان بهعنوان مراکز جذب نیرو، آموزش و طراحی عملیاتهای داعش خراسان معرفی شدهاند.
اگرچه دولت پاکستان وقوع این عملیاتهای پهپادی را رد کرده است، اما سوابق مشابه در یک سال گذشته و نیز روند فزاینده تنشهای امنیتی میان دو کشور نشان میدهد که احتمال وقوع این حملات بسیار بالا است. حملات پهپادی طالبان تنها یک عملیات تاکتیکی علیه داعش نیست، بلکه نشانهای از تحول راهبرد امنیتی حکومت طالبان از «دفاع در داخل» به «اقدام پیشگیرانه در خارج از مرزها» محسوب میشود. این تحول میتواند معادلات امنیتی منطقه، روابط افغانستان و پاکستان و حتی رویکرد بازیگران منطقهای نسبت به تحولات جنوب آسیا را تحت تأثیر قرار دهد.
حملات پهپادی طالبان در عمق خاک پاکستان
تا پیش از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، داعش خراسان یکی از مهمترین بازیگران ناامنی در افغانستان بود. این گروه از شرق تا شمال و غرب افغانستان شبکههای عملیاتی فعال داشت و حتی در کابل نیز حملات مرگبار متعددی را سازماندهی میکرد. اما طالبان پس از استقرار در قدرت، داعش خراسان را تهدید شماره یک امنیت ملی خود معرفی کرد و سیاست «مشت آهنین» را علیه این گروه در پیش گرفت.
نتیجه این رویکرد، کاهش چشمگیر توان عملیاتی داعش از سال ۱۴۰۲ به بعد بود. ارزیابیهای مراکز پژوهشی بینالمللی از جمله مطالعات منتشرشده در اندیشکدههایی مانند «گروه بینالمللی بحران» و «مؤسسه مطالعات جنگ» نیز نشان میدهد که ساختارهای عملیاتی داعش خراسان در داخل افغانستان طی دو سال گذشته به شدت آسیب دیده و این گروه دیگر توان سابق برای اجرای حملات گسترده را ندارد.
در چنین شرایطی، حملات پهپادی طالبان نشان میدهد که کابل دیگر صرفاً در موضع تدافعی قرار ندارد. حکومت طالبان اکنون به سطحی از توان اطلاعاتی و عملیاتی رسیده که میتواند مراکز تهدید را پیش از ورود به خاک افغانستان هدف قرار دهد. طی یک سال گذشته نیز چندین عملیات پهپادی طالبان علیه مواضع داعش خراسان در ایالت خیبرپختونخوا گزارش شده است. این تحول بیانگر تغییر دکترین امنیتی طالبان از مقابله واکنشی به بازدارندگی فعال است؛ دکترینی که هدف آن انتقال میدان نبرد به محل استقرار تهدیدات بالقوه است.
اشراف اطلاعاتی طالبان و نفوذ در معادلات امنیتی پاکستان
یکی از مهمترین ابعاد حملات پهپادی اخیر، سطح بالای اشراف اطلاعاتی حکومت طالبان نسبت به تحولات امنیتی آن سوی خط دیورند است. پایگاه المرصاد که بهطور گسترده بهعنوان رسانه نزدیک به نهادهای امنیتی طالبان شناخته میشود، طی مطلبی از بازسازماندهی داعش خراسان در مناطق کرمه، اورکزی، خیبر، مهمند و باجور در ایالت خیبرپختونخوا خبر داده است که نشان از اشراف اطلاعاتی کابل بر تحولات امنیتی پاکستان است.
انتخاب دقیق اهداف در عملیات اخیر نشان میدهد که طالبان از شبکه اطلاعاتی مؤثری در مناطق مرزی پاکستان برخوردار است. موفقیت حملات پهپادی طالبان علیه مراکزی که محل جذب نیرو و برنامهریزی عملیاتهای داعش بودهاند، بدون دسترسی به اطلاعات میدانی و اطلاعات انسانی گسترده امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، طی یک سال گذشته گزارشهای متعددی درباره تلاش پاکستان برای استفاده از نظامیان سابق افغان علیه حکومت طالبان منتشر شده بود. هرچند اسلامآباد این موضوع را تأیید نکرده، اما حمله اخیر به مقر نیروهای سازماندهیشده افغان در خیبرپختونخوا تا حد زیادی این گمانه را تقویت میکند.
المرصاد همچنین مدعی شده است که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) پس از کنفرانس امنیتی مونیخ با برخی چهرههای سیاسی و نظامی سابق افغانستان دیدارهایی انجام داده و پروژه بازسازماندهی اربکیهای سابق و نیروهای ضدطالبان را در بلوچستان دنبال میکند. در چنین چارچوبی، حملات پهپادی طالبان صرفاً اقدامی ضد داعش نبوده، بلکه پیامی مستقیم به نهادهای امنیتی پاکستان درباره میزان نفوذ اطلاعاتی کابل محسوب میشود.
هشدار بازیگران منطقهای نسبت به تحولات امنیتی افغانستان و پاکستان
تحولات اخیر تنها نگرانی کابل و اسلامآباد نیست. به نظر میرسد کشورهای منطقه نیز نسبت به پیامدهای امنیتی تنشهای فزاینده میان دو همسایه حساس شدهاند و در حال ارسال سیگنالهای هشدار هستند.
در ۵ خرداد/جوزا ۱۴۰۵، الکساندر بورتنیکوف رئیس سازمان امنیت فدرال روسیه در نشست رؤسای نهادهای امنیتی کشورهای مستقل مشترکالمنافع (CIS) هشدار داد که داعش خراسان روند جذب نیرو از کشورهای آسیای مرکزی و همچنین کارگران مهاجر در روسیه را تشدید کرده است. وی از شکلگیری شبکههای مخفی، کانالهای مالی و برنامهریزی برای حملات احتمالی خبر داد. نکته قابل توجه در اظهارات بورتنیکوف، طرح ادعای نقشآفرینی بازیگران خارجی در سازماندهی تهدیدات ضدطالبان بود. وی مدعی شد که داعش خراسان، گروههای جهادی همسو و نیروهای ضدطالبان از حمایت فعال سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا برخوردارند؛ ادعایی که در صورت صحت، میتواند نشاندهنده پیچیدهتر شدن رقابتهای ژئوپلیتیکی پیرامون افغانستان باشد.
این هشدارها نشان میدهد که موضوع صرفاً به رقابت دوجانبه افغانستان و پاکستان محدود نیست. بسیاری از کشورهای منطقه نگران آن هستند که تشدید رقابتهای امنیتی میان کابل و اسلامآباد، فرصت جدیدی برای بازسازی شبکههای تروریستی فراملی ایجاد کند. از این منظر، حملات پهپادی طالبان علیه داعش خراسان در عمق خاک پاکستان را میتوان بخشی از تلاش طالبان برای نمایش توان کنترل تهدیدات امنیتی و جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به کانون جدید بیثباتی منطقهای دانست.

احتمال اوجگیری مجدد تنشها بین افغانستان و پاکستان
با وجود اهداف اعلامی عملیات اخیر، پیامدهای سیاسی و امنیتی آن میتواند فراتر از مقابله با داعش باشد. پس از انتشار بیانیه وزارت دفاع طالبان درباره هدف قرار دادن مراکز داعش و شبکههای مرتبط با دستگاههای اطلاعاتی پاکستان، زلمی خلیلزاد نسبت به افزایش دوباره تنش میان کابل و اسلامآباد هشدار داد و خواستار میانجیگری فعال کشورهای منطقه شد.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که روابط دو کشور طی ماههای گذشته بارها دچار تنش شده است. حملات متقابل مرزی، اتهام حمایت از گروههای مسلح و افزایش عملیاتهای فرامرزی، سطح بیاعتمادی میان طرفین را به شدت افزایش داده است. گزارشهای متعدد نیز از تشدید درگیریهای مرزی و حملات متقابل میان دو کشور در ماههای اخیر حکایت دارد.
در چنین فضایی، عملیاتهای پهپادی طالبان به خاک پاکستان میتوانند بهعنوان بخشی از یک روند بزرگتر تلقی شود؛ روندی که در آن کابل و اسلامآباد بیش از گذشته یکدیگر را مسئول تهدیدات امنیتی خود میدانند. از سوی دیگر، پیام اخیر المرصاد مبنی بر اینکه افغانستان در حوزه استفاده از ابزارهای نیابتی ظرفیتهای بیشتری نسبت به پاکستان در اختیار دارد، حامل یک پیام بازدارنده آشکار است.
اگر پاکستان همچنان متهم به حمایت از نیروهای ضدطالبان و تسهیل فعالیت داعش خراسان باشد و در مقابل طالبان نیز سیاست عملیات پیشگیرانه را ادامه دهد، احتمال افزایش سطح رویارویی میان دو کشور دور از ذهن نخواهد بود. در این میان، حملات پهپادی طالبان میتواند به نقطه عطفی در گذار رقابت امنیتی دو طرف از سطح پنهان به سطح آشکار تبدیل شود.
مطالب مرتبط
توان پهپادی طالبان و تاثیر آن بر درگیری افغانستان و پاکستان
کوچ داعش خراسان از افغانستان به پاکستان
جمعبندی
تحولات اخیر نشان میدهد که حملات پهپادی طالبان صرفاً عملیات ضدتروریستی محدود نبوده است، بلکه بازتاب تغییرات عمیق در راهبرد امنیتی حکومت طالبان است. طالبان اکنون نهتنها توانسته داعش خراسان را در داخل افغانستان تا حد زیادی مهار کند، بلکه در حال انتقال میدان مقابله به بیرون از مرزهای خود است.
همزمان، عملیاتهای اخیر از سطح قابل توجه اشراف اطلاعاتی طالبان بر تحولات امنیتی پاکستان پرده برمیدارد و نشان میدهد کابل نسبت به تحرکات داعش و نیروهای ضدطالبان در آن سوی دیورند حساسیت بالایی دارد. با این حال، استمرار این روند میتواند به تشدید تنشهای دوجانبه و افزایش بیثباتی منطقهای منجر شود.
در نتیجه، عملیاتهای پهپادی طالبان علیه مقرهای داعش و مخالفان مسلح را باید در چارچوب یک معادله بزرگتر تحلیل کرد؛ معادلهای که در آن مبارزه با داعش، رقابت اطلاعاتی کابل و اسلامآباد، موازنه بازدارندگی و نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه بهصورت همزمان در حال بازتعریف نظم امنیتی پیرامون افغانستان هستند.















