بررسی تحولات افغانستان
تنش میان افغانستان و پاکستان در شرایطی وارد مرحلهای حساس شده است که همزمان تلاشهای ترکیه و قطر برای بازگرداندن کابل و اسلامآباد به مسیر گفتوگو ادامه دارد. سفر مقامهای ارشد امنیتی و سیاسی این دو کشور به کابل و اسلامآباد، در کنار حمله انتحاری کوهات و متعاقب آن حملات هوایی پاکستان به مناطقی در کنر و پکتیکا، نشان میدهد که روند تنشزدایی میان دو طرف همچنان در برابر تحولات امنیتی آسیبپذیر است. در این میان، پذیرش مسئولیت حمله کوهات از سوی «اتحادالمجاهدین پاکستان» و رد مسئولیت آن از سوی تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، بر پیچیدگی آرایش گروههای مسلح فعال در این منازعه افزوده و ضرورت بررسی نقش بازیگران غیردولتی در تشدید تنشها را برجسته کرده است.
در این چارچوب، علاوه بر محاسبات کابل و اسلامآباد و نقش میانجیگران منطقهای، باید به نقش گروههای مسلح و ائتلافهایی همچون اتحادالمجاهدین نیز توجه داشت؛ بازیگرانی که خارج از چارچوب گفتوگوهای رسمی فعالیت میکنند و اقدامات آنها میتواند بر محاسبات امنیتی دو کشور اثر بگذارد. بنابراین، بررسی همزمان انگیزههای کابل و اسلامآباد، نقش ترکیه و قطر و جایگاه گروههای مسلحی که از تداوم ناامنی و شکاف میان دو کشور متأثرند، میتواند ابعاد پیچیدهتر بحران و موانع پیشروی روند تنشزدایی را روشن کند.
تنش افغانستان و پاکستان و مأموریت تازه ترکیه و قطر
سفر اخیر ابراهیم کالین، رئیس سازمان استخبارات ترکیه و حمد بن خمیس الکبیسی معاون مشاور امنیت ملی قطر به کابل، در شرایطی انجام شد که روابط افغانستان و پاکستان در یکی از پرتنشترین مراحل خود قرار دارد. ابراهیم کالین، در کابل و قندهار با شماری از مقامهای ارشد حکومت طالبان، از جمله وزرای دفاع و داخله، رئیس استخبارات و رئیس دفتر رهبر حکومت طالبان، دیدار کرد و سپس به اسلامآباد رفت و با نخستوزیر پاکستان، رئیس ستاد ارتش و رئیس استخبارات این کشور گفتوگو کرد.
همزمان، حمد بن خمیس الکبیسی، نیز در کابل با مقامهای ارشد طالبان دیدار داشت. اگرچه ترکیه و قطر رسماً جزئیات کامل مأموریت این دو مقام را اعلام نکردهاند، منابع مختلف گفتهاند که تنش میان کابل و اسلامآباد و تلاش برای بازگرداندن دو طرف به مسیر گفتوگو از موضوعات اصلی این رفتوآمدها بوده است.
اهمیت این تحرک دیپلماتیک فقط در سطح دیدارهای معمول سیاسی نیست. ترکیه و قطر در سالهای گذشته هر دو کانالهای ارتباطی نسبتاً مؤثری با طالبان ایجاد کردهاند و در مقاطع مختلف در تلاش برای میانجیگری میان افغانستان و پاکستان نیز نقش داشتهاند. از سوی دیگر، پاکستان نیز پیشتر اعلام کرده بود که از میانجیگری کشورهای دوست، از جمله قطر، ترکیه و چین، برای کاهش تنش با کابل استفاده کرده است.
بنابراین، حضور همزمان مقامهای ارشد امنیتی دو کشور در کابل و بهویژه حرکت کالین از کابل به اسلامآباد، این برداشت را تقویت میکرد که تلاش تازهای برای نزدیک کردن مواضع دو طرف در جریان است.
منافع اقتصادی در کاهش تنش افغانستان و پاکستان
حتی از منظر منافع اولیه دو طرف نیز زمینههایی برای تنشزدایی وجود دارد. هم حکومت طالبان و هم دولت پاکستان از بسته بودن مرز و تنش مداوم ضرر اقتصادی میبینند. علاوه بر توقف تجارت دوجانبه میان دو کشور، افغانستان، مسیر اصلی تجاری خود و پاکستان نیز مسیر ترانزیتی خود به آسیای مرکزی را از دست داداند.
هر دو طرف هزینه وخامت اوضاع امنیتی را میپردازند. از این منظر، هر دو انگیزه دارند که بهدنبال کاهش تنش باشند. از همین رو، وزارت خارجه پاکستان در روزهای پیش از این تحولات بهصراحت گفته بود که اگر نگرانیهای امنیتی این کشور برطرف شود، اسلامآباد آمادگی بازگشایی مرزها، ازسرگیری تجارت و استفاده از افغانستان بهعنوان مسیر اتصال منطقهای را دارد.
با این حال، منافع اقتصادی بهتنهایی نمیتواند بر اختلافات امنیتی و سیاسی غلبه کند. مسئله حضور گروههای مسلح مخالف پاکستان در خاک افغانستان، اختلاف بر سر کنترل مرز و بیاعتمادی میان دو طرف، همچنان موانعی جدی در مسیر کاهش تنش افغانستان و پاکستان به شمار میروند.
حمله کوهات و تأثیر آن بر روند میانجیگری
با این حال، زمانی که تلاشهای دیپلماتیک برای میانجیگری و کاهش تنش میان دو کشور در حال آغاز روندی تازه بود، یک حمله انتحاری و سپس درگیری مسلحانه در مجموعه پلیس در کوهات، واقع در ایالت خیبرپختونخوا، اتفاق افتاد که دهها کشته و بیش از صد زخمی بر جای گذاشت. مسئولیت این حمله را اتحادالمجاهدین پاکستان برعهده گرفت.
اسلامآباد همانند گذشته این حمله را در چارچوب تهدید ناشی از گروههای مسلح مرتبط با افغانستان ارزیابی کرد. گزارشهای منابع پاکستانی همچنین عامل انتحاری را افغان و باشنده ولایت هلمند ادعا کردند و دو روز بعد، پاکستان در اقدامی تلافیجویانه به ولایتهای کنر و پکتیکا حملات هوایی انجام داد.
به گفته مقامهای پاکستانی، در این حملات مواضع افراد مسلح هدف قرار گرفته و از کشته شدن ۲۸ شبهنظامی مخالف خبر داده شد. در مقابل، مقامهای حکومت طالبان و سازمان ملل از کشته شدن غیرنظامیان سخن گفتند. طالبان نیز حملات را تجاوز به خاک افغانستان دانست و ضمن محفوظ دانستن حق پاسخ، کاردار پاکستان در کابل را احضار کرد.
این تحولات نشان میدهد که تنش افغانستان و پاکستان همچنان بهشدت تحت تأثیر رویدادهای امنیتی قرار دارد. حتی در شرایطی که کانالهای دیپلماتیک برای کاهش اختلافات فعال میشوند، یک حمله مسلحانه میتواند فضای سیاسی را بهسرعت تغییر دهد و اعتماد شکننده میان دو طرف را تضعیف کند.
آیا گروههای مسلح در افزایش تنش افغانستان و پاکستان نقش دارند؟
در اینجا این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا حمله کوهات صرفا یک عملیات تروریستی دیگر بود یا میتوان آن را در چارچوب تلاش برای برهم زدن روند میانجیگری میان کابل و اسلامآباد تحلیل کرد؟
در پاسخ، آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که گروههای مسلح مخالف پاکستان از ادامه ناامنی در روابط دو کشور منتفع میشوند؛ زیرا هرچه اعتماد میان اسلامآباد و کابل کمتر شود، احتمال بسته ماندن مرزها، تشدید اقدامات امنیتی و افزایش درگیریهای فرامرزی بیشتر میشود. در چنین شرایطی، فضای لازم برای ادامه فعالیت گروههای مسلح نیز میتواند افزایش یابد.
از این منظر، گروههای مخالف پاکستان میتوانند بهعنوان عاملان اخلالگر در روند تنشزدایی دیده شوند. چنین گروههایی برای ادامه فعالیت خود به محیطی نیاز دارند که در آن روابط میان دولتها پرتنش باشد، همکاری امنیتی محدود بماند و امکان تبادل اطلاعات و هماهنگی میان کابل و اسلامآباد کاهش پیدا کند.
اگر دو طرف به توافقی پایدار درباره کنترل مرز، مقابله با گروههای مسلح و بازگشایی مسیرهای تجاری دست یابند، فضای عملیاتی چنین گروههایی بهطور بالقوه محدودتر خواهد شد.
اتحادالمجاهدین؛ بازیگر جدید در معادله تنش کابل–اسلامآباد
در کنار تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، ظهور «اتحادالمجاهدین پاکستان» نیز به پیچیدهتر شدن محیط امنیتی میان افغانستان و پاکستان کمک کرده است. این ائتلاف در فروردین/حمل ۱۴۰۴ با مشارکت گروه حافظ گل بهادر، لشکر اسلام و حرکت انقلاب اسلامی پاکستان شکل گرفت و بهعنوان ائتلافی رقیب تحریک طالبان پاکستان در میان گروههای مسلح پاکستانی ظاهر شد. تیم نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد در گزارش خود از حضور عناصری از القاعده در شبهقاره هند، گروه حافظ گل بهادر و لشکر اسلام در ائتلاف زیر نام اتحادالمجاهدین خبر داده و آن را گروهی جدید با مواضع سختگیرانه و سابقه حمله به نیروهای امنیتی پاکستان توصیف کرده است.
اتحادالمجاهدین از نظر سازمانی با تحریک طالبان پاکستان یکسان نیست و حتی در برخی گزارشها بهعنوان رقیب در حال ظهور آن توصیف شده است؛ هرچند میان برخی اجزای این ائتلاف، بهویژه گروه حافظ گل بهادر، و شبکههای مرتبط با تحریک طالبان پاکستان پیوندهای تاریخی و عملیاتی وجود دارد. از این منظر، پذیرش مسئولیت حمله کوهات از سوی اتحادالمجاهدین، در حالی که تحریک طالبان پاکستان مسئولیت مستقیم آن را رد کرده است، اهمیت مضاعفی پیدا میکند؛ زیرا نشان میدهد آرایش گروههای مسلح فعال در محیط پاکستان پیچیدهتر از یک تقابل دوگانه میان اسلامآباد و تحریک طالبان پاکستان است. بنابراین، اتحادالمجاهدین را میتوان یکی از متغیرهای مؤثر در تداوم ناامنی و افزایش فشار متقابل کابل و اسلامآباد دانست.
مطالب مرتبط
سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل؛ اهداف این سفرها چیست؟
آینده تنش افغانستان و پاکستان

آینده میانجیگری و تنش افغانستان و پاکستان
از این منظر، زمانبندی تحولات اخیر اهمیت ویژهای پیدا میکند. سفر ابراهیم کالین به کابل و سپس اسلامآباد، همزمان با سفر مقام قطری به کابل، نشان میداد که تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش اختلافات و ایجاد زمینه گفتوگو میان دو طرف همچنان در جریان است. با این حال، وقوع حمله کوهات توسط اتحادالمجاهدین پاکستان در همین مقطع و سپس حملات هوایی پاکستان به مناطقی در افغانستان، بار دیگر فضای امنیتی را بر مناسبات کابل و اسلامآباد حاکم کرد و شرایط را برای تداوم گفتوگو دشوارتر ساخت.
اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که حمله کوهات را در چارچوب چندلایهشدن بازیگران مسلح فعال در منازعه افغانستان و پاکستان بررسی کنیم. در حالی که پاکستان بخش مهمی از فشار امنیتی خود را متوجه تحریک طالبان پاکستان میکند، پذیرش مسئولیت حمله کوهات از سوی اتحادالمجاهدین پاکستان و رد مسئولیت آن از سوی تحریک طالبان پاکستان نشان میدهد که معادله امنیتی موجود را نمیتوان صرفاً به تقابل اسلامآباد با یک گروه مسلح فروکاست. ظهور اتحادالمجاهدین، با حضور گروههایی همچون حافظ گل بهادر و لشکر اسلام، از شکلگیری ائتلافهای مسلح رقیب و همپوشان در این محیط حکایت دارد؛ ائتلافهایی که میتوانند حتی بدون هماهنگی مستقیم با یکدیگر، بر روند تنش میان افغانستان و پاکستان اثر بگذارند.
از این منظر، چالش اصلی میانجیگری ترکیه و قطر تنها حل اختلاف میان کابل و اسلامآباد نیست، بلکه مدیریت پیامدهای امنیتی ناشی از فعالیت بازیگران مسلحی است که خارج از چارچوب مذاکرات رسمی عمل میکنند. یک حمله مسلحانه، حتی در شرایطی که مسئولیت آن میان گروههای مختلف مورد اختلاف باشد، میتواند به افزایش فشار افکار عمومی و نهادهای امنیتی در پاکستان، افزایش اتهامها علیه افغانستان و در نهایت واکنش نظامی اسلامآباد منجر شود. به همین دلیل، هرگونه پیشرفت در مسیر تنشزدایی نیازمند سازوکارهایی برای راستیآزمایی مسئولیت حملات، مدیریت بحرانهای مرزی و جلوگیری از تبدیل یک حادثه امنیتی به چرخهای از اقدامات تلافیجویانه است.
در چنین شرایطی، آینده تنش افغانستان و پاکستان بیش از گذشته به توانایی دو طرف در تفکیک میان اختلافات سیاسی دوجانبه و تهدیدهای ناشی از گروههای مسلح وابسته خواهد بود. تداوم میانجیگری، حفظ کانالهای ارتباطی و ایجاد سازوکارهای مشخص برای واکنش به حوادث امنیتی میتواند مانع از آن شود که هر حادثه، کل روند گفتوگو را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، تنش افغانستان و پاکستان صرفا یک اختلاف دوجانبه نیست؛ بلکه مسئلهای چندلایه با پیامدهای مستقیم برای امنیت مرزی، تجارت و ترانزیت منطقهای و نقش بازیگران خارجی در آسیای جنوبی است.
