بررسی تحولات افغانستان
با پایان جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و امضای یادداشت تفاهم میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا که روز پنجشنبه ۲۸ خرداد ماه به امضا رسید، یکی از مهمترین پرسشهایی که در فضای سیاسی و رسانهای مطرح شده این است که پیروز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران چه کسی است؟ در بسیاری از جنگها، هر دو طرف تلاش میکنند خود را پیروز جنگ معرفی کرده و با برجستهسازی دستاوردهای خود، روایت مطلوبشان را بر افکار عمومی تحمیل کنند. از این رو، تشخیص پیروز جنگ صرفا بر اساس ادعاهای طرفهای درگیر امکانپذیر نیست.
معیار تشخیص پیروز جنگ ایران و آمریکا چیست؟
برای رسیدن به یک ارزیابی واقعبینانه از پیروز جنگ، باید از معیارهای مشخصی استفاده کرد؛ معیارهایی مانند میزان تلفات، تغییرات سرزمینی، تأثیرات سیاسی، پیامدهای راهبردی و مهمتر از همه میزان تحقق اهدافی که جنگ بر مبنای آنها آغاز شده است. در تعیین پیروز جنگ ایران و آمریکا، اگر معیار اصلی را «دستیابی به اهداف جنگ» در نظر بگیریم، میتوان تصویر روشنتری از نتیجه جنگ و هویت پیروز جنگ ارائه کرد.
در این چارچوب، پرسش اصلی این است که آیا آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگی که علیه ایران آغاز کردند، به اهداف خود دست یافتهاند یا خیر؟ پاسخ به این پرسش میتواند مشخص کند که پیروز جنگ چه کسی بوده است.
اهداف آمریکا و اسرائیل از جنگ علیه ایران چه بود؟
آمریکا و رژیم صهیونیستی با اهداف مشخصی جنگ علیه ایران را آغاز کردند. این اهداف در اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دیگر مقامات آمریکایی و همچنین نخستوزیر رژیم صهیونیستی بهوضوح بیان شد؛ تغییر نظام سیاسی ایران که از آن با عنوان تغییر رژیم یاد کردند، نابودی زیرساختهای هستهای ایران، از بین بردن توان نظامی ایران به ویژه توان موشکی و برچیدن جبهه مقاومت در منطقه از جمله اهداف اعلامشده جنگ بود.
هدف اصلی و غایی آمریکا، به ویژه رژیم صهیونیستی به عنوان طراح این جنگ، پایان دادن به نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود؛ به گونهای که یا یک حکومت دستنشانده بر ایران حاکم شود یا این کشور به چند بخش تقسیم گردد. از همین رو، تحقق یا عدم تحقق این اهداف میتواند مهمترین شاخص برای تعیین پیروز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران باشد.
عملیات نظامی واشنگتن و تلاویو بر همین اساس تنظیم شده بود. این طراحی طبق اظهارات ترامپ و افشاگری رسانهها سه رکن داشت؛ رکن اول حملات وسیع برای ترور مقامات ارشد جمهوری اسلامی از جمله رهبر ایران بود. رکن دوم، ضربه از درون با تکیه بر اغتشاشگران بود و رکن سوم، مسلحسازی کردهای تجزیهطلب ایرانی و تهاجم چند هزار نفری آنها برای تصاحب مراکز مهم در تهران بود. بر این اساس، در اولین ساعات حملات، منزل و محل کار رهبر ایران و همزمان چندین محل استقرار یا منازل دیگر مقامات بمباران شد تا ضربه اول، فرماندهی سیاسی و نظامی ایران را از کار اندازد. ترامپ و نتانیاهو با حساب باز کردن روی اغتشاشگرانی که از قبل با صرف میلیونها دلار توسط موساد ساماندهی شده بودند، قصد داشتند، ناآرامی از درون را کلید بزنند تا ایران همزمان با دو جبهه درگیر شود؛ هم از درون و هم از بیرون. رکن سوم که آن هم از مدتها پیش تدارک دیده شده بود، ارسال سلاح برای کردهای تجزیهطلب مستقر در کردستان عراق بود تا با پوشش حملات هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی، چند هزار کرد مسلح وارد ایران شوند و خود را به تهران برسانند تا کنترل مقرهای مهم سیاسی و نظامی را در دست گیرند.
چرا ایران خود را پیروز جنگ میداند؟
با این وجود، روند جنگ برخلاف بسیاری از محاسبات مهاجمین پیش رفت. اگرچه ایران ضربات قابل توجهی دریافت کرد و تعدادی از رهبران طراز اول از جمله رهبر جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند، اما جمهوری اسلامی توانست بدون هیچ وقفهای، ساختار حکومتی خود را حفظ کند و مانع بروز خلا در رهبری سیاسی و فرماندهی نظامی گردد. لذا نظام سیاسی ایران و فرماندهی جنگ نه تنها از هم نپاشید، بلکه بدون هیچ وقفهای و با همان سبک و سیاق قبل، حکمرانی سیاسی و تقابل نظامی را بهپیش برد. از این منظر، یکی از مهمترین دلایل معرفی ایران به عنوان پیروز جنگ، ناکامی طرف مقابل در تحقق هدف اصلی خود یعنی تغییر نظام سیاسی ایران است.
مقامات جمهوری اسلامی ایران با درک این که رژیم صهیونیستی و آمریکا روی مشتی اغتشاشگر حساب باز کردهاند، بهطور فوری ظرفیت مردمی را پای کار آوردند و تجمعات شبانه را راهاندازی کردند؛ بهزودی دهها هزار نقطه در شهرها و روستاهای ایران مملو از مردمی شد که حاضر بودند جان خود را در راه حفظ نظام فدا کنند و در چنین فضایی، هیچ اغتشاشگری توان و جرات اجرای ماموریت را نداشت. در نتیجه، رکن دوم یعنی بیثباتسازی داخلی آنگونه که طراحان جنگ انتظار داشتند، محقق نشد.
رکن سوم عملیات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم با توان موشکی و نیز جبهه مقاومت عراق رقم خورد؛ مقرهای کردهای مسلح و تجزیهطلبی که ترامپ و نتانیاهو روی آنان حساب باز کرده بود، طی این حملات تار و مار شد و در نقطه زمینگیر شدند.
علاوه بر این، ایران با اجرای حملات متقابل علیه اهداف آمریکایی و رژیم صهیونیستی نشان داد که از ظرفیت واکنش و ضربه زدن برخوردار است و جنگ را به یک نبرد یکطرفه تبدیل نخواهد کرد. در نتیجه، جنگ به جای آنکه به تحقق سریع اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی منجر شود، به یک رویارویی فرسایشی تبدیل شد.
هرچه زمان بیشتری سپری میشد، هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی جنگ برای ترامپ که با خیال خام تحقق اهداف جنگ ظرف چند روز تن به همراهی با نتانیاهو داده بود، بیشتر میشد. لذا، در حالی که انتظار میرفت فشار نظامی ایران را وادار به عقبنشینی و پذیرش شروط طرف مقابل کند، مقاومت جمهوری اسلامی باعث شد این هدف نیز تحقق پیدا نکند.

امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا؛ نشانه دیگری بر شکست اهداف واشنگتن
در نهایت، پس از حدود چهل روز درگیری، جنگ نه با سقوط نظام ایران پایان یافت و نه با تسلیم کامل این کشور در برابر خواستههای واشنگتن. در مقابل، ابتدا بحث آتشبس از سوی آمریکا مطرح شد و سپس مسیر توافق و مذاکره میان دو طرف شکل گرفت. صرفنظر از مفاد نهایی یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، این واقعیت که جنگ به جای دستیابی به اهداف حداکثری به آتشبس و بازگشت به میز مذاکره منتهی شد، خود نشانه مهمی در ارزیابی پیروز جنگ ایران و آمریکا محسوب میشود.
بر اساس معیار تحقق اهداف، میتوان استدلال کرد که ایران دستکم در سطح راهبردی پیروز جنگ است؛ زیرا آمریکا و رژیم صهیونیستی موفق نشدند مهمترین هدف خود را که سقوط نظام سیاسی ایران بود، محقق کنند. از سوی دیگر، توان موشکی ایران برخلاف ادعای ترامپ، هنوز مستحکم و استوار است که پاسخ موشکی ایران به رژیم صهیونیستی در پی تجاوز به ضاحیه بیروت پایتخت لبنان، حکایت از تداوم این ابزار بازدارندگی دارد. جبهه مقاومت هم نه تنها حذف نشد، بلکه طی این جنگ احیا شد و پس از این با روحیه بالاتری به رژیم صهیونیستی و تجاوزات آمریکا پاسخ خواهد داد. لذا در تعیین پیروز جنگ، به جای تمرکز بر اهداف تاکتیکی، باید بر ارزیابی اهداف راهبردی متمرکز بود که از این منظر، ایران پیروز جنگ است چرا که آمریکا ناامید از تغییر رژیم در ایران، به امضای تفاهمانه روی آورد که در آن بر حفظ احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران اشاره شده است.
البته این بدان معنا نیست که ایران بدون هزینه از جنگ خارج شده است. خسارات واردشده به زیرساختها، آسیبهای اقتصادی، تلفات انسانی و فشارهای ناشی از جنگ واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. با این حال، در تاریخ روابط بینالملل نمونههای متعددی وجود داشته که یک کشور با وجود تحمل خسارتهای سنگین، به دلیل حفظ اهداف اساسی خود پیروز جنگ تلقی شده است.
در مقابل، آمریکا نیز میتواند استدلال کند که با وارد کردن خسارات گسترده به ایران، بخشی از اهداف نظامی خود را محقق ساخته و از این منظر پیروز جنگ است. اما مشکل این استدلال آنجاست که میان دستاوردهای تاکتیکی و پیروزی راهبردی تفاوت وجود دارد. نابودی برخی تأسیسات یا حذف برخی فرماندهان، اگر به تحقق هدف نهایی جنگ منجر نشود، لزوما به معنای پیروزی نیست.
مطالب مرتبط
حمله اسرائیل به زیرساختهای ایران؛ آغاز تغییر قاعده جنگ
واکنش افغانها به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
در واقع، تاریخ نظامی جهان مملو از نمونههایی است که در آن یک قدرت بزرگ در میدان نبرد موفقیتهای تاکتیکی فراوانی به دست آورده اما در دستیابی به اهداف سیاسی و راهبردی خود ناکام مانده است. به همین دلیل، هنگام تعیین پیروز جنگ باید میان نتایج کوتاهمدت و اهداف نهایی تمایز قائل شد.
از این منظر، نتیجه جنگ و طرف پیروز جنگ را میتوان چنین جمعبندی کرد: اگر معیار پیروزی را تحقق اهداف نهایی جنگ بدانیم، ایران در موقعیت برتر قرار دارد و پیروز جنگ ایران و آمریکا محسوب میشود. زیرا توانسته از مهمترین هدف خود یعنی حفظ نظام سیاسی و جلوگیری از تحمیل اراده طرف مقابل دفاع کند. در مقابل، آمریکا و رژیم صهیونیستی با وجود برخورداری از برتری نظامی و صرف هزینههای گسترده نتوانستند اهداف حداکثری خود را محقق سازند.
لذا میتوان گفت که در سطح راهبردی، ایران از این رویارویی موفق بیرون آمده و پیروز جنگ است؛ در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی نتوانستند نتیجهای متناسب با هزینههای پرداختشده به دست آورند. بر مبنای اطلاعات و واقعیتهای موجود و با استفاده از معیار «دستیابی به اهداف»، کفه ترازو به سود ایران سنگینی میکند. همچنین سرخوردگی رژیم صهیونیستی از امضای یادداشت تفاهم ایران و آمریکا از نگاه این تحلیل، نشانهای از نرسیدن طراح جنگ به اهداف راهبردی خود و در نتیجه ناکامی آنها در تعیین سرنوشت این رویارویی است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی نه تنها به اهداف راهبردی خود در جنگ با ایران دست نیافتند بلکه با مقاومت ایران، آمریکا راه تفاهم را در پیش گرفت. بر اساس این شاخص، ایران پیروز جنگ تلقی میشود.















