بررسی تحولات افغانستان
اقدام روسیه در شناسایی رسمی حکومت طالبان، یکی از شگفتیهای افغانستان پس از تحولات 1400 محسوب میشود و مسکو بنبست شناسایی حکومت طالبان را شکست. با توجه به جایگاه روسیه در منطقه و نظام بینالملل، این اقدام مسکو به همان میزان که یک پیروزی دیپلماتیک برای طالبان محسوب شد، به همان میزان شکست و یاس مخالفان طالبان را در پی داشت.
در حالی که انتظار میرفت روسیه بعد از یک ارزیابی عمیق دست به این اقدام زده و دستاوردهای این اقدام برای مسکو عمدتا معطوف به مسائل امنیتی است، اما یادداشت اخیر سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت ملی روسیه در روزنامه راسیسکایا گازتا که یک روزنامه دولتی و با اعتبار سطح بالا در روسیه است، خلاف این انتظار بود. شویگو در این یادداشت بر خطرات ناشی از وضعیت ناپایدار افغانستان، حضور گروههای تروریستی و تهدید قاچاق مواد مخدر از افغانستان اشاره کرد. این موضع عالیترین مقام امنیتی روسیه این پرسش را به وجود میآورد که دلیل این نوسان ظاهری در مواضع مسکو چیست؟ آیا این یک رفتار پاندولی و سردرگم است یا بخشی از یک استراتژی عمیقاً حساب شده و چندلایه؟ برای پاسخ به این پرسش دو دیدگاه مطرح است که در این یادداشت به تشریح آنها پرداخته خواهد شد.
دیدگاه اول؛ تضاد مواضع بین دستگاه امنیتی و دستگاه سیاست خارجی روسیه
بررسی مواضع روسها در قبال حکومت طالبان طی چهار سال گذشته دو موضع متضاد را روسها را نشان میدهد. دستگاهها و مقامات امنیتی روسیه، نگاه منفی به افغانستان ذیل حکومت طالبان داشتهاند و همواره در اظهارات خود بر خطر سرایت داعش خراسان و دیگر گروههای تروریستی مانند حرکت اسلامی ازبکستان از افغانستان به خارج تاکید کردهاند. الکساندر بورتنیکوف، رییس سرویس امنیت فدرال روسیه و شویگو رئیس شورای امنیت ملی این کشور از این دسته هستند که هر از گاهی به حضور و فعالیت داعش خراسان و دیگر گروههای افراطی در افغانستان اشاره میکنند.
در مقابل این دسته، وزارت خارجه مسکو نگاه مثبت و تعاملجویانه به حکومت طالبان داشته است و بر دیپلماسی عملگرایانه به منظور رفع تهدیدات امنیتی، کسب منافع اقتصادی و پیروزی در رقابتهای ژئوپلیتیکی تاکید دارد. ضمیر کابلوف که سالیان زیادی در نوک پیکان دستگاه دیپلماسی روسیه در زمینه افغانستان قرار داشته و با طالبان در تماس بوده است، در این دسته قرار دارد.
در این رقابت، دستگاه دیپلماسی روسیه توانست دیدگاه خود را غالب سازد و شناسایی حکومت طالبان را رقم بزند. طبق اخبار منتشر شده، تصمیم به رسمیت شناختن حکومت افغانستان، بر اساس پیشنهاد سرگئی لاوروف وزیر خارجه مسکو اتخاذ شده است. بر این اساس، اکنون افراد مسئول در دستگاههای امنیتی روسیه به طور محتاطانه این نگرانیهای خود را بروز میدهند.
دیدگاه دوم؛ تاکتیک حساب شده برای حفظ اهرم فشار و مدیریت انتظارات
دیدگاه دوم معتقد است که این حرکت پاندولی و متضاد روسیه ناشی از سردرگمی یا اختلاف نظر مقامات و دستگاههای امنیتی و سیاست خارجی نیست بلکه یک حرکت تاکتیکی و حساب شده است که هدف آن حفاظت از منافع روسیه در شرایطی است که هیچ سناریوی ایدهآلی وجود ندارد.
در این کانتکست، اظهارات شویگو را نباید به منزله یک چرخش یا پشیمانی از شناسایی طالبان تفسیر کرد بلکه باید آن را به عنوان بخشی مکمل و ضروری از راهبرد اصلی روسیه دانست. شویگو. به عنوان عالیترین مقام امنیتی روسیه با این یادداشت، چندین هدف تاکتیکی را دنبال میکند:
فشار بر طالبان برای عمل به تعهدات
شویگو با این نوع ادبیات و پیام که در سطح عمومی منتشر میشود، به طالبان یادآوری میکند که شناسایی این حکومت از سوی روسیه مشروط است. رئیس شورای امنیت ملی روسیه به طور غیرمستقیم به رهبران طالبان بیان میکند که باید به تعهدات خود در قبال مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر عمل کنید. در واقع این اظهارات یک ابزار دیپلماتیک برای تحت فشار گذاشتن کابل است.
وابستهسازی امنیتی آسیای مرکزی به خود
یکی از نظریههای موجود درباره اظهار نظرهای این چنینی مقامات روسی درباره افغانستان این است که سیستم حکومتی روسیه با بزرگنمایی تهدیدات امنیتی افغانستان در مقابل کشورهای آسیبپذیر آسیای مرکزی، بر آن است تا این پنج کشور را وابسته به چتر امنیتی خود نگهدارد. بر همین اساس درباره تهدیدات با منشا افغانستان به ویژه داعش خراسان، میزانی از مبالغه را به کار میگیرد. کرملین از وابستگی امنیتی کشورهای آسیای مرکزی به خود استفاده ابزاری میکند چرا که سران کشورهای آسیای مرکزی میدانند فقط کاخ کرملین برای حفظ قدرت خاندانی و موروثی به آنها کمک خواهد کرد.

جلب همکاری برای پیوستن به فرمت مسکو
این برجستهسازی تهدیدات افغانستان، از سوی رئیس شورای امنیت ملی روسیه عامدانه و با هدف ایجاد دغدغه در منطقه و جامعه جهانی است و سپس رهبری دیپلماتیک در این زمینه است. فرمت مسکو در حال حاضر یکی از مهمترین پلتفرمهای منطقه در زمینه افغانستان است اما به موازات آن پلتفرمهای دیگری هم وجود دارند که ممکن است به مرور زمان فرمت مسکو را به حاشیه براند. از سوی دیگر، فرمت مسکو تاکنون محدود به کشورهای منطقه بوده و موفقیتی در جذب کشورهای غربی نداشته است.
انعطافپذیری آیندهنگرانه
مسکو با درک اختلافات درون گروهی و گرایشهای مختلف در درون طالبان، با اتخاذ یک رویکرد دوگانه یعنی هم تعامل و هم هشدار، برای خود فضای مانور ایجاد میکند. این رویکرد دوگانه مسکو را قادر میسازد تا اگر جناحی غیر از جناح موجود به قدرت رسید و همکاری امنیتی را با مسکو رد کرد، با استناد به چنین مواضعی، سطح تعامل خود را کاهش دهد یا حتی مشروعیت داده شده را پس بگیرد.
مطالب مرتبط
دلایل و پیامدهای شناسایی حکومت طالبان توسط روسیه
3 انگیزه مهم روسیه برای گامهای بلند به سوی افغانستان
جمعبندی
مسکو در قبال حکومت طالبان مواضع متغیر و به عبارتی پاندولی داشته است. چنین موضعی مسجل است و در تفسیر و تشریح آن دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه نخست منشا این حرکت پاندولی را درون روسیه و اختلاف نهادی میداند حال آن که دیدگاه دوم، موضع اخیر شویگو را یک تقسیم نقش و حاصل یک حرکت تاکتیکی در راستای راهبرد کلان کاخ کرملین میداند. حامیان دیدگاه دوم معتقدند که توانایی ارسال پیامهای دوگانه، نشانه توانمندی مسکو در مواجهه با یک محیط بینالمللی پیچیده و پرخطر است.
در حال حاضر دشوار است بگوییم کدام دیدگاه درست است اما به نظر میرسد که دیدگاه اول از دیرینه و پایههای مستحکمتری برخوردار باشد.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید