شنبه 20/ 10 / 1404

بررسی تحولات افغانستان

بازنگری در شبکه سرک‌های کابل، از سرک‌های اصلی و سرک حقلوی گرفته تا سرک‌های فرعی، نه تنها برای حل مشکل ترافیکی این شهر لازم و ضروری است بلکه به عنوان بخشی از فرآیند توسعه شهری الزامی است.

شهر کابل به‌عنوان پرجمعیت‌ترین کانون شهری افغانستان، در دهه‌های اخیر با چالش‌های انباشته‌ای در حوزه ترافیک و توسعه شهری مواجه بوده است. رشد شتابان جمعیت، افزایش وسایل نقلیه، توسعه بدون انطباق با ظرفیت زیرساختی و ضعف در تطبیق طرح‌های جامع شهری، باعث شده است که سرک‌های کابل نه‌تنها کارکرد اصلی خود را در تسهیل جابه‌جایی از دست بدهند، بلکه به یکی از عوامل اصلی نارضایتی شهری، اتلاف زمان، آلودگی محیط‌زیست و کاهش کیفیت زندگی بدل شوند.
در چنین بستری،

نابسامانی سرک‌های کابل در نظام پیشین

یکی از ریشه‌های اصلی بحران ترافیک کابل، رویکردهای سلیقه‌ای، مقطعی و واکنشی در مدیریت سرک‌‌سازی در شهر کابل در دوره نظام پیشین بود. تمرکز بر اقدامات کوتاه‌مدت مانند مسدودسازی‌های موقت یا تغییرات محدود مسیرها، بدون اصلاح ساختاری شبکه جاده‌ای، منجر به انباشت مشکلات شد.

در این دوره، بازسازی سرک‌ها، گسترش شهری و ساخت شهرک‌ها، اغلب بدون پیوند با ساختار توسعه شهری انجام ‌شد. ساخت‌وسازهای غیرپلانی و نادیده‌گرفتن حریم سرک‌ها، معابر و شریان ترافیک شهری، باعث شد بسیاری از مسیرهای شهری به گلوگاه‌های دائمی ترافیکی تبدیل شوند. عدم توجه جدی به تطبیق ماستر پلان شهر کابل نیز سبب شد که توسعه شهری از منطق فنی و فضایی فاصله بگیرد و هزینه‌های اصلاحی سنگینی به شهر تحمیل شود.

نقشه سرک‌های کابل در ماستر پلان شهری

ماستر پلان شهر کابل، به‌عنوان سند راهبرد توسعه شهری، شبکه‌ای از سرک‌های اصلی، شریانی و حلقوی را برای پاسخ‌گویی به نیازهای بلندمدت شهر کابل پیش‌بینی کرده است. ماستر پلان شهر کابل در دهه 40 خورشیدی تهیه شد و سپس در سال 2010 با همکاری دولت افغانستان و آژانس همکارهای بین‌المللی ژاپن دوباره بازنگری و مجددا تدوین شد. در این نقشه، سرک‌های شهر کابل نقش انتقال جریان‌های عمده ترافیکی را بر عهده دارند و جاده‌ حلقوی کابل به‌منظور کاهش فشار از مرکز شهر و توزیع متوازن حرکت طراحی شده‌اند.

با این حال، فاصله معناداری میان نقشه‌های مصوب و وضعیت اجرایی شهر شکل گرفت. ساخت‌وسازهای غیرپلانی در حریم سرک‌های کابل، عدم رعایت عرض‌های پیش‌بینی‌شده و توسعه بی‌ضابطه بافت‌های مسکونی و تجاری، موجب شد که در سال‌های بعد، پروژه‌های سرک‌سازی با تخریب‌های پرهزینه و تنش‌های اجتماعی همراه شود. این وضعیت نشان می‌دهد که بی‌توجهی به ماستر پلان شهر کابل، نه‌تنها توسعه را تسهیل نمی‌کند، بلکه هزینه‌های آن را به آینده منتقل می‌سازد.

حکومت طالبان و بازتعریف توسعه سرک‌های کابل

با استقرار حکومت طالبان، رویکرد تازه‌ای در مدیریت شهر کابل قابل مشاهده است؛ رویکردی که بر حل مسائل انباشته، سامان‌دهی فضایی و تمرکز بر گره‌های واقعی شهری استوار است. شواهد نشان می‌دهد که در حوزه جاده‌سازی و نظم ترافیکی، این رویکرد بر پرهیز از ملاحظات سلیقه‌ای، نگاه غیرمتعصبانه به مناطق مختلف شهر و اولویت‌بندی نیازهای عینی استوار بوده است.

توسعه و بازسازی سرک‌ها، اعمار پل‌ها و زیرگذرها و تلاش برای هماهنگ‌سازی پروژه‌های ترافیکی با ساختار کلی شهر، از جمله اقداماتی است که در این دوره به صورت مشهود دنبال شده است. پروژه‌هایی مانند پل و سرک زیرزمینی بره‌کی، توسعه پل سوخته، توسعه سرک‌های غرب کابل، توسعه سرک کوته‌سنگی- دهمزنگ، ایجاد پل‌های هوایی برای عابرین پیاده، ایجاد سرک فرعی پل سوخته- چهارراه شهید، سامان‌دهی دست فروش‌های کنار جاده، سامان‌دهی و ایجاد مراکز فروش میوه و سبزی (ترکاری) برای کاهش ازدحام کنار سرک‌ها، مدیریت جمع‌آوری و انتقال زباله‌های شهری، به‌مثابه بخشی از برنامه‌های مدیریت و توسعه شهری حکومت طالبان هستند که نشان‌دهنده تلاش برای حرکت از مدیریت واکنشی به مدیریت ساختاری در توسعه شهری کابل به حساب می‌آیند.

سرک حلقوی کابل؛ ستون فقرات مدیریت ترافیک

سرک حلقوی کابل یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های پیش‌بینی‌شده در مجموعه سرک‌های کابل و ماستر پلان پایتخت است که نقش کلیدی در کاهش بار ترافیکی مرکز شهر دارد. موقعیت سرک حلقوی به‌گونه‌ای طراحی شده است که جریان‌های عبوری و غیرضروری را به پیرامون شهر هدایت کرده و از تمرکز بیش‌ازحد وسایل نقلیه در هسته مرکزی کابل جلوگیری کند.

اهمیت سرک حلقوی کابل تنها به بُعد ترافیکی محدود نمی‌شود؛ کاهش زمان سفر، صرفه‌جویی در مصرف سوخت، تسهیل حمل‌ونقل کالا و بهبود دسترسی میان نواحی مختلف شهر، از جمله آثار مستقیم آن است. این سرک حلقوی با این مختصات به عنوان یک کمربند ترافیکی برای شهر کابل تاهنوز به مراحل عملیاتی خود نرسیده است. اما عزم حکومت طالبان برای اجرای آن، نشان‌دهنده حرکت تدریجی به‌سوی تکمیل یکی از راهبردی‌ترین زیرساخت‌های شهری کابل است. قابل ذکر است که حکومت طالبان در اقدام جالبی، در حال ساخت سرک حلقوی درون شهری در حوزه غرب کابل است که این ابتکار، نقش مهمی را در کاهش ترافیک شهری ایفا می‌کند.

سرک حلقوی در غرب شهر کابل

سرک حلقوی غرب کابل که مسیر آن از محدوده کمپنی آغاز و از مسیرهای ۲۰ متری عرفانی، سنگ‌چال و منطقه سرخ‌آباد عبور کرده و به سرک‌های شهرک امید سبز، دارالامان- دهمزنگ، دهمزنگ- کوته سنگی- افشار و سپس منطقه کمپنی متصل می‌شود، نقش تعیین‌کننده‌ای در توسعه غرب کابل دارد. این سرک علاوه بر کاهش فشار ترافیکی بر مسیرهای مرکزی و جاده اصلی شهید مزاری- برچی و پل سوخته، بستری برای رشد متوازن خدمات شهری در غرب کابل فراهم می‌سازد.

در نظام پیشین، به‌رغم نیاز آشکار این بخش از شهر و وعدهای دولت تحت عنوان «طرح بهسازی دشت برچی»، اجرای چنین پروژه‌ای به‌طور جدی دنبال نشد. در مقابل، توجه به این سرک در دوره کنونی را می‌توان نشانه‌ای از تغییر نگاه به توسعه و تلاش برای برقراری تعادل میان مناطق مختلف کابل دانست.

نقشه سرک‌های کابل غرب کابل
در بازسازی و نوسازی سرک‌های کابل، توجه خاصی به منطقه غرب کابل شده است.

ایجاد و بهسازی سرک‌های فرعی در غرب کابل

توسعه سرک‌های فرعی در غرب کابل، مکمل سرک‌های اصلی و حلقوی محسوب می‌شود. سرک‌های منطقه نقاش، سرک نقاش به شهرک امید سبز، سرک ۲۰ متری سرخ‌آباد، طرح توسعه پل خشک و اتصال به سرک حلقوی، بهسازی پل سوخته و بهسازی مسیرهای ارتباطی از پل سوخته تا کناره رود کابل و از کوته‌سنگی تا دهمزنگ، همه بخشی از شبکه‌ای هستند که هدف آن افزایش دسترسی محلی، کاهش تراکم و ارتقای ایمنی در غرب کابل است.
این سرک‌های فرعی، علاوه بر کارکرد ترافیکی، در بهبود خدمات‌رسانی شهری و ارتقای کیفیت زیست شهری، نقش مهمی ایفا می‌کنند.

مطالب مرتبط
بازسازی سرک‌های کابل؛ جلوه جدیدی از پایتخت افغانستان
چهره جدید غرب کابل در حکومت طالبان

جمع‌بندی

تجربه و مشکلات سرک‌های کابل نشان می‌دهد که بحران ترافیک، بازتابی از چالش‌های عمیق‌تر در توسعه شهری است. سامان‌دهی سرک‌های اصلی و سرک حلقوی کابل تا سرک‌های فرعی، زمانی اثربخش خواهد بود که در چارچوب ماستر پلان دنبال شود. تحولات اخیر در توسعه سرک‌های کابل، اگرچه همچنان با چالش‌هایی روبه‌روست، اما نشانه‌هایی از عبور از مدیریت مقطعی به سمت رویکردی ساختاری و متوازن را در خود دارد؛ رویکردی که می‌تواند زمینه‌ساز شهری منظم‌تر، قابل‌زیست‌تر و برخوردار از توسعه متوازن باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *